جلسه اول از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لواسان به استادی راهنما همسفر سعیده، نگهبانی همسفر پونه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه (وادی سیزدهم «پایان هر نقطه، سر آغاز خط دیگری است») روز سه شنبه 7 بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت 17:۰۰ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
در مورد دستور جلسه، وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من که تیتر آن پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست، میباشد؛ بیان میکند که هر چیزی و هر موجودی و هر جنبنده ای که در این هستی و کائنات وجود دارد هیچ پایانی برای آن نیست. اگر امروز از یک جایی آغاز میکنیم و در نقطه ای دیگر داریم به پایان میرسانیم مبحثی را مطلبی را خواسته ای را؛ آنجا پایان کار نیست و دوباره قرار است سرخط دیگری را آغاز کنیم و چه بسا با تلاش و همت و کوشش بیشتری آن خط را آغاز کنیم و به انتها برسانیم و این موضوع بارها تکرار میشود، چه بر روی زمین و چه در این کائنات و زندگیهای بعدی و در حلقه های دیگر. ابتدای وادی از قلم صحبت میکند و قسم میخورد به قلم و قدرتی که در آن وجود دارد زیرا آن چیزی که ما به نگارش درمیآوریم یک تفکر قدرتمندی پشت آن است و حال دارد به نگارش در میآید و قرار است یک تحولی ایجاد کند و معجزاتی را رقم بزند.
به نظر من پیام عنوان وادی سیزدهم در خصوص شخص خود مهندس است در ابتدا بخاطر نوشتار هایی که دارند و تاثیراتی که این نوشتار ها روی انسان دارد و خواهد داشت و این تاثیرات ادامه خواهند داشت، در مورد خود همسفران در مورد نوشتن بیاییم و از خواسته هایمان شروع کنیم و خواسته هایی که داریم به نگارش در بیاریم و بنویسیم با تمام جزئیات و یا دیدگاه خودمان را درباره چیز هایی که داریم تغییر بدهیم، جناب آقای مهندس همیشه میگویند که بیایید و به چیز هایی که دارید با دقت بیشتری نگاه کنید و دید خود را از روی چیز هایی که ندارید بردارید و همین موضوع میتواند معجزه ایجاد کند برای شخص من سعیده.
وقتی که در وادی جلوتر میرویم، به بحث تغییر، تبدیل و ترخیص میرسیم، که مثالی درباره آن میزند که در زندگی خود میتوانیم پیاده کنیم، اما آن چیزی که مهم است مبحث تغییر است، که اگر امروز در کنگره قرار گرفتیم و آموزشها را میگیریم و پله پله به سمت جلو میرویم، به هر حال یک علتی دارد، اگر قرار باشد من همان سعیده ای باشم که روز اول وارد کنگره شدم همچنان همان سعیده بمانم، مثل اسب عصاری میماند که به دور خود میگردد پس تغییر لازمه ادامهی زندگی میباشد و حرکت میطلبد حرکتی که با پشتکار همراه باشد و همت زیادی نیاز است، اگر به آن چیزی که قرار است من برسم یا تبدیل شوم اگر پشتکار نداشته باشد اگر تلاش و کوشش پشتش نباشد در میانه راه ناامید میشوم و دست از تلاش میکشم. همیشه جناب آقای مهندس میفرمایند امیدواری حرف اول را میزند اگر قرار باشد در مسیری که حرکت میکنی به نتیجه برسی در وهلهی اول ترس را از خود دور کن و امیدواری را در خود صدچندان کن.
اعتماد به نفس خیلی مساله مهمی میباشد و باید آن را در خود به اوج برسان، با تشویق هایی که خودت را میکنی، چه در ظاهر و چه در درون. به هر حال من شخص سعیده نسبت به خودم شناختهایی دارم که ممکن است اطرافیان نسبت به من نداشته باشند. کاری که خودم انجام میدهم از نظر خودم شاید یک کار بزرگ باشد و شاید از نظر دیگران به چشم نیاید، پس لازمهی حرکت من ادامهی مسیر با امیدواری تشویق شخص خودم است.قدمهای کوچکی را که برمیدارم را نباید دست کم بگیرم.میدانم که قطعا وادی سیزدهم را با جزئیات مطالعه کردهاید، سیدیهایش را گوش دادید و جناب مهندس جز به جز تمام این مسائل را که در این وادی بیان شده است را توضیح دادهاند حال به صورت داستان،روایت و در این فرصت کمی که ما داریم نمیتوانیم جزئیات را توضیح دهیم.
مبحثی که در این وادی بنظر من خیلی مهم است دستهبندی انسانها بود. انسان ها در این وادی به سه دسته تک بعدی دو بعدی و سه بعدی تقسیم میشوند که در خود وادی کامل خصوصیات هر کدام را بیان میکند،اینکه یک انسان تکبعدی چرا تکبعدی است،اینکه یک انسان تکبعدی چه رفتارهایی دارد نسبت به خود،اطرافیان و جامعهای که در آن زندگی میکند و اینکه یک فرد دوبعدی چه کارهایی را باید انجام دهد که از آن تکبعدی خارج شود و به دوبعدی برسد.آیا یک انسان تک بعدی راحتتر میتواند در این هستی زندگی کند یا یک انسان دوبعدی و این اطلاعات برای این نیستند که یاد بگیری برای آن است که به کار بگیری که هم سخت است و هم سهل. خواستهی قوی من و قدرتی که درون من است آن را سهل میکند قرار است به اوج برسد قرار است من را تبدیل کند به انسانی که ارتباط بهتری با انسانهای اطرافم دارم، انسانها را دوست دارم برای آنها ارزش و احترام قائل هستم.
در سیدی شاخ گاو از خطوطی صحبت میکند که خودمان در زندگی رقم میزنیم، سه خط عقل و عشق و ایمان و یک خط نامرئی به نام خط خمر که اگر درست کار نکند که رابطه مستقیم با سیستم ایکس شبه افیونی بدنمان دارد، هیچ کدام خطوط دیگر هم به درستی نمیتوانند تاثیرگذار باشند این هم بستگی به عملکرد من دارد که در مسیر صراط مستقیم تلاش خود را میکنم،کارهای که انجام میدهم آیا ارزشی هستند یا ضدارزشی،جناب مهندس در صحبتهایشان تاکید میکنند که تمام کارهایی که ما انجام میدهیم چه از نظر کارهای ارزشی و چه ضدارزشی دقیقا رابطه مستقیم با سیستم شبهافیونی بدن ما دارد چهبسا اگر این سیستم به درستی کار نکند انسان دچار مشکلات جسمی و روحی و روانی میشود. پس باز نقش خودمان در اینجا مطرح است اگر مسئله ومشکل هست که بقول اقای مهندس هیچ وقت این مسائل از بین نخواهند رفت من مسئول ایجاد آنها هستم چرا که تفکری پشتش نبوده هنگام انجام کارهایی که به شخص خود من مربوط بوده است.مرسی که به صحبتهای من گوش دادید.
تایپیست: همسفر ماهک رهجوی راهنما همسفر شادی ( لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر شادی ( لژیون اول)
همسفران نمایندگی لواسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
2