English Version
This Site Is Available In English

هیچ لعنتی تو سیستم هستی وجود ندارد

هیچ لعنتی تو سیستم هستی وجود ندارد

سومین جلسه از دوره اول جلسات لژیون سردار ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذر پور به استادی دنور محترم همسفر دانیال، نگهبانی دنور محترم همسفر مهراب و دبیری همسفر محمد رضا با دستور جلسه "وادی سیزدهم: پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است." روز پنجشنبه ۹ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان دانیال هستم، یک همسفر خوشحالم و خدا را شاکرم که اجازه حضور در خدمت شما را دارم. امیدوارم جلسه‌ پرباری را پیش‌رو داشته باشید.

در مورد دستور جلسه؛ وادی سیزدهم است و من هنگام مطالعه‌ی آن، متوجه شدم بسیاری از وقایعی که برای ما رخ می‌دهد، تصادفی نیست. به عنوان مثال، این که هفته‌ی سردار با دستور جلسه‌ی سیزدهم مقارن شده، اتفاقی نیست. در وادی آمده: «جویبارها به یکدیگر می‌پیوندند و اقیانوسی را تشکیل می‌دهند تا شکوه و عظمت سپاه قدرت مطلق را نشان دهند.» این جویبارها می‌توانند همان کمک‌هایی باشند که در رژه‌ی سردار انجام می‌دهیم؛ همان مواردی که تحقق می‌بخشیم. همان‌طور که می‌دانید، کسانی که برای سردار شرکت می‌کنند، مبالغی را از دل‌ها، پهلوان‌ها و نشانه‌ها دریافت می‌کنند. این مبلغ در نگاه اول ممکن است ناچیز به نظر برسد مثلاً شش میلیون تومان، اما هنگامی که این مبالغ در کنار هم قرار می‌گیرند، اقیانوسی عظیم را تشکیل می‌دهند. پیام این حرکت، رساندن محبت است، نه جنگ. پیام آن، انتقال محبت به کسی است که بیرون از این در، در رنج و عذاب به سر می‌برد و هر روز دعا می‌کند: «خدایا راهی به من نشان بده. دیگر خسته شده‌ام و نمی‌توانم این شرایط را ادامه دهم.» او با مشکلات فراوانی روبرو است: خانواده‌اش از هم پاشیده، حقوقش را دریافت نکرده، کارش را از دست داده و تنها خواسته‌اش این است که جایی برای درمان باشد.

اگر این کمک‌ها نباشند، حتی نمی‌توانیم چراغ این مکان را روشن نگه داریم. اگر اینجا متعلق به شخص یا نهادی مثل شهرداری بود، ممکن بود به ما بگویند: «آقا، ما مراسم دیگری داریم، باید بروید بیرون.» اما اینجا کنگره است؛ مکانی که اجاره یا خریداری شده تا در خدمت مردم باشد. خود مهندس گفته‌اند: «تمام اماکن کنگره به نام مردم است.» مردم می‌آیند تا فرزندانشان در اینجا درمان شوند و این همان محبتی است که منتظر آن هستند. برخی بیرون، به خاطر رسیدن به این محبت لبخند می‌زنند. این جویبار را کنگره ایجاد کرده است و چه کسانی این کار را انجام می‌دهند؟ در کنگره، کسی می‌تواند مبلغ بالایی بپردازد، منار یا پهلوان شود که شرط اولش رسیدن به رهایی است؛ یعنی کسی که آن «شراب ناب» را چشیده، آن حال خوب را تجربه کرده و می‌خواهد آن را به دیگران نیز برساند. کسی که زندگی‌اش در آرامش است، در حالی که بیرون، بسیاری در اضطراب و تنش به سر می‌برند. در کنگره، فرد آموزش درست می‌گیرد و می‌داند چگونه زندگی‌اش را بهبود بخشد.

خاطره‌ای تعریف می‌کنم: روزی با دوستم در مترو بودم. او به من گفت: «تمام مسافران مترو ناراحت و افسرده به نظر می‌رسیدند، تنها کسی که می‌خندید و سرحال بودی، تو بودی. انگار تو از مترویی دیگر پیاده شده‌ای!» این معجزه‌ی آموزش‌های کنگره است. حال خوبی که ما با هم نوشیدیم و چشیدیم، باید به دیگران نیز برسانیم. می‌گویند: «تک‌خوری لذت ندارد.» اگر چیز خوبی داری و تنها باشی، حتی مزه‌اش را حس نمی‌کنی. برای رساندن پیام، راه‌های مختلفی وجود دارد: با کلام، با قلم یا با کمک مالی. من چند دقیقه دیگر فرصت دارم و در پایان صحبتم، جمله‌ای از وادی سیزدهم را بسیار دوست دارم: «هیچ لعنتی در سیستم وجود ندارد. وقتی کسی را می‌بینی که حالش بد است و به حرف‌هایت گوش نمی‌دهد، شاید فکر کنی که او به تاریکی مطلق رسیده و راه بازگشتی ندارد. اما آن کسی که در تاریکی است و آن که به خواب رفته، در حال دریافت انرژی و آماده شدن است. تاریکی لعنت نیست؛ تاریکی خوابی است که فرد برای بیدار شدن درست، باید از آن عبور کند.»

ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

 

ویراستاری، تایپ و بارگذاری: خدمتگزاران سایت همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .