یازدهمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی صبا به استادی مسافر مجید، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر محمود با دستورجلسه «الهام از رمضان» شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد
سخنان استاد:
سلام دوستان، مجید هستم مسافر؛ از ایجنت محترم نمایندگی، گروه مرزبانی و راهنمای عزیزم آقا اردلان تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز در خصوص«الهام از رمضان» است. برای یک فرد مصرفکننده شاید در نگاه اول معنی خاصی نداشته باشد. شاید فقط از نظر عبادت بخواهد فکر کند که خدا، دین، پیامبر و راه راستی وجود دارد ولی برای کسی که مصرفکننده مواد مخدر هست، همه چیز بههم ریخته است؛ هم در صور پنهان و هم در صور آشکار؛ ماه رمضان، ماه تولد کنگره ۶۰ است. ماهی که در اصل ما را به انسانیت و راه راست راهنمایی میکند البته به شرطی که خودمان بخواهیم.
من روزی که وارد کنگره شدم، ماه رمضان بود. دقیقاً یادم هست مهندس دژاکام تازه در مورد سیدی «اتوفاژی» صحبت کرده بودند. در آن زمان خیلی سر در نمیآوردم ولی از بههمریختگی درونی خودم، میفهمیدم چیزهایی میگوید که درست است. باور کردم که یکی هست که راست میگوید، چون خودش در مسیر راستی حرکت کرده است.
در کنگره، ماه رمضان یادمان میاندازد که از بینظمی به نظم رسیدیم؛ از بههمریختگی به آرامش، از حالهای پریشان به حس تمیزی و شادابی؛ برای سفر اولیها، در متد <DST>، همین نظم در مصرف دارو معنا پیدا میکند؛ سه وعده منظم در روز. همین نظم اولیه مقدمهای میشود برای درمان جسم و جهانبینی؛ من خودم روزی دهتا قرص میخوردم ولی وقتی سفرم تمام شد، تازه فهمیدم به درمان رسیدم؛ دیگر نیازی به قرص نداشتم. وقتی سفر سیگارم تمام شد، تازه فهمیدم کنگره۶۰ چه چیزهایی به من داده است. تازه حس پیدا کردم، صدای گنجشکها و رنگ برگ درختها را شنیدم و دیدم، خدمت کردن و عشق ورزیدن را درک کردم.

ماه رمضان به من یاد میدهد که چطور خواستههایم را کنترل کنم. تربیت نفس واقعاً سخت است. دقیقاً ماه رمضان برای همین هست؛ برای تمرین گذشت و مهار نفس. عبادت فقط نماز و قرآن نیست، گاهی یعنی لحظهلحظه جلو رفتن در مسیر رشد؛ برای کسی مثل من که از جلوی قنادی رد میشود و بیتوجه میگذرد، یا از کنار سیگار خودش میگذرد و وسوسه نمیشود این یعنی تربیت نفس، درمان یعنی گذشتن از وابستگی؛ هیچ درمانی بدون طی مسیر و تلاش امکانپذیر نیست. کسی که سرما میخورد، دارو میگیرد و بعد از مدتی خوب میشود؛ چون او روند درمان را طی کرده است.
در کنگره هم همینطور است. کسی که با روش <DST> حرکت میکند، در صور آشکار و پنهانش درمان را تجربه میکند. مهندس دژاکام در سیدی «نازعات» خیلی قشنگ میگوید: «باید تیکاف کنی.» یعنی هر چقدر در مشکلات غرق باشی، تا وقتی حرکت نکنی، بیرون نمیروی. ثابت و درجا ماندن یعنی غرق ماندن در مشکلات، ولی حرکت یعنی فهمیدن و رشد کردن؛ ماه رمضان برای من یعنی یاد گرفتن مثلاً من قبلاً ملاقه دستم نگرفته بودم ولی در آشپزخانه کنگره یاد گرفتم همکاری کنم، بسازم، خدمت کنم. شاید کسی تحصیلکرده باشد ولی بلد نباشد برنج آبکش کند. اینجا همه یاد میگیرند.
کنگره ۶۰ و ماه رمضانش پر از قشنگی است چون همه با هم بر سر یک سفره مینشینند، با هم کار میکنند و کلی مهارت یاد میگیرند و افطار میکنند. مهم نیست سفر اولی باشی، سفر دومی، همسفر یا مسافر؛ همه با هم برابر هستند. یک بار آقا اردلان گفت: «هر کس هر چی بلد است، برای خودش بلد است مهم مشارکت در کار است .» همین یعنی تربیت. تربیت نفس بالاتر از هر چیز دیگری است.
ما باید سعی کنیم هم جسم و هم روانمان به تعادل برسد؛ تعادل در هر زمینهای لازم است. چه آشپز باشی، چه استاد و چه شاگرد؛ وقتی از بعضی چیزها میگذریم، تازه میفهمیم زندگی چقدر قشنگ است؛ دیگران هم میتوانند به ما چیزهایی یاد بدهند ولی وقتی در سکون بمانیم، فقط ذهنمان نشخوار میکند و پیشرفتی نداریم. متد <DST> به من یاد داد که از بههمریختگی وجود و ذهنم، میتوانم به تعادل و آرامش واقعی برسم؛ یاد گرفتم کمک کنم، یاری برسانم و بدون توقع حرکت کنم. از اینکه به صحبتهایم گوش دادید، خیلی ممنونم.
تهیه: مسافر رضا
ارسال: مسافر حیدررضا
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
125