حسهای منفی مانند ترس، ناامیدی و... محصول اعمال خود انسان هستند. انسان چیزی جز تلاش خود نیست. همانطور که خداوند در قرآن میفرمایند: لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ اِلَّا مَا سَعَیٰ، هیچ چیزی برای انسان نیست جز آنچه تلاش میکند. ما اگر منشاء این نیروها را در بیرون از خودمان تصور کنیم، حل کردن و یا درمان کردن آنها غیرممکن میشود، بایستی به درون خود رجوع کنیم. در جزوه جهانبینی مطلبی به عنوان ساختار وجود دارد. نفس یکسری ذرات تشکیلدهنده و خواستههای متعدد دارد که تعیین موجودیت میکند.
وقتی ذرات نفس از یک جنس باشند، یعنی آنهایی که خواسته مشترک دارند در درون هر انسانی کنار همدیگر قرار بگیرند، مجموعهای به نام ساختار تشکیل میشود. هر ساختار ۲ هدف دارد؛ هدف اول تلاش برای حفظ و بقا است و هدف دوم این است که دائماً به دنبال رشد و گسترش است. این موضوع شبیه سازمانهایی است که در بیرون وجود دارند. درون انسان یک جهان کوچک است که خیلی به جهان بیرون شباهت دارد.
ما اگر میخواهیم تصور درستی از ساختارهای منفی داشته باشیم، میتوانیم سازمانهای مافیایی یا جاسوسی را به عنوان یک نمونه خیلی مشخص در نظر بگیریم؛ البته که ساختارهای مثبت نیز وجود دارند، فقط بستگی به حس و نیروی مشترکی دارد که باعث تشکیل ساختارها میشوند. به عنوان مثال ذراتی که خواهان خشم، منیت، موادمخدر و... هستند میتوانند در درون یک نفس دور همدیگر جمع شوند و یک مجموعه را به وجود بیاورند. چرا دور همدیگر جمع میشوند؟ علت آن خیلی ساده است، چون به تنهایی زورشان نمیرسد، زیرا اگر تنها باشند به هدفشان نمیرسند. ساختارهای منفی قوانین بسیار سنگین و سفت و سختی دارند و همیشه روی برنامه خاص خودشان حرکت میکنند.
انسان یک جهان فشرده است و آن چیزی که در درون انسان است، در بیرون او نیز وجود دارد. انسان انرژی خود را از کائنات دریافت میکند. نیروهای مثبت و منفی همه در کائنات وجود دارند و به کار و فعالیت خود ادامه میدهند. نیروهای منفی درون انسان را بیدار و راهبری میکنند. فجورها و تقواها به خاطر وجود همین ساختار منفی است. ساختار منفی مسئله کاملاً جدی میباشد که بایستی به آن توجه کنیم. اگر ما فرایند جذب اینها را معکوس کنیم، میتوانیم از تاریکی خارج شویم. در درمان اعتیاد وقتی جذب انرژی این نیروها که همان مصرف مواد است معکوس میشود، شخص میتواند از تاریکی اعتیاد خارج شود، اما اگر معکوس نشود، اعتیاد او ادامهدار خواهد شد.
همه ما انسانها موجوداتی هستیم که همزمان در ۲ دنیای متفاوت زندگی میکنیم. انسان از این موضوع که میخواهد همه چیز را با هم داشته باشد در رنج است. موضوع رها کردن بسیار مهم است، تا خواستهها را رها نکنیم نمیتوانیم به تشخیص درست برسیم. دنیای اصلی ما دنیای درونمان است. شهری که تمام امورات، ساکنین، آب هوا، آبادی، ویرانی، زیبایی، زشتی و.. آن تماماً در اختیار خودمان است، خیلی شگفت انگیز است که انسان دارای چنین نعمتی است. به ما اختیار داده شده است که بتوانیم شهر درونیمان را آنگونه که دوست داریم بسازیم. این بستگی به خودمان دارد که چگونه از این نعمت استفاده کنیم.
ما میتوانیم با افکار منفی، معرکه گیری، خشم، و نفرتی که سالیان سال در وجودمان پرورش دادهایم، این دنیا را تبدیل به ویرانه کنیم و یا بلعکس. با امیدواری، محبت، صبر، ایمان و توکل شهری را در درونمان بسازیم که حتی دیگران هم در برخورد با ما از این زیبایی و آبادانی لذت ببرند؛ البته این کار سخت است و نیاز به تعادل روحی دارد. مسلم است هر چقدر ایمان ما به خداوند بیشتر باشد تعادل و آرامش ما نیز بیشتر میشود. وقتی دستمان را در دست خداوند بگذاریم دیگران هرگز نمیتوانند آرامشمان را سلب کنند.
کنگره به من یاد داد که دنیای درونم را مانند عنکبوت سست و بی پایه نسازم، بلکه روی زمینهای محکم و از جنس بتن و فولاد بسازم. خدواند تمام تواناییها را در وجود من قرار داده است، این من هستم که باید آنها را کشف کنم و به کار بگیرم. این کار فقط و فقط با تقویت ایمان و قدم گذاشتن در مسیر مستقیم امکانپذیر است.
نویسنده: همسفر ژیلا رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم)
تایپیست: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) دبیر سایت
ویراستاری و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
105