جلسه سیزدهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شفا مشهد به استادی همسفر یاسمن، نگهبانی دنور همسفر فاطمه و دبیری همسفر تکتم با دستور جلسه «الهام از رمضان» روز دوشنبه ۱۳ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۴۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که اجازه خدمت در این جایگاه به من داده شد. از راهنما همسفر آمنه و نگهبان جلسه که اجازه خدمت را به من واگذار کردند تشکر میکنم. بسیار خوشحال و سپاسگزارم که امسال توانستم عضو لژیون سردار شوم و پس از یک سال حضور در کنگره۶۰ این بخشش را تجربه کنم. مسئله ماه مبارک رمضان نقطهای برای پیدایش کنگره۶۰ بود. آقای مهندس در ماه رمضان تصمیم گرفتند داروی خود را با نظم مصرف کنند و همزمان روزه بگیرند. در دنیا هر چیزی حکمت و دلیلی دارد؛ آقای مهندس نیز با الهام از این ماه مبارک، داروی خود را تقسیم و بهتدریج قطع کردند و به این شکل روش DST به وجود آمد.
من بهوسیله این روش توانستم مصرف سیگار را کنار بگذارم و سفر نیکوتین را انجام دهم. اگر روش DST نبود هرگز به این حال خوب نمیرسیدم. دختری پرخاشگر، عصبی و فراری از جمع بودم و در هیچ دورهمی شرکت نمیکردم. وقتی همراه خانواده به گردش میرفتیم، فقط دنبال جایی خلوت بودم تا بتوانم سیگار بکشم؛ آن هم با استرس، عجله و حال بد، مبادا کسی متوجه شود. هیچ لذتی از طبیعت اطرافم نمیبردم؛ اما امروز وقتی بیرون میروم، چیزهایی را میبینم که قبلاً نمیدیدم. از گردش و دورهمی لذت میبرم، چون دیگر دغدغهای ندارم.
همه اینها بهواسطه وجود کنگره۶۰ و الهامی است که در ماه رمضان به آقای مهندس داده شد و همچنین بخشندگی ایشان که این مسیر را برای ما فراهم کردند. 2 سال است که به کنگره۶۰ میآیم، اما در تمام این مدت جرأت بخشیدن نداشتم تا اینکه امسال این تصمیم را گرفتم و وارد لژیون سردار شدم. از حس و حال این بخشش هر چهقدر بگویم کم است و واقعاً قابل توصیف نیست.
نقطه مشترک لژیون سردار و ماه رمضان «بخشش» است. عبادت چیزی جز خدمت به خلق نیست. شاید کسانی باشند که نماز و روزه خود را بهجا میآورند، اما توان بخشیدن مال خود را ندارند. از روزی که سرداری کشیدم، اتفاقات خوبی در زندگیام افتاد. قبلاً خیلی وقتها چیزی را میخواستم و به آن نمیرسیدم و حالم بد میشد؛ اما وقتی وارد لژیون سردار شدم، انگار همهچیز برایم درست میشد. گاهی از جاهایی پول میرسید که خودم هم تعجب میکردم.
ماه رمضان سال گذشته باعث شد غیبت و دروغ گفتن را کمتر کنم. وقتی اینها کمتر شد، قدرت بخشیدن در من بیشتر شد. از قدیم به ما گفته بودند اگر کسی دروغ بگوید، غیبت کند یا کارهایی که در قرآن نهی شده را انجام دهد، روزهاش باطل میشود و خداوند او را عذاب میکند. من خودم همیشه از ترس روزه میگرفتم، اما آقای مهندس گفتند: خداوند نیازی به نماز و روزه ما ندارد؛ این بدن ما است که به روزه نیاز دارد. خداوند آنقدر بخشنده و مهربان است که همهچیز را به نفع ما قرار داده است.
اگر انجام کاری به ما سفارش شده همه برای صلاح خود ما است نه برای خداوند. خدا را شکر میکنم که با کنگره۶۰ آشنا شدم و توانستم بخشیدن را یاد بگیرم، چرا که در همین بخشش بسیاری از مشکلات من حل شد. من مشکل بزرگی داشتم و همیشه بهدنبال راهحلی برای آن بودم. دقیقاً 1 ماه بعد از جشن گلریزان و شرکت در لژیون سردار راهحل مشکلم پیدا شد و همهچیز درست شد. شاید اگر تا قبل از آن مشکلم حل نمیشد به این دلیل بود که گره من در بخشش بود؛ اینکه ببخشم تا به من بخشیده شود. انشاءالله روزی بتوانم شال پهلوانی را کسب کنم و قرآن را از دست آقای مهندس دریافت کنم.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپیست: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم)
عکاس: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
238