English Version
This Site Is Available In English

سفر اول دقیقاً مثل ماه رمضان است

سفر اول دقیقاً مثل ماه رمضان است

جلسه پنجم از دوره ششم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ با استادی راهنمای محترم مسافر ابوذر، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مسعود با دستور جلسه (الهام از رمضان) سه شنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۵ در محل دانشگاه خوارزمی قشم آغاز به کار کرد.

 

 

خلاصه سخنان استاد  ؛ 

من در نوجوانی روزه می گرفتم با این وجود که معنای آن را نمی دانستم فقط گرسنگی را تحمل می کردم و همین باعث می شد که احساس قدرت پیش یک سری از افراد یا دوستان خودم داشته باشم که چند وقت روزه بودم. اتفاقاتی در چند زمینه برای من افتاد در قسمت جسم و دیگری آن چیزی است که دریافت کردم و خیلی ها در بعد جسمی و خیلی ها قسمت معنوی آن را دریافت می کنند برای من جالب بود سفر اول دقیقاً مثل ماه رمضان است برای من این طور بود یعنی داروی OT داشتم ولی باید روزه دارو می گرفتم به این معنا که از یک ساعت مشخص تا ساعتی دیگر این کار را انجام می دادم و این جا من مسافر هستم که نسخه ای که به دستور راهنما برایم نوشته شده و میزان دارویی که در دسترس قرار دارد و جایی در منزل که شاید هیچ کس حتی خانواده من هم ممکن است نباشند من آن مو قع می توانم روزه دارو باشم و سر وقت همان مقدار مشخص شربت OT مصرف کنم. 

ماه رمضان هم از یک ساعتی که اذان صبح گفته می شود تا وقت افطار انسان می تواند روزه بگیرد ولی من رهجو در سفر اول یک ساعتی به من می گویند دارو مصرف کنم طبق میزان مشخص تا وعده بعدی این است که بین این هشت ساعت خیلی اتفاقات ممکن است برای من بیفتد ولی زمانی من به حال خوش یا موفقیت می رسم که این موضوع را درک کرده باشم که آره توانسته باشم هشت ساعت مصرفی به غیر از همان میزان نداشته باشم در ماه رمضان خیلی از عزیزان روزه می گیرند این ساعات را رعایت می کنند ولی در میزان و مقدار غذا خوردن رعایتی ندارند مثلاً آقای مهندس در مورد خاصیت جسم صحبت می کنند که فرد روزه دار سحرگاه مقداری غذا و نوشیدنی می خورد تا افطاری و در زمان افطار پر خوری دارد ولی در مصرف دارو در کنگره میزان مشخص است و من مسافر نمی توانم بیشتر از آن چیزی که راهنما مشخص کرده را مصرف کنم و دارو را در طول هشت ساعت مشخص بایستی مصرف کنم حتی اگر در بین ساعات هم اذیت جسمی شوم باز نمی توان زمان و مقدار مصرف را تغییر داد اینجاست که یک حس خوب به من ابوذر داده شده که حتی بعد از مدتی میزان داروی من کمتر شد چون که طبق دستورات عمل کردم و به نوعی قوی تر شدم. 

من در آموزش های کنگره یاد گرفتم که اگر عصبانی شوم و یا کارهایی را انجام دهم که همراه با استرس باشد آن روز حال من خراب می شود و این حال خرابی می تواند به ضرر من تمام شود و من را پیش از وعده مصرف دارو خمار کند که بایستی از این اعمال ضد ارزشی هم پرهیز کنم و روز خودم را خراب نکنم. این را یاد گرفتم که در سفر اول هم باید روزه دارو را گرفت هم از ضد ارزش ها دوری کرد.

ویرایش و تایپ  : مسافر یحیی 

بازنگری و ارسال  : مسافر سجاد 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .