دومین جلسه از دوره چهارم سری کارگاه های خصوصی کنگره۶۰ ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور به استادی ایجنت محترم همسفر علی،نگهبانی راهنما محترم همسفر دانیال و با دبیری همسفر محمد رضا با دستور جلسه"وادی دوازدهم: در آخر امر، امر اول انجام میشود" روز پنجشنبه ۲۵ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۲ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم، یک همسفر.
خداوند را شاکرم که یک بار دیگر این فرصت را یافتم تا در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و آموزش ببینم. دستور جلسهٔ این هفته، وادی دوازدهم است که عنوان آن «در آخر امر، امر اول انجام میشود»
یکی از قوانین جاری در هستی است. تمام وادیهایی که در کنگره ۶۰ میآموزیم، قوانینی هستند که در سراسر جهان جریان دارند؛ یعنی مخصوص مکان یا زمان خاصی نیستند. این قوانین، که در کتاب شصت درجه زیر صفر نیز آمدهاند، امری جهانی و همگانی هستند.
پیام وادی دوازدهم به من این است: اگر هدفی دارم، کاری میخواهم انجام دهم یا قصد رسیدن به مقصدی را دارم، باید زمان را رعایت کنم. نخستین امر برای تحقق هر هدف یا کاری، فراهم کردن بستر زمان است. اما زمان چگونه شکل میگیرد؟
زمان، یکی از بزرگترین معجزات این بعدی است که در آن قرار داریم. در ابعاد دیگر، زمان به گونهای دیگر جریان دارد و امکان تغییر به شکلی که در این بعد زمینی داریم، وجود ندارد.
برای درک بهتر، میتوان به خلبان یک هواپیمای جت اشاره کرد: اگر هواپیما در سرعت بالا باشد، نمیتوان در همان لحظه جای خلبان را عوض کرد. چگونه میتوان پرواز کرد؟ چگونه این کار انجام میشود؟ لازمهٔ آن این است که فرد ابتدا روی زمین و روی شبیهسازهای هواپیما آموزش ببیند تا به تدریج پرواز را بیاموزد. بدون این شبیهسازها، پرواز برای انسان ممکن نیست، زیرا زمان و سرعت اجازه نمیدهند.
این بعد زمینی نیز به همین دلیل اهمیت دارد: زیرا امکان آموزش و تغییر را فراهم میکند.
این وادی دقیقاً به فلسفهٔ آفرینش و داستان آفرینش انسان اشاره میکند؛ داستان جدایی ابلیس و امتناع او از سجده به انسان به دلیل احساس برتری. دلیل آمدن انسان به زمین نیز همین است: انسان آمده تا با آموزش، تکامل و پختگی، به آنچه در درونش نهفته است پی ببرد. همهٔ آنچه برای یادگیری لازم است، در درون انسان وجود دارد. اگر چنین نبود، یادگیری ممکن نبود.
حیوانات، مانند گاو یا بز، امکان یادگیری زبان یا قوانین به این شکل را ندارند، اما انسان از این توانایی برخوردار است.
برای تحقق این امر، انسان باید سه مرحله را پشت سر بگذارد: تغییر، تبدیل و ترخیص. این سه مرحله، قوانینی هستند که در هستی جریان دارند.
تغییر لازمهٔ تبدیل است؛ نمیتوان یکشبه از حالی به حال دیگر منتقل شد. برای مثال، من علی نمیتوانم یکباره از حالت ناخوشی به سلامت کامل برسم، یا یکشبه متخصص فنی کارآزمودهای شوم.
در همه جنبههای زندگی نیز همین قانون حاکم است: اگر بخواهم معلم، دانشآموز، کارمند، رئیس، راننده، پدر یا مادر خوبی باشم، باید تغییر در من ایجاد شود. لازمه تغییر نیز آموزش است. با آموزش، تفکر و تجربه، تغییرات به تدریج شکل میگیرند و من به هدفم میرسم.
نکتهٔ دیگری که در این سخنرانی مطرح شده، این است: لازمهٔ تغییرات، وجود شرایط ایدهآل و بیدغدغه نیست. بلکه نیروهای اضداد، نیروهای مکمل یا حتی نیروهای مخرب نیز باید وجود داشته باشند تا تغییر صورت گیرد. اگر این نیروهای متضاد نباشند، تغییری رخ نمیدهد.
این بدان معنا نیست که من باید جزئی از آن نیروهای مخرب شوم؛ آنها برای خود وجود دارند. من اگر بخواهم تحلیل کنم، باید حضور آنها را نیز در نظر بگیرم، اما باید مراقب باشم که جذب آنها نشوم. آنها کار خود را میکنند: تخریب و ایجاد مانع.
این نیروهای مخرب، بسیاری از انسانها را با خود میبرند. این طور نیست که نیروهای مخرب در برابر نیروهای الهی ناتوان باشند؛ آنها قدرت تخریب انسان را دارند. اگر چنین قدرتی نداشتند، زندگی بیمعنا میشد. اما انسانهایی که از عقل و تفکر خود استفاده میکنند، میتوانند از این موانع عبور کنند.
ویراستاری، تایپ و بارگذاری: خدمتگزاران سایت همسفران آقا، شعبه کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
57