English Version
This Site Is Available In English

هر نقطه ارزشی آغاز مسیری تازه به سمت روشنایی هاست.

هر نقطه ارزشی آغاز مسیری تازه به سمت روشنایی هاست.

هشتمین جلسه از دور پنجاه‌‍‍‌وسوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد با استادی مرزبان محترم مسافر محمد رضا، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه "وادی سیزدهم" روز پنج‌شنبه نهم بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت 15 اغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمدرضا هستم مسافر.
با تشکر از نگهبان جلسه، ایجنت محترم و گروه مرزبانی که این فرصت را به من دادند تا در این جایگاه آموزش بگیرم.
دستور جلسه "پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست"
در این وادی جناب مهندس به قلم اشاره کرده‌اند؛ که حتی در قرآن هم به اهمیت آن اشاره شده و اینکه قلم چه کارآیی می‌تواند داشته باشد.

اگر بخواهیم مثال بزنیم، همین نوشتن سی‌دی‌هاست. اینکه گفته می‌شود چطور بنویسید تا ذهنتان تقویت شود و بتوانید از این سی‌دی‌ها استفاده کنید. وقتی ما چیزی را می‌نویسیم، در واقع آن را حَک می‌کنیم؛ یعنی دیگر فراموش نمی‌شود. حداقل این است که اگر چند سال بعد هم به آن نگاه کنیم، چیزی داریم که از قبل ثبت شده است.
مثلاً سال ۷۵، خود جناب مهندس اگر آن القائات و فکرهایی که داشتند را یادداشت نمی‌کردند، مطمئن باشید کنگره به این میزان پیشرفت نمی‌کرد. همین یادداشت‌ها بوده که امروز ما سی‌دی‌ها را گوش می‌کنیم؛ تاریخ دارد، ابتدا یک تیتر خوانده می‌شود و بعد موشکافانه توضیح داده می‌شود. این همان نوشتن و حک‌کردن است. پس قلم واقعاً اهمیت زیادی دارد.

دوستان عزیز، چه سفر اولی و چه سفر دومی، و کلاً همه کسانی که وارد کنگره می‌شوند، باید این را در نظر داشته باشند که نوشتن سی‌دی مشق نوشتن نیست که بگوییم «باید انجامش بدهیم». صحبت، صحبتِ یاد گرفتن است؛ آموزشی است که وقتی می‌نویسیم، آن را بهتر دریافت می‌کنیم.

تجربه ثابت کرده عزیزانی که سی‌دی می‌نویسند، رفتار و سفرشان کاملاً متفاوت است.
تازه‌وارد با حال خراب می‌آید، رفتارش، بیانش، همه‌چیز به‌هم‌ریخته است. اما دو ماه که می‌گذرد، وقتی در مسیر درست حرکت می‌کند و سی‌دی می‌نویسد، تغییر کاملاً در رفتارش دیده می‌شود. به نظر من یکی از مهم‌ترین دلایلش همین نوشتن و همان قلم است.

پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگریست.
اگر بخواهیم ساده نگاه کنیم، هر کار ارزشی یا ضدارزشی که در زندگی انجام می‌دهیم، خودش یک نقطه است. مثلاً منِ محمدرضا، قبل از آمدن به کنگره، کارهای ضدارزشی مثل سیگار کشیدن و مشروب خوردن را انجام می‌دادم. این‌ها هرکدام یک نقطه ضدارزشی بودند. وقتی این نقاط کنار هم قرار گرفتند، تبدیل به یک خط شدند؛ خطی که مرا وارد تاریکی کرد.

آن نقطه‌ها شاید به چشم نیایند، اما راهی را باز می‌کنند به سمت تاریکی. در تاریکی هم چه بلایی که سر خودمان و اطرافیانمان نیامد. تخریب‌های زیادی داشتیم؛ فقط به این خاطر که در مسیر اشتباهی قرار گرفتیم. خود من در زمان مصرف به جایی رسیده بودم که فقط مصرف می‌کردم و هیچ چیز دیگری را نمی‌فهمیدم.

اما این وادی می‌گوید: قرار نیست آن تاریکی ادامه‌دار باشد. می‌توانیم خط دیگری را شروع کنیم. یک نقطه مثبت بگذاریم و کار ارزشی انجام دهیم. مثال واضحش خود کنگره است. وقتی وارد کنگره ۶۰ می‌شویم، یک نقطه مثبت گذاشته‌ایم و یک مسیر جدید شروع شده است.

در سفر اول، سی‌دی می‌نویسیم، به‌موقع می‌آییم و می‌رویم، قوانین را رعایت می‌کنیم. این نقاط مثبت کنار هم قرار می‌گیرند و یک راه روشن و زیبا به سمت روشنایی ساخته می‌شود. وقتی سفر اول تمام می‌شود، نقطه پایان آن، آغاز سفر دوم است؛ جایی که خدمت گرفتن شروع می‌شود. همین خدمت، خطی است که ما را به سمت رشد و ارتقا می‌برد.

دوستان عزیز سعی کنید حتماً خدمت بگیرید؛ چون تأثیر بسیار زیادی در ارتقای ما دارد. هر کاری که تمام می‌شود، اگر قرار است کار جدیدی شروع شود، باید برای ما ثمره مثبت داشته باشد. اگر نداشته باشد، مطمئن باشید فقط وقت تلف کرده‌ایم.
تک‌تک شما عزیزان را دوست دارم. ممنون که به صحبت‌های من گوش دادید.

مرزبان خبری:مسافر علی اصغر
تایپ: مسافراصغر ل7
عکاس: مسافرین صابر و مجتبی
صوت: مسافر رضا ل3

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .