زندگی دفتری از خاطرههاست؛
یک نفر در دل شب، یک نفر در دل خاک،
یک نفر همدم خوشبختیهاست،
و دیگری همدم سختیها.
چشم که باز کنیم، عمرمان میگذرد.
ما همه همسفریم، اما باید یاد بگیریم چگونه همسفر خوبی باشیم.
هر انسانی در مسیر زندگیاش به یک همسفر خوب و مطمئن نیاز دارد؛ کسی که در سختیهای راه همراهش باشد و در فراز و فرود مسیر، همچون کوهی استوار، شانهبهشانه تا پایان راه در کنار او بماند.
هر شخصی در دنیا تقدیری دارد، و در تقدیر من، مسافرم بالهایش زخمی شده است. حالا من، بهعنوان یک همسفر، بالِ پرواز مسافرم هستم.
به نظر من، هرچقدر علم و آگاهی بیشتر باشد، این همراهی، بال بودن و بخشیدن بهتر اتفاق میافتد. آنقدر تلاش میکنم تا بتوانم بندهای وجودیام را باز کنم؛تا دیگر هیچچیز از بیرون نتواند مرا آزار دهد.
وقتی مسیر برایم طاقتفرسا میشود،
چیزی از درون به من میگوید: تلاش کن و در حال زندگی کن؛ چراکه مسیر، همین نقطههایی است که از آنها عبور میکنی.
خودت را با کسی مقایسه نکن،
نترس و به خودت اعتماد داشته باش،
چون تو دقیقاً در مسیر درست قرار داری.
تو تنها نیستی، و در جاهایی که لازم است،
همسفران و نیروها به یاریات خواهند آمد.
آنجا دلت آرام میگیرد، و تمام رنجهایت پایان مییابد.
خداراشکر میکنم که در کنگره قرار گرفتم
و میتوانم از آموزشهای ناب آن استفاده کنم؛
تا فرزندانی قوی و خانوادهای سرشار از عشق و محبت داشته باشم.
خداراشکر که مسیر کنگره برای من و مسافرم نمایان شد؛ کلاس عشق، محبت، همدلی و گذشت...
از آقای مهندس بابت فراهمکردن این بستر سپاسگزارم، و از خدمتگزاران سایت که همیشه چراغ خاموش و با عشق در حال خدمت هستند، صمیمانه تشکر میکنم.
نویسنده: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم )
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم )
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
27