English Version
This Site Is Available In English

«بالاترین معجزه‌ی حیات، خودِ حیات است.»

«بالاترین معجزه‌ی حیات، خودِ حیات است.»

به نام قدرت مطلق الله، خالق زیبایی‌ها و سرچشمه‌ی عشق.

از ژرفای جانم سپاسگزارم از جناب مهندس حسین دژاکام، دکتر امین دژاکام و همه اعضای خانواده‌ی بزرگ و پرمهر کنگره ۶۰؛ خانواده‌ای که با استقامت، عشق، و بزرگواری‌شان نوری شدند در تاریکی من.

اگر عنایت و پایداری این بزرگواران نبود، امروز معلوم نبود سرنوشت من، ابراهیم، به کجا می‌رسید. تنها خدا می‌داند.

روزی در یکی از سی‌دی‌های جناب دکتر امین شنیدم که فرمودند: «پارک، برای ما حکم آب پرتقال کنگره را دارد.»

در آن روز معنای این جمله برایم نامفهوم بود. با خود می‌گفتم آب پرتقال؟ پارک؟ مگر ممکن است؟اما امروز، پس از ماه‌ها حضور در این مسیر و با راهنمایی استاد عزیزم، معنای آن را با تمام وجود لمس کرده‌ام.

جمعه‌ها، وقتی با شور و شعف به پارک می‌آیم، وقتی در کنار برادران و دوستانم ورزش می‌کنم، وقتی با لبخند و عشق صبحانه می‌خوریم،حس می‌کنم مزه‌ی واقعی همان «آب پرتقال الهی» را چشیده‌ام؛

طعمی شیرین، زلال و زنده‌کننده، که هیچ چیز در دنیا جای آن را نمی‌گیرد.

حتی خانواده‌ام نیز از این موهبت بی‌نصیب نمانده‌اند.همسفر عزیزم، پس از ورود به کنگره، خودش معنای حضور در پارک را درک کرد،و فرزندم آرین که هر روز صبح برای رفتن به مدرسه بهانه‌جو بود حالا از پنجشنبه شب تا صبح جمعه لحظه‌شماری می‌کند تا مبادا از پارک و جمع برادران جا بماند!

این عشق و اشتیاق کودکانه، بزرگ‌ترین نشانه‌ی تأثیر این راه مقدس بر زندگی ماست.من، که روزی منزوی و گوشه‌گیر بودم، امروز در جمعی از عشق و برادری تنفس می‌کنم؛در کنار الماس‌های درخشانی به نام راهنما و مسافر.اینجا آموخته‌ام که زندگی، خود بزرگ‌ترین معجزه‌ی هستی است، همان‌گونه که مهندس فرمودند:

«بالاترین معجزه‌ی حیات، خودِ حیات است.»

اکنون می‌کوشم تا به سهم خود، آنچه را از این سرچشمه‌ی نور و دانایی دریافت کرده‌ام،با خدمت عاشقانه و بی‌ریا بازپرداخت کنم؛

از اينكه به صحبت هاي من توجه نموديد، متشكرم .

تنظيم و ارسال : مسافر محمد لژيون نهم 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .