چهاردهمین جلسه از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی محمدیپور قم با استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر علی و دبیری موقت مسافر رضا با دستور جلسه "D.SAP" روز یکشنبه نوزدهم بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علیرضا هستم؛ مسافر. از راهنمای خودم آقای اسماعیل ممنونم که این حال خوب را همیشه مدیون ایشانم و از راهنمای لژیون چهارم که به من این فرصت را دادند تا در این جایگاه بنشینم، سپاسگزارم. دستور جلسه امروز در مورد D.SAP است. من وقتی به کنگره آمدم، با چند بیماری آمدم و شاید دلیل اینکه امروز اینجا هستم این باشد که من واقعاً معجزهی « D.SAP» را در زندگیام دیدهام.
من اوایل آسم داشتم. در سفر بودم و همیشه در لژیون، یکسره سرفه میکردم. آقای اسماعیل به من میگفت: آقا، برو « D.SAP» بخور بده؛. من دیسپ گرفتم. دیدم مزهاش… اصلاً باور نمیکردم این سرکه است! اما استفاده میکردم و جواب میگرفتم، ولی خیلی درگیرش نبودم؛ چون هنوز به آن باور نرسیده بودم که چیزی مثل سرکه میتواند ریهام را درست کند و درست کرد.
تا اینکه استاد امین یک سیدی داد و دربارهاش صحبت کرد. گفت: «آره، توی بینی میریزیم، توی چشم میریزیم.» امیرحسین پسرم – بچههای قدیم حتماً دیدهاند – یک تیک عصبی داشت: چشمهایش خشک بود، پلک میزد، خیلی چشمهایش را روی هم فشار میداد. همه فکر میکردند – خودم هم فکر میکردم – تیک عصبی است. چند دکتر مختلف بردیم. یک آزمایش و اسکن از چشمش گرفتند؛ خشکی چشم بیش از حد داشت. وقتی استاد امین گفت آقا توی چشم میشود ریخت، من این محلول را رقیق کردم و با ایمان کامل – شاید بگویم در کل، چهار پنج هفته، هر شب یک بار این «D.SAP» را در چشمش میریختیم – و هر کس دید… یعنی میتوانم بگویم از هفته دوم به بعد، خودش گفت: «بابا، دیگه چشمم نمیسوزه.» در همان لحظه گفت: «بابا، اون درد و تورم دیگر نیست.» قبل از استفاده دیسپ تورم بود، عفونت بود. چون در آن سیدی، استاد امین گفت که بیماری دو نشانه و عامل دارد: یکی عفونت و دیگری تورم. و در چشم امیرحسین، که خشکی چشم داشت، هم تورم بود و هم میگفتند عفونت خیلی ضعیفی دارد. میگفتند اصلاً گوشی دست نگیرد، جلو تلویزیون ننشیند. اما با متد DST و فقط با چهار پنج قطره «D.SAP» واقعاً این مشکل ما حل شد.
وقتی این اتفاق برایم افتاد، ایمانم قویتر شد. آمدم دستگاه بخور گرفتم و شروع کردم به بخور دادن «D.SAP» و سرفههایم واقعاً قطع شد. قدیمیها میدیدند من همیشه سرفه میکردم. یا از محلولش استفاده میکنم. خب، من یک جایی کار میکنم؛ چند نفر دور و برم نشستهاند، همیشه آنها مریضاند: سرما خوردهاند، از اسپری بینی استفاده میکنند، سرفه میکنند و منی که همیشه ماسک میزدم و مراقب بودم و میگفتم «من زود مریض میشوم»، اصلاً مریض نمیشوم. و این مقاومت بدن من را «D.SAP» بالا برد.
در مورد کِرِم «D.SAP» هم، باز اگر بخواهم بگویم: پارسال، آبانماه، پدرم سفر دنیا را به پایان رساند. بابای من حدود دو ماه در بیمارستان بستری بود و ما در اوایل که در بخش مراقبتهای ویژه بود، خیلی راه نمیدادند؛ مثلاً روزی نیم ساعت. نوبت به نوبت میرفتیم. تا یک ذره حالش بهتر شد، خواستیم ببریمش بخش. وقتی آمدیم بلندش کنیم، بابای من خودش آمد ولی پوستش نیامد! تمام کمرش زخم شده بود؛ زخمهای خیلی وحشتناک. یعنی ما استخوانهایش را میدیدیم. و هیچکس باور نمیکرد که یک کِرِمی هست که درمان میکند و ما آوردیم ایشان را به "بخش" . من میآوردمشان، هر روز زخم هایشان را شستشو میکردم، کِرِم «D.SAP» میزدم. شاید بگویم روز سوم، اصطلاحی که میگفتیم «کیوم» شدیم؛ زخم یعنی زخم کاملاً بسته شد. جوری شد که همه میگفتند: «این چیه میزنی؟ دستساز فلان است؟» حتی آن خدمات پزشکی که بود – یک پزشک مخصوص داشتن برای زخم بسترها – که میآمد چهار پنج تا پماد میگفت: امروز این را بزن، فردا آن را. من هیچکدام از آنها را نزدم؛ چون میدانستم «D.SAP» چیست و از آن استفاده میکردم. بعد از اینکه آمد و دید، گفت: «این چیه؟ چرا انقدر زود خوب شد؟ چه خوب!» زخم… یک اصطلاحی اینجوری… بابای من اصلاً قند داشت – قند خفیف هم داشت – وقتی زخمی میشد، اصلاً زخمهایش خوب نمیشد. یعنی واقعاً من معجزه «D.SAP»را دیدم. من خیلی عادی؛ هیچ مطلبی ننوشتم، هیچی آماده نکردم؛ چون واقعاً استفاده کردم از این معجزهای که در زندگی من ایجاد شد. بیماریهای خودم را از بین بردم. الان همهی خانوادهی من از کِرِم «D.SAP»استفاده میکنند؛ برای مادرم، خواهرم، دخترم تهیه می کنم. خدای نکرده دست کسی سوخت، کِرِم «D.SAP» رویش بمالید ؛ به سرعت فراموش میکند که زخمی دارد.
توصیه به عزیزانی که آسم دارند؛ من آسم داشتم. از اسپری «ونتالکس» استفاده میکردم، «سالبوتامول» مصرف میکردم. تمام داروهای آسم را… کسی که داشته میداند، اینها داروهایی مثل «سالمترول»، «مونتلوکاست»… تمام داروهایی که برای آسم استفاده میشود را همه را کنار گذاشتم. همهشان عوارض داشت: لرزش دست میآورد، استرس شدید میآورد. ولی آمدم با محلول «D.SAP» مشکلام را حل کردم. و میدانم که یک نعمتی است که اینجا به من داده شده؛ مثل همه نعمتهای دیگری که کنگره 60 به من داده است. امیدوارم بچهها استفاده کنند و ببینند تأثیرش را، چه روی پوستشان، چه روی گوارششان، و تنفسشان. البته اگر مشکل تنفسی یا مشکل معده داشته باشید.
ممنون که به صحبت های من توجه کردید.
.jpg)
گروه خبری مسافران نمایندگی محمدی پور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
132