انسان موجود شگفتانگیزی است. در این سیدی در مورد انسان و زوایای وجودی او صحبت میکند و همچنین بیان میکند، دانستههای انسان در مقابل ندانستههای او بسیار ناچیز و اندک است. آقایمهندس، با توجه به کتابهای بسیاری که در مورد شخصیتها و بزرگان در زمینههای مختلف مطالعه کردند، به این نتیجه رسیدند، کتابی که انسان را به خوبی شرح و بیان میکند، (کلام الله) است. آنچه در این کتاب راجع به انسان و قوانین مربوط به آن نوشته شده بسیار کامل و در عین حال آسان است.
یکی از این قوانین، مربوط به طلاق است. به طور مثال، در قوانین کاتولیک، طلاق دادن زن ممنوع است، البته در آیین پروتستان به خاطر رد کردن این قانون، کمی ملایمتر برخورد میکنند و نسبت به قوانین کاتولیک کمی تفاوت دارد؛ اما در اسلام به گونه دیگری عمل میکنند.
اگر ما کلامالله را مطالعه کنیم به شناخت بهتری از انسان، دست پیدا میکنیم. یکی از خصوصیات انسان حرص و طمع پایانناپذیر او در مسایلی مثل: مقام، شهرت و پول است که هر چه بیشتر داشته باشد، بیشتر میخواهد. اگر به انسان شری برسد شروع به آه و ناله میکند، انگار دنیا به آخر رسیده است؛ در حالیکه دنیا، مجموعهای از تضادها است. خیر و شر مکمل هم هستند. زمانی که نیکی یا خیری به انسان برسد، شروع به تفاخر و فخر فروشی میکند، یادش میرود که کجا بوده و الان کجا قرار دارد.
انسان گاهی دچار نسیان و فراموشی میشود، نسبت به رب و مربی خودش ناسپاس است. «اِن الاِنسانَ لِرَبه لَکنود». پس چه چیز شگفتانگیزی وجود دارد که انسان را موجودی متفاوت ساخته است؟ آنچه مسلم است، خلقت انسان یک هدفی را دنبال میکند و اینکه انسان تلفیقی از صور پنهان وآشکار است.
انسان برای فراگیری و آموختن، در کالبد فیزیکی قرار میگیرد. قرار گرفتن در صور فیزیکی یا صور آشکار با سرعت کند انجام میگیرد؛ باید به آرامی حرکت کند و قدم بردارد. مثل فردی که میخواهد خلبانی بیاموزد. ابتدا در حالت سکون و روی ماکت به آرامی آموزش میگیرد تا بعد از مدتی بتواند، پشت یک هواپیما یا جنگنده بنشیند؛ ولی سرعت صور پنهان بالا است. مثلا در یک چشم به هم زدن میتوانی به کره مریخ بروی، فقط کافی است که در ذهنت تصور کنی که در کره مریخ هستی.
این همان مرحله شگفتانگیز است. تلفیقی از صور آشکار و صور پنهان که فقط در انسان وجود دارد؛ در صورتیکه صور پنهان و صور آشکار موجودات دیگر یکی است. مثلاً، انسان میتواند در ظاهر، مقابل پادشاه لفاظی کند؛ ولی در باطن تشنه به خون پادشاه است. انسان میتواند آموزش ببیند، تجربه کسب کند تا به درجهای برسد که صور پنهان و آشکارش یکی شود، در آن زمان میتواند تبدیل به نور یا آتش، جن، شیطان و فسادمطلق شود و این بستگی به نوع دانش و آگاهی او دارد که میتواند او را به یکی از این مراحل برساند.
این یک سیستم است و در واقع رحمت خداوند که پردهها کنار میرود و چهرهها مشخص و پدیدار میگردد. به عبارتی، نوعی کمک است که اگر آن را بپذیریم و صور پنهان و آشکار ما یکی شود و به سوی نور برویم، همه چیز مثبت میشود؛ اما اگر آن را نپذیریم در آنچه هستیم، باقی میمانیم و به تکامل نمیرسیم و تبدیل به باتلاق و مرداب میشویم.
در گنگره، انسان توسط راهنما آموزش میبیند و آموزشهای کنگره و راهنما برای او حکم رب و مربی دارد، پس رهجو نباید نسبت به او ناسپاس باشد؛ باید به راهنما احترام بگذارد و از آنچه به او آموزش داده شده است کسب علم و تجربه کند. با برنامه حرکت کند، از کمکی که به او میشود بهره بگیرد، راه به او نشان داده می شود؛ باید در این مسیر حرکت کند تا به درمان برسد و نظم را فراموش نکند.
رهجو و راهنما در قبال هم مسئولیت دارند. راهنما؛ باید سختگیر باشد تا رهجو به رهایی برسد. در واقع تمام اینها در سیستم الهی است که ما از آن الگو میگیریم و در کنگره هم نمود پیدا میکند، رهجویی که به دنبال درمان است، تحت آموزشهای کنگره قرار میگیرد، به مرور، آرام به خودشناسی و شناخت صور آشکار و پنهان میرسد، این تلفیق شگفت انگیز را میبیند، نباید فراموش کند که مسئولیتپذیر و شکرگزار باشد تا به نور و درمان برسد.
رابط خبری: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر رعنا (لژیون نهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
148