English Version
This Site Is Available In English

قبل از کنگره کارتن خواب در خانه بودم

قبل از کنگره کارتن خواب در خانه بودم

نهمین جلسه از دوره هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره‌۶۰ نمایندگی صبا به استادی مسافر سیامک، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر امین با دستورجلسه «وادی سیزدهم(پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است) و تاثیر آن روی من» دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان سیامک هستم یک مسافر؛ در ابتدا از نگهبان و دبیر جلسه تشکر می‌کنم، از گروه مرزبانی و ایجنت محترم تشکر می‌کنم بابت اینکه اجازه دادن که این جایگاه رو یک بار دیگر تجربه کنم، از راهنمای محترم خودم آقا کامران که اجازه دادند من بار دیگر در این جایگاه بشینم سپاسگزارم. دستورجلسه وادی سیزدهم است، تنها چیزی که می‌توانم در مورد این وادی بگویم تا به درد یک نفر هم شده بخورد، این است که در مورد تجربه خودم در این وادی یا نقش خودم در این وادی صحبت کنم. در این وادی می‌گوید پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست خب این به من نشان می‌دهد که دنیا یا هستی نه پایانی دارد نه آغازی دارد‌. یعنی آن موقعی هم که شروع شده از روز الست که  مهندس می‌فرمایند شاید همان موقع هم قبلش باز بوده است. هست و خواهد بود و حالا در این بودن همیشگی، من می‌ آیم زندگی می‌کنم، فکر می‌کنم مثلا زمان کودکی رو من به یاد می‌آورم که شما مرحله‌های مختلف داری و از کودکی تا نوجوانی و بزرگسالی و در همه‌ اینها یک سری خطوط را برای خودم طراحی می‌کنم مثل درس خواندن یا اعتیاد یا مثلا ازدواج کردن یا ورزش انجام دادن. هر کسی یک کاری انجام می‌دهد ولی من تا قبل از کنگره همیشه همه شرایطم انگار یک جور دیگر بوده است. زندگی قبل از کنگره که انگار من در موردش هیچ آگاهی نداشتم.


زمانی که درس می‌خواندم ما یک خانه دانشجویی داشتیم به جای اینکه برویم درس بخوانیم شروع کرده بودیم به مصرف مواد مخدر و آنجا شده بود پاتوق آدم‌های مختلف و می‌آمدند و مصرف می‌کردند و من هم آلوده مواد و تبعاتش شدم و این خطی بود که خودم ترسیم کردم و نتیجه‌اش این شد که من کارتن خواب درخانه بودم یا مثلا در ماشین می‌خوابیدم و خیلی موقع‌ها بیرون بودم هیچ موقع فکر نمی‌کردم به آن نقطه‌ای که آخر‌ها رسیده بودم برسم و این نکته‌اش اینجاست که من وقتی که بمیرم اگر با اعتیاد از این دنیا می‌رفتم با اعتیاد هم در جای دیگری دوباره بیدار می‌شدم. یعنی فکر کن خشم و نفرت و طمع و خماری و تمام اینها به من انتقال پیدا می‌کند و این یکی از مسائلی بود که به من کمک کرد در سفر به این باور برسم که می‌توانم به رهایی برسم. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید تشکر می‌کنم.

تایپ: مسافر مهدی
عکس: مسافر ایرج
ویرایش و ارسال: مسافر حیدررضا
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .