English Version
This Site Is Available In English

باید توانایی حل مسئله را در این مسیر بیاموزیم

باید توانایی حل مسئله را در این مسیر بیاموزیم

جلسه دوازدهم از دوره هشتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر امیرحسین با دستور جلسه ”وادی سیزدهم : پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است" روز چهارشنبه 8 بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت 15:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا، خداوند را شاکرم که اجازه داد در این جایگاه بنشینم و خدمت کنم تا آموزش بگیرم. از نگهبان عزیز سپاسگزارم از تمام مرزبانان که در این چند وقت، با وجود برگزاری یکی‌درمیان جلسات، بالاخره با تلاش و پیگیری، رو به جلو حرکت کرد ان‎شاءالله جلسات به روال عادی برگردد و جلسات با آن عشق و حال قدیمی راه بیفتد.

دستور جلسه امروز وادی سیزدهم است که می‌گوید: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است». آنچه من از این جمله در کتاب عشق فهمیدم، این است که مسائل فلسفی عمیقی را مطرح می‌کند. از تفکر شروع می‌شود و جلو می‌آید تا به خداوند و حقایق هستی می‌رسد. این چند وادی آخر کمی فلسفی و سنگین‌تر است، اما به شکلی نوشته و توضیح داده شده که کاملاً قابل فهم است و می‌توان دریافت داستان از چه قرار است.

من خودم آدمی بودم که بسیار دنبال دانستن از جهان ماورا و دنیای دیگر بودم. کتاب‌های مختلفی مخصوصاً در زمان مصرف (مثلاً شیشه) می‌خواندم و در حالتی سردرگم، میان زمین و آسمان سرگردان بودم. اما این وادی، روال مشخصی را برای من تعیین کرد: زندگی در خط دایره است. زندگی‌ای را شروع کرده‌ام، اما پایان خط به معنای تمام شدن نیست؛ دوباره بازمی‌گردد و آغاز می‌شود. در مسائل روزمره نیز همینگونه است: روز به شب می‌رسد و دوباره روز می‌شود. صبحانه، ناهار و شام می‌خوریم. در سفر اول، از دو سی‌سی شروع می‌کنیم، به یک و نیم می‌رسیم، پایین می‌آییم و در نهایت به سه‌دهم می‌رسیم. پایان سفر اول، آغاز سفر دوم است. این روند ادامه دارد. در مشکلات زندگی نیز همینطور است: مشکلی را حل می‌کنم و مشکل بعدی پیش می‌آید. دبیرستان که پایان می‌یابد، دانشگاه آغاز می‌شود.

نکته مهم این است که باید توانایی حل مسئله را در این مسیر بیاموزیم. اگر امروز مشکلی پیش آمد و آن را حل کردم، فردا باید بتوانم مشکل بزرگ‌تری را نیز حل کنم. مانند همین چند وقت اخیر که درگیر چالش‌هایی شدیم که مربوط به سفر اولیه ما نبود و حاشیه‌هایی ایجاد کرد. از ابتدا گفته شد که هدف کنگره، درمان اعتیاد است و این یک خط قرمز مشخص دارد. اگر وارد حاشیه شویم، از مسیر اصلی دور می‌شویم و به خودمان ضرر می‌زنیم.

این وادی، مسائل مختلفی را مطرح می‌کند: خطوط زندگی و مثلث ایمان. آنچه من یاد گرفتم این است که در زندگی انسان‌ها خطوطی وجود دارد: خط کار، خط تفریح، خط کنگره. قبل از کنگره، خط زندگی من این بود: بروم مواد تهیه کنم، مصرف کنم، سیگارم را تهیه کنم. نگاه خانواده، کار و… در اولویت‌های بعدی بود. اما با ورود به کنگره و شروع سفر اول، این خطوط تغییر می‌کنند: دیگر آن خطوط حذف می‌شوند و خط‌های جدیدی مانند سی دی نویسی، خوردن دارو سر ساعت، خواب منظم، خدمت کردن و توجه به سفر و اطراف، جایگزین می‌شوند. اگر به این خطوط جدید توجه نکنم، خط‌های ظریف اما مخربی آرام‌آرام وارد زندگی می‌شوند که در ابتدا کوچک به نظر می‌رسند، اما کم‌کم مرا از سفر و زندگی‌ام دور می‌کنند.

در ادامه، وادی به انسان سه‌بعدی اشاره می‌کند. همانطور که آقای مهندس می‌فرمایند، تبدیل شدن به انسان سه‌بعدی کار بسیار مهم و سختی است و نیاز به تصفیه و پالایش زیادی دارد تا بتوان همه مسائل زندگی را با هم هماهنگ کرد و با مثلث عشق، عقل و ایمان پیش رفت.

من امروز بیشتر در مورد ایمان صحبت می‌کنم. ایمانی که در کنگره مطرح می‌شود، به این معناست که همه ما کم‌وبیش خداوند را قبول داریم. نقطه اتکایی داریم که در مواقع مشکل به آن پناه می‌بریم و می‌گوییم: «خدایا کمکم کن». هرچه این نقطه اتکا و ایمان قوی‌تر و مستحکم‌تر باشد، زندگی راحت‌تری خواهیم داشت. ممکن است فردی با یک مشکل کوچک ناامید شود و به روانپزشک مراجعه کند، اما فرد دیگری با مشکل عظیمی، به‌خاطر ایمانش صبوری کند و ببیند که مشکلش حل شده است. در کنگره نیز اگر به راه، هستی و دستورات راهنما ایمان داشته باشم، به دارو و بیه سی‌دی پایبند باشم، آرام‌آرام به درمان و حال خوش می‌رسم.

در ادامه، باید دینی را که به گردن دارم، ادا کنم. حدود سیزده هارده سال است که به کنگره می‌آیم. در این سال‌ها، هر سال نگاه و تفکرم نسبت به کنگره عوض شده است. پنج سال پیش یک جور فکر می‌کردم و امروز جور دیگری. چرا؟ چون دارم درکی از دنیا، خودم و آفرینش پیدا می‌کنم که این درک، تنها با خدمت و عمل به دست می‌آید، نه فقط با دانش نظری.

خدمت کردن در کنگره حتی انجام کوچک‌ترین کارها باعث تقویت ایمان من به خود، خدا و راه می‌شود. جلسات سردار نیز به گونه‌ای این ایمان را در ما تقویت می‌کند. وقتی در اینجا مبلغی را پرداخت می‌کنم، مطمئن باشیم که این مانند صدقه جاریه‌ای است که ممکن است در آینده بلایی را از من دفع کند. هرچه در این مسیر قوی‌تر و باایمان‌تر عمل کنیم و نترسیم مثلاً از اینکه این پرداخت از پولمان کم می‌کند در عمل می‌بینیم که نه تنها کم نمی‌شود، بلکه برکتی در زندگی می‌آید و مشکلاتی به شکل نامعلومی حل و رفع می‌شوند.

امیدوارم همه در کنگره خدمت کنید و از جلسات سردار حمایت کنید تا هم ما و هم کنگره، استوار و مستحکم باشیم.

متشکرم.

تایپ ویرایش و ارسال: مسافر محمد خدمتگزار سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .