English Version
This Site Is Available In English

بیمار افکار

بیمار افکار

هنگامی‌که به توصیه یکی از اقوام به کنگره آمدم، تازه‌واردی بودم با حال بسیار پریشان و پر از استرس که روزهای نخست حضورم حتی دست‌زدن دوستان را نمی‌توانستم تحمل کنم؛ چراکه پر از درد، خشم، نفرت و عصبانیت بودم. با این صفات واقعاً بیمار شدم و تحت مداوا قرار گرفتم و هر ماه که آزمايش می‌دادم از دفعه قبل بدتر بود.

ذهنم پر از چراهایی بود که جوابش را پیدا نمی‌کردم و وقتی روبه‌روی راهنمای تازه‌واردین نشستم شروع به گله و شکایت کردم، او از صبر‌ و شکیبایی برایم گفت و من را تشویق به آن کرد؛ ولی انجام آن کار برایم بسیار سخت است، زیرا چشمانم زوم بر مسافرم بود و چیز دیگری را نمی‌دید. هربار راهنمای تازه‌واردین مرا متقاعد می‌کرد و من همچنان حرف‌هایش را باور نداشتم.

هنگامی که وارد لژیون شدم؛ چون آموزش را دوست داشتم خیلی سریع شروع به نوشتن کردم؛ حتی بدون این‌که از راهنمایم بپرسم و اطلاعات بگیرم از مسافرم لیست سی‌دی‌ها را گرفته بودم و مرتب می‌نوشتم و گوش می‌دادم. هر جلسه به کنگره می‌آمدم یک یا دو سی‌دی و گاهی سه سی‌دی نوشته یا گوش داده بودم. حس بسیار خوبی داشتم و اصلاً گذشت زمان را احساس نمی‌کردم و ساعت‌ها با سی‌دی‌ها گریه و خنده می‌کردم. حال بسیار عجیبی داشتم، وقتی به خودم آمدم تغییرات بسیاری را در خود دیدم. دیگر رفت‌ و‌ آمدهای بیهوده را دوست نداشتم و کنار گذاشتم، سخنرانی و نقل مجلس‌شدن را فراموش کرده بودم.

عاشق خانه، سکوت و آموزش شده بودم، دیگر آدم دیروز نبودم؛ ارزش خاصی پیدا کردم که دست، پا، زبان، چشم و فکر خود را صرف چیزهای بیهوده نمی‌کردم و آرامشی خاص بر وجودم احاطه شده بود. به پزشک که مراجعه کردم به‌طور شگفت‌آوری آزمایشات تغییر خوبی داشت و فهمیدم که من بیمار افکارم هستم. سخن آقای مهندس مبنی بر این‌که ما به جهت مسافر‌مان این‌جا نیامده‌ایم و حال یک همسفر بهتر از مسافرش نیست را به خوبی درک کردم. کنگره باعث شد شادی و دست‌زدن را دوباره به یاد بیاورم، پوشش سفید و مرتب‌بودن را شروع کنم و طعم شیرین با هم بودن را در کنگره چشیدم.

آری دریافتی من در کنگره در قالب الفاظ و اوراق نمی‌گنجد و قابل سنجش و محک نیست و حال در این فکر هستم که پرداختی من چه باید باشد! من در قبال این ثمره شیرین چه‌کار باید انجام بدهم! به این نتیجه رسیده‌ام که باید بمانم، به انسان‌ها در جهت رسیدن به حال خوش کمک کنم و درحد توانم در استحکام پایه‌های مالی کنگره کوشا باشم و از طرف دیگر آموزش‌های کنگره را جهانی کنم. چگونه می‌توانم این کار را انجام بدهم؟ با حال خوب خودم و ارتباط سالم خود با دیگران، منبع ارسال اطلاعات درست که همان کنگره است را معرف باشم.

کنگره باید جهانی و پا برجا بماند تا تکیه‌گاه و چراغ راهی برای در راه ماندگان شود و آنان‌ را به صلح و آرامش و عشق برساند که این مهم میسر نمی‌شود جز با حمایت‌های مالی و معنوی و ادامه‌دار که به یاری خدا این وظیفه را تا سرحد توان خود انجام خواهم داد.

نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
ویرایش: رابط خبری همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر فروزنده رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .