در مسیر زندگی، گاهی انسانهایی را ملاقات میکنیم که بیآنکه ادعایی داشته باشند، رد عمیقی در دل ما بهجا میگذارند. نه با کلمات پرزرقوبرق و نه با رفتارهای نمایشی؛ بلکه با صداقت، آرامش و حضوری از جنس اعتماد. انسانهایی که خودِ واقعیشان زیباست و همین زیبایی، بیصدا دل میبرد. ایجنت شعبه از همین جنس انسانهاست؛ حضوری آرام و مهربان که اثرش ماندگار است. در این گفتوگوی صمیمانه، به نگاهی میپردازیم که از همسفری آغاز شده و امروز در جایگاههای راهنمایی و ایجنتی، به خدمتی آگاهانه و اثرگذار رسیده است.
از شما دعوت میکنیم همراه ما باشید در خواندن گفتوگویی که سرشار از آموزش، محبت و نگاهی عمیق به خدمت بهعنوان راهی برای رسیدن به حال خوش است.
همسفر زینب و مسافرشان محمدخلیل با بیش از ده سال تخریب آنتی ایکس مصرفی هروئین و حشیش وارد کنگره شدند. به مدت سیزده ماه و بیستوپنج روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر امیرحسین و همسفر مرضیه سفر کردند. در حال حاضر به مدت یازده سال و شش ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر در کنگره دارت است. همسفر زینب در چندین جایگاه خدمت نمودهاند و هماکنون در جایگاه ایجنتی و راهنمایی در حال خدمت هستند.
با توجه به اینکه همزمان در جایگاه راهنمایی و ایجنتی خدمت میکنید، چگونه بین این دو نقش تعادل برقرار میکنید؟
دانستن اندازهها برای انسان بسیار مهم است؛ نهفقط برای تعادل در جایگاه خدمتی، بلکه در جایجای زندگی. اگر انسان حد و حدود را بداند، دامنه توقعاتش کمتر میشود. جاهایی که انسان از مسیر خارج میشود، نهتنها به حال خوش نمیرسد، بلکه به خطا میرود و در درون خودش تخریب به وجود میآورد.
خدمت در کدام جایگاه برای شما لذتبخشتر است؛ راهنمایی یا ایجنتی؟ دلیل این انتخاب چیست؟
هر خدمتی لذت خاص خودش را دارد. کوچک یا بزرگ بودن خدمت مهم نیست؛ هر کاری اگر با احساس انجام شود، لذتبخش میشود. جایگاه ایجنتی سراسر آموزش و لذت است، اما هیچوقت حس و حال من در جایگاه راهنمای تازهواردین را فراموش نمیکنم.
اگر بخواهید پیام کنگره ۶۰ را به افرادی خارج از کنگره که آشناییای با آن ندارند منتقل کنید، این پیام را چگونه بیان میکنید تا برای آنها قابلدرک باشد؟
اساس کنگره بر مبنای عمل سالم و معرفت بنا شده است. همینکه از عشق و محبت بگوییم و انسانها را قلباً دوست داشته باشیم، دنبال ما میآیند؛ چون افراد بیرون از کنگره واقعاً در دنیای ناامنی به سر میبرند. وقتی احساس امنیت و دوست داشته شدن کنند، جذب میشوند. به قول مولانا: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل؛ کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها.
با توجه به اینکه کنگره ۶۰ مرکز درمان اعتیاد است و همسفران خود مصرفکننده نیستند، حضور و خدمت آنها در این مجموعه را چگونه توضیح میدهید؟
حضور و خدمت همسفر در کنگره نقش بسیار مهمی دارد. اینکه من بدانم خودم بیش از هر چیز به آموزش نیاز دارم، نگاهم تغییر میکند. حضور یعنی بودن و این بودن در سایه آموزش معنا پیدا میکند. همه ما چه مسافر و چه همسفر، اگر میخواهیم از زندگی و بودن لذت ببریم، باید در پی آموزش و سپس خدمت باشیم؛ زیرا غذای روح ماست.
خدمت در کنگره چه تأثیری بر زندگی شخصی و روزمره شما داشته است؟ آیا مدیریت مسئولیتهای خدمت تاکنون برایتان چالشبرانگیز بوده است؟
کنگره سراسر آموزش است. همین خدمتها باعث شده نقطه تحمّل من بالا برود و در بیرون از کنگره نیز منظمتر و مسئولیتپذیرتر باشم. بله مسئولیتها در کنگره مرا با خودم آشتی دادند. هر چه جلوتر میروم، افق نگاهم بازتر میشود و زندگی زیباییهای بیشتری به من نشان میدهد.
از نگاه شما، خدمت کردن چه نقشی در رسیدن به حال خوش ایفا میکند؟
کلمه خدمت یعنی انرژی و حال خوش؛ میشود گفت سکوی پرتاب است. خدمت در کنگره جزئی از زندگی من است. اگر خدمت با آگاهی و حس خوب باشد، قطعاً حال خوش همراهش است و هر چه مسئولیت سنگینتر میشود، آموختن و لذتش چند برابر خواهد شد.
در شرایطی که مسافری تمایلی به درمان ندارد یا سفر ناقص داشته و به کنگره بازنگشته است، نقش همسفر را چگونه تعریف میکنید؟ لطفاً تجربه خود را بیان فرمایید.
احسنت بر شما، چه سؤال خوبی. این دقیقاً چیزی است که من با تمام وجود لمس کردهام. نقش همسفر در روند سفر مسافر بسیار تأثیرگذار است. نیازی نیست بیشازحد دستوپا گیر مسافر شد؛ گاهی هیچ کاری نکردن، بزرگترین کار است. تأثیر آموزش غیرمستقیم بسیار بیشتر است. پیوند محبت عمیقی بین همسفر و مسافر وجود دارد. وقتی همسفر خودش خوب سفر کند و به نقصها و گرههای درونش توجه کند، میداند کجای این مسیر قرار دارد. همان پیوند باعث میشود کمکم گرههای مسافر هم باز شود و در مسیر درمان قرار بگیرد. فراموش نکنیم پایه دوست داشتن، درک طرف مقابل است.
تجربه شما در جایگاه ایجنتی چه تأثیری بر روند راهنما بودنتان داشته است؟
بااینکه در ابتدا ترس و خوف داشتم که نتوانم زمان را مدیریت کنم، اما خداوند را هزاران بار شکر، بهواسطه وجود باارزش آقای مهندس و بزرگان کنگره، اقتدار بیشتری پیدا کردم. هرروز عیبها و نقصهایم را میبینم و میدانم هنوز هیچچیز نمیدانم و باید تلاش بیشتری داشته باشم و بیشتر دوست بدارم. انشاءالله از این فرصتها نهایت استفاده را ببرم.
چه اصل یا نگاهی در مسیر کنگره برای شما اولویت داشته که باعث تداوم و کیفیت خدمت شما شده است؟
عشق، محبت و مردمداری. آموزشها هرروز بهنوعی به من یادآوری میکنند: زینب، قدر داشتههایت را بیشتر بدان. بخشی از داشتههای من شما دوستانی هستید از جنس محبت. اینکه هر جلسه مرا محکم در آغوش میگیرید، بزرگترین دارایی من است. واقعاً دوست داشتنهای کنگره از جنس دیگری است. انشاءالله با آموختن قوانین زندگی، قدردان کنگره و داشتههایمان باشیم.
آنچه در این گفتوگو خواندیم، روایت یک جایگاه نبود؛ روایت انسان بودن بود. روایتی از عشق بیادعا، خدمتی آگاهانه و مسیری که با آموزش آغاز میشود و به حال خوش ختم میگردد. سخنانی که به ما یادآوری میکند خدمت، نه باری اضافه بر دوش زندگی، بلکه نفس تازهای برای روح انسان است. از ایجنت شعبه همسفر زینب، بابت نگاه زلال، قلب مهربان و زمانی که صمیمانه در اختیار ما گذاشتند، صمیمانه سپاسگزاریم. امید که این گفتوگوی ارزشمند، چراغی هرچند کوچک در دلهای ما روشن کرده باشد.
با سپاس از نگاه پرمهر شما عزیزان.
طراح سوال و مصاحبهکننده: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر زهرا
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره(لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیج فارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
17