English Version
This Site Is Available In English

الهام از رمضان

الهام از رمضان

یازدهمین جلسه از دور چهل و یکمین جلسات ویلیام وایت پارک طالقانی با دستور جسله<<الهام از رمضان >>با استادی مسافر نیکوتین محمد و نگهبانی مسافر نیکوتین حسین و دبیری مسافر نیکوتین فرید در تاریخ17 بهمن 1404 راس ساعت 7:30 در محل پارک طالقانی برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محمد هستم مسافرنیکوتین

خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما عزیزان قرار دارم و یک تشکر می‌کنم از نگهبان عزیز که اجازه دادند در این جایگاه آموزش بگیرم.

وقتی که آمدم اینجا قرار گرفتم، یاد سفر اولم افتادم. من هم خودم توی شعبه داشتم سفر می‌کردم، هم به‌خاطر اینکه چیزهای بیشتری گیرم بیاید اینجا هم می‌آمدم و واقعاً خیلی لذت می‌بردم از اینکه در کنار اساتید داشتم آموزش می‌دیدم. قبل از هر چیزی تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که این بستر را برای ما فراهم کردند که بیاییم به درمان خودمان برسیم. از الهام از ماه رمضان بخواهیم بگوییم، به نظر من تمام این درمان‌ها توی کنگره به برکت ماه رمضان است که جناب آقای مهندس با نظم دادن به مواد خودشان توانستند به درمان برسند و این را به ما انتقال بدهند. ما به نظر من باید خیلی با دید وسیع نگاه کنیم و این را چیز خیلی کمی ندانیم. به نظر من، منِ محمد باید نسبت به آشکارترین چیزهای زندگی نابینا نباشم. وقتی درمانی وجود دارد، وقتی یک عملکردی وجود دارد و انسان‌ها دارند به درمان می‌رسند، من باید این را ببینم؛ و وقتی من این را نبینم، خداوند آن را از من می‌گیرد. به نظر من الآن اگه تعدادی اینجا هستند و برای درمان دارند تلاش می‌کنند، جناب آقای مهندس هم می‌فرمایند که کیفیت برای ما مهم است و کمیت اصلاً مهم نیست. اینکه هزار نفر بیایند و ترک کنند و بروند و بعد یک مدت برگردند، به نظر من ارزشی ندارد؛ ولی صد نفر بیایند و به آن درمان واقعی برسند، این خیلی بااهمیت و ارزشمند است. به نظر من توی درمان سیگار، باید یک تفکر از خودمان اول داشته باشیم که آیا منِ محمد برای درمان سیگار خودم واقعاً می‌خواهم قدم بردارم یا نه؟ وقتی که توی این مسیر قرار می‌گیرم، به نظر من باید بزرگ بشوم. نمی‌توانی کوچک باشی و بزرگ بازی کنی. من یاد یک مسئله‌ای افتادم؛ یک روز ملا نصرالدین داشت از یک مسیری می‌گذشت و نگاه می‌کند می‌بیند یک شخص ثروتمندی دارد از مالش می‌بخشد و می‌گوید من هم بروم از مال آن طرف بگیرم و نیاز خودم را برطرف کنم. وقتی می‌رود به فرد ثروتمند می‌رسد، به او می‌گوید آن ثروتی که داری به دیگران می‌بخشی به من هم بده. اما آنجا آن فرد ثروتمند می‌گوید من فقط به نابینایان می‌بخشم. و آنجا ملا نصرالدین جواب خیلی قشنگی می‌دهد؛ می‌گوید من هم نابینایم، اگه نابینا نبودم درِ خانه حق را ول نمی‌کردم که بیایم از تو بگیرم. به نظر من ما اینجا دقیقاً آمده‌ایم درِ خانه حق و جایی که جناب آقای مهندس به بهترین شکل و زیباترین شکل دارد به ما از علمش می‌بخشد، از آن چیزی که دریافت کرده و دارد به ما انتقال می‌دهد می‌بخشد. و اگه من نتوانم این را ببینم، واقعاً باید خیلی ناشکر و ناسپاس باشم و خداوند حتماً این را از من می‌گیرد. اینکه درمانی وجود دارد و من این را نمی‌بینم، اینکه دارم برای سفر خودم اهمیت قائل نمی‌شوم، این را خداوند دارد می‌بیند.

 

موقعی که من نتوانم این درمان خودم را به پایان برسانم، خداوند یک بهای سنگین‌تری از من می‌گیرد. حالا بنا به شرایطی که من یک بار سفر سیگار کردم و برگشت خوردم، اینکه درست سفر نکردم، این مشکل از خودِ من بوده و هیچ وقت نمی‌توانی بگویی راهنمای من برای من این کار را نکرد، چون خواسته در درون من وجود نداشته است. وقتی سفر سیگار خودم را خراب کردم، دقیقاً برگشتم موادم را هم خراب کردم. و اینجا این اتفاقی که برای من افتاد، خداوند یک بهای سنگینی از من گرفت و این بها می‌تواند جانی باشد، می‌تواند مالی باشد، می‌تواند از خانواده باشد و شاید هم حالی باشد، بتواند حالِ تو را بگیرد و بفهماند که تو در آن جایگاهی که قرار گرفته بودی نتوانستی سپاسگزار باشی. امیدوارم که بتوانیم سپاسگزاری خودمان را نسبت به خودمان، نسبت به خدای خودمان، نسبت به کنگره و نسبت به آقای مهندس داشته باشیم؛ که اگه این ناسپاسی باشد حتماً ضررش را اول خودم می‌بینم. خیلی باعث افتخار من است که امروز در کنار شما قرار دارم و امروز داشتیم می‌آمدیم، به آقا ابراهیم گفتم، گفتم نمی‌دانم دلیلش چیست ولی به نظر من اگه من امروز توی پارک طالقانی می‌خواهم جایی خدمت کنم، به نظر من خداوند قبلاً این را به من داده است. و به نظر من آن سرماهایی که توی این مسیر کشیدم، آن سختی‌هایی که توی این مسیر کشیدم، می‌توانم بگویم این مزد تلاش من بوده و خیلی خوشحالم که مزد من را خداوند به این ترتیب دارد می‌دهد. و حتماً هم این قول را به شما می‌دهم، اگه شخصی توی این سرما می‌آید و اینجا قرار می‌گیرد و دارد آموزش می‌بیند، حتماً مزد زحمات خودش را خواهد گرفت. خیلی از اینکه در کنار شما هستم خوشحالم و از اینکه اساتید را اینجا می‌بینم باعث افتخار من است که در کنار شما عزیزان قرار دارم. فکر کنم زیاد هم وقت ندارم،  از اینکه به صحبت‌هایم گوش کردید ممنون و سپاسگزارم.

تایپ:مسافر نیکوتین مصطفی

بارگذاری:مسافر نیکوتین امید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .