ضمن عرض سپاس از خدمت بیمنت و بلاعوض در جایگاه خدمت راهنمایی و تجلیل از زحمات راهنما، در اینباره مصاحبهای را با راهنمایان همسفر زهره و همسفر الناز از نمایندگی کوروش آذرپور آماده کردیم که به آن میپردازیم.
همسفر زهره و مسافرشان رضا با ۱۷ سال تخریب و آخرین آنتیایکس مصرفی متادون وارد کنگره۶۰ شدند. با متد DST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر داود و همسفر زهره ۱۱ ماه و ۱۷ روز سفر کردند. در حال حاضر به مدت ۵ سال و ۹ ماه است که به لطف خدا و با دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر دارت و همسفر شنا است. همسفر زهره تاکنون در جایگاههای مختلف خدمتی مانند دبیری، نگهبانی، رابط خبری، راهنمایی، سرداری و دنوری خدمت کردند.
همسفر الناز و مسافرشان جابر با بیش از ده سال تخریب و آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره۶۰ شدند. به روش DST و داروی OT، با راهنمایی مسافر مازیار و همسفر محبوبه ۱۳ ماه و ۶ روز سفر کردند. در حال حاضر ۹ سال و ۵ ماه است که با دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستند. همسفر الناز در جایگاههای خدمتی دبیری، نگهبانی، خزانهداری لژیون سردار، مسئول سایت و ۴ سال راهنمایی خدمت کردند و در حال حاضر در جایگاه دبیری لژیون سردار در حال خدمت کردن هستند.
تودیع به زبان خودمانی یعنی چه؟ چرا راهنمایان پس از چهار سال، از هدایت مستقیم یک گروه (لژیون) کنار میروند؟ هدف اصلی این چرخش چیست؟
راهنما همسفر زهره:
تودیع به معنای خداحافظی، وداع یا ترککردن است؛ اما در کنگره۶۰ تودیع به معنای تحویل دادن جایگاه خدمتی میباشد. این طرح ۴ سال خدمت در کنگره۶۰ بهترین طرحی بود که در زندگی خود دیدم با این طرح هر رهجویی میتواند با انگیزه وارد سفر شود، بهدرستی سفر کند و بعد از سفر در کنگره۶۰ بماند تا به جایگاه خدمتی برسد. بهنظرم هدف از این چرخش فرصت آموزش دیدن، کسب تجربه و رسیدن به توانمندیها برای همه اعضاء کنگره۶۰ میباشد.
راهنما همسفر الناز:
تودیع یعنی تحویل دادن جایگاههای خدمتی یا تسلیم بودن در برابر قوانین کنگره۶۰ یا هر مکان دیگری. در کنگره۶۰ بهدلیل در چرخش بودن انرژی جایگاههای خدمتی این چرخشها صورت میگیرد تا هم راهنما و هم رهجو وابسته به آن جایگاه نشوند و خدمت به همه عزیزانی که تمایل به خدمت در جایگاهی را دارند، برسد و در کل هدف اصلی این چرخشها کسب انرژی جایگاههای خدمتی برای همه رهجویان کنگره۶۰ است و هر خدمت و چرخش آن بار آموزشی خودش را هم برای راهنما و هم رهجو دارد.
آیا تودیع، پایان ارتباط است؟ وقتی راهنما تودیع میشود، رابطهاش با رهجویانش چه شکلی پیدا میکند؟ آیا این ارتباط قطع میشود یا شکل آن عوض میشود؟
راهنما همسفر زهره:
بهنظر شما آیا عشق و محبت پایان دارد که تودیع پایان رابطه باشد؟ هر رهجویی که وارد لژیون میشود راهنمای خود را با حس خودش انتخاب میکند، قطعاً روح مشترک داشتند و حتی میتوان گفت آنها از بُعد قبل با هم بودند و حال در این بُعد هم همدیگر را یافتند؛ پس این ارتباط و پیوند محبت قطع نخواهد شد. رابطه به گونهای دیگر خواهد شد. اول اینکه رهجو دیگر از راهنمای خود راهکار نمیگیرد؛ اما میتواند از روی ادب، احترام و دلتنگی یادی از راهنمای قبلی خود کند.
راهنما همسفر الناز:
البته نه، وقتی چند نفر دور هم در لژیون جمع میشوند، رابطه دوستانه و پیوند محبتی بین راهنما و اعضاء شکل میگیرد که با تودیع شدن نوع ارتباط تغییر میکند. در اصل این ارتباط از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند. وقتی تودیع صورت میگیرد، راهنما دیگر نمیتواند به رهجو راهنمایی کند؛ زیرا رهجو راهنمای جدیدی را برای ادامه مسیر انتخاب کرده است؛ اگر بخواهد هم از راهنمای جدید و هم از راهنمای قبلی راهنمایی بگیرد، با مشکل روبهرو میشود. در اینجا رابطه دوستانه ادامه پیدا میکند و دیگر راهنمای قبلی حکم دوست را دارد و از راهنمای جدید آموزش میگیرد. هرگز پیوند محبت بین راهنما و رهجو از بین نمیرود؛ حتی سالیان سال هم این دوستی و محبت ادامه خواهد داشت، فقط شکل و نوع آن تغییر میکند.

سیستم چهطور از رهجو محافظت میکند؟ اگر رهجویانی باشند که به راهنمای خود وابستگی عاطفی زیادی پیدا کردهاند، کنگره۶۰ چهطور این انتقال را مدیریت میکند تا به درمان آنها لطمه نخورد؟
راهنما همسفر زهره:
در ابتدا بگویم هرکس در مسیر صراطمستقیم باشد، قطعاً سیستم بهصورت خودکار هدایتگر آنها خواهد بود. فقط خدمت میتواند کمک کند تا این وابستگی عاطفی که بهوجود آمده است بعد از تودیع راهنما بتواند بماند و به راه خود ادامه دهد. سفر اولی به عشق رهایی مسافر قطعاً میماند؛ ولی نگرانیها برای آن دسته از عزیزانی است که سفر دوم هستند و هیچ خدمتی هم دریافت نکردهاند.
راهنما همسفر الناز:
در کنگره همه کارها و برنامهریزیها طبق قانون خاصی پیروی و مدیریت میشود. وقتی رهجویی وارد سیستم کنگره۶۰ میشود، در ابتدا سه جلسه مشاوره میشود و در جلسه چهارم با حس خودش راهنما انتخاب میکند و در ادامه رهجو به این شکل محافظت میشود. اکثر رهجویان کنگره۶۰ وابسته راهنمای خود میشوند و بهندرت پیش میآید که رهجویی به راهنمای خودش وابسته نباشد. طبق آموزشهایی که در طول سفر دیده است، میبایست مطیع قوانین کنگره۶۰ باشد و بداند هر آغازی پایانی هم دارد. با انتخاب راهنمای جدید و گرفتن آموزشهای کنگره۶۰، قطعاً لطمه نخواهد خورد؛ اگر رهجو آموزشها را بهدرستی دریافت و کاربردی کرده باشد، هرگز به مشکل برخورد نخواهد کرد و راه و مسیر خودش را ادامه خواهد داد.
معیارهای یک راهنمای خوب چیست؟ بهنظر شما، در طول این چهار سال، یک راهنما چهطور باید باشد و چه کارهایی انجام دهد تا هم رهجو رشد کند و هم خودش مسیر درستی را طی کرده باشد؟
راهنما همسفر زهره:
صبور، مهربان، با عشقومحبت، با اقتدار، آرام، فرمانبردار و مسئولیتپذیر باشد. همیشه پربار و با آمادگی کامل وارد لژیون شود. هر جلسه دغدغهاش این باشد که نکتهای مفید و جدید را به رهجویانش آموزش دهد، در کل در مسیر باشد. از آنجایی که راهنما یک الگو کامل برای رهجو میباشد و رهجو هر آنچه را از راهنمای خود میبیند آن را الگوبرداری میکند. یک راهنما باید کاملاً در چارچوب قوانین و حرمت کنگره۶۰ قدم بردارد؛ اگر اینچنین باشد، هم باعث رشد رهجو میشود و هم خودش در مسیر آموزش موفق خواهد بود.
راهنما همسفر الناز:
راهنمای خوب راهنمایی است که در چارچوب قوانین و حرمتهای کنگره ۶۰ قدم بردارد و سه اصل عدالت، معرفت و عمل سالم را سرلوحه کار خود قرار دهد. راهنما باید مدام تحت آموزشهای آقای مهندس و مکتوبات کنگره۶۰ باشد و اول خودش آموزشها را کاربردی کند و بعد از رهجو چیزی را بخواهد. راهنما باید در مسیر ارزشها حرکت کند و از ضدارزشیها دوری کند تا بتواند بهدرستی آموزش دهد. رهجو وقتی میبیند که راهنما طبق قوانین و آموزشهای کنگره۶۰ قدم برمیدارد، خودش را مستلزم حرکت در مسیر ارزشها میکند. وقتی رهجو راه و مسیر را پیدا کند و در آرامش و امنیت باشد، راهنما نتیجه کار خود را دریافت کرده است.
نقش اصلی راهنما در قبال رهجو چیست؟ آیا راهنما یک تکیهگاه همیشگی است یا یک مربی موقت که باید رهجو را برای ایستادن روی پای خودش آماده کند؟
راهنما همسفر زهره:
پرورش رهجو در اصل به گفته آقای مهندس: پرورش استاد است. راهنمایان کنگره۶۰ به شاگردان خود آموزش میدهند تا به فرمان عقل نزدیک شوند. آنها در اصل به عقل، ایمان و توانایی خود تکیه میدهند. راهنما در اصل نشاندهنده راه است، تکیهگاه نمیباشد.
راهنما همسفر الناز:
نقش راهنما نشان دادن راه و مسیر حرکت است، راهنما نمیتواند بهجای رهجو تصمیم بگیرد یا نظر خودش را به او تحمیل کند، او فقط راه را نشان میدهد و نشانهگزاری میکند، این خود رهجو است که باید انتخاب کند در کدام مسیر قدم بردارد و حرکت کند. بهنظر من راهنما حکم یک مربی موقت را دارد که در طول مدت خاصی میتواند به رهجو آموزش دهد و این رهجو است که بنا به خواست و هدفی که دارد تا چه میزان این آموزشها را دریافت و کاربردی میکند، هرچه بیشتر آموزش ببیند، قوی و محکمتر میشود و رشد میکند. رهجویی که در طول سفر بهدرستی آموزش دیده باشد و آنها را کاربردی کرده باشد تا سالیان سال با وجود مشکلات و مسائل متعدد بدون کوچکترین یأس و ناامیدی در صلح و آرامش زندگی میکند.
تودیع از نگاه یک راهنما چه حسی دارد؟ برای کسیکه چهار سال با یک گروه زندگی کرده است، تودیع بیشتر شبیه یک خداحافظی سخت است یا یک ارتقاء طبیعی در مسیر خدمت؟
راهنما همسفر زهره:
تودیع یک دلتنگی عجیبی است. به هر حال همه اعضاء لژیون ۴ سال مثل خانواده هر هفته در کنار هم بودیم، با هم خندیدیم، با هم گریستیم و برای هم آرزوهای خوب کردیم و حال این پراکندگی کمی سخت و دلگیر میباشد؛ اما درنهایت میتوان گفت: یک ارتقاء طبیعی در مسیر خدمتی است؛ چون جایگاه خدمتی یک دوره آموزشی است و حال به اتمام رسیده و قرار است به مرحله دیگری از آموزش ارتقاء یافته شویم.

راهنما همسفر الناز:
تودیع به منزله خداحافظی یا وداع از جایگاه خدمتی است و همه ما میدانیم که خداحافظی همیشه سخت بوده و است؛ ولی یک راهنما این را میداند که دورههای خدمتی در کنگره۶۰ مشخص و تعیین شده است و هر آغازی پایانی به همراه دارد. در وادی سیزدهم داریم که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. واقعاً سخت است وقتی با تعدادی افراد سر یک لژیون همنشین میشوی و پیوند محبت بین شما و آنها شکل میگیرد. جدا شدن خیلی سخت است و این طبیعی است و قطعاً اینجا سختی خداحافظی یک ارتقاء محسوب میشود. جهش از یک پله به پلههای دیگر است. در صورتی خداحافظی محسوب میشود که راهنما از مسیر کنگره۶۰ دور شود و با تحویل لژیون ارتباط خودش با کنگره۶۰ را قطع کند، در غیر اینصورت قطعاً ارتقاء خواهد بود.
هنگام تحویل لژیون، راهنما باید چه ذهنیتی داشته باشد؟ چه نگرشی به راهنما کمک میکند تا این انتقال را با آرامش و اطمینان انجام دهد، نه با نگرانی و دلهره؟
راهنما همسفر زهره:
اول اینکه به خودم تبریک میگویم که برای تحویل دادن لژیون بهدنبال درخواست فرصت بیشتری نبودم و سر زمان معین و تایم اصلی پایان خدمتم پیشنهاد دادم و از این عمل هم بسیار رضایت کامل دارم. ما در کنگره۶۰ درس پس میدهیم. از پیشکسوتان کنگره۶۰ آموختم که هر جایگاه خدمتی را سر زمانش تحویل دهم. برای اینکه ما نباید احساس مالکیت یا احساس وابستگی داشته باشیم. ما میتوانیم دلبسته باشیم نه وابسته. دوم اینکه دیگر عزیزانی که یکسال تلاش کردند، درس خواندند، آزمون دادند، شال دریافت نمودند و در نوبت هستند تا لژیون به این عزیزان داده شود و خدمتشان را با عشق، شور و شوق آغاز کنند و این خودخواهی محض است که زمان بخریم و آن عزیزان را در انتظار نگهداریم. درنهایت اینکه رهجوی من نداریم همه رهجوی کنگره۶۰ میباشند. ما این عزیزان را برای کنگره۶۰ آموزش میدهیم؛ پس هیچ نگرانی و وابستگی نباید داشته باشیم. آنها باید بروند و در کنار راهنمای دیگر و در مقطع دیگری آموزش ببینند و به تکامل برسند.
راهنما همسفر الناز:
راهنما میداند که هر خدمتی در کنگره۶۰ آغاز و پایانی دارد و بعد از چهار سال وقت آن است که لژیون را تحویل افراد آماده به خدمت دهد تا این چرخشها ادامه داشته باشند. وقتی راهنما خدمت خودش را در طول این چهار سال بهدرستی انجام داده باشد و با عشق و محبت لژیون را اداره کرده باشد، قطعاً بعد از پایان خدمت به آن آرامش و اطمینان میرسد که خدمتش در این جایگاه خدمتی تمام شده و هیچ نگرانی در وجود خود ندارد.
بعد از تودیع، راهنمای سابق چه نقشی میتواند داشته باشد؟ آیا میتواند همچنان به رهجویان قدیمیاش کمک کند؟ مرز این کمکرسانی جدید کجا است؟
راهنما همسفر زهره:
هرگز، راهنما فقط میتواند پیوند محبت را حفظ کند؛ اما رهجو را باید بهسمت راهنمای فعلیاش سوق دهد تا رهجو از دوگانگی نجات یابد؛ اگر به فکر رشد و ماندگاری رهجوی کنگره۶۰ است؛ باید رهایش کند تا او راهش را ادامه دهد و قبول کند که رسالتش تا همین زمان بوده و بیشتر نیست.
راهنما همسفر الناز:
قطعاً نوع ارتباط تغییر خواهد کرد و آن ارتباطی که در دوره راهنمایی بین راهنما و رهجو برقرار بود، تغییر میکند؛ ولی هرگز قطع نمیشود. پیوند محبتی غیر گسستنی بین آنها ایجاد شده است که تا سالیان سال بین آنها برقرار است؛ حتی اگر از هم دور هم باشند؛ ولی یاد و خاطره تکتک رهجوها در ذهن راهنما ماندگار است، قطعاً راهنما بعد از تودیع اجازه کمک کردن و راهنمایی کردن به رهجو را ندارد؛ اگر این کار را انجام دهد، اولاً خلاف حرمت و قوانین کنگره۶۰ است و ثانیا آسیبهای متعددی را در پی خواهد داشت.
گفتوگو با راهنمایان همسفر زهره و الناز یادآور این حقیقت است که هر خدمتی اگر با عشق و ایمان همراه شود، به نوری بدل میگردد که راه را برای دیگران نیز روشن میکند. چه زیبا است مسیری که پایانش رسیدن به آرامش و خداوند است.
طراحان سؤالات: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فوزیه (لژیون نهم) و همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)
مصاحبهکننده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سوم)
ویرایش: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هفتم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
83