در آخر امر ،اول امر اجرا می شود. زمانی که جسم انسانی خلق شد، خداوند فرشتگان را گرد هم آورد و فرمود که من مخلوقی به نام انسان ایجاد کردهام و شما باید به او سجده کنید. تنها کسی که سجده نمیکند، شیطان است که میگوید: «من از آتش هستم، اما انسان از خاک است.»
خداوند در این گردهمایی میفرماید: من قرار است جانشینی معرفی کنم. ساکنین پرسیدند که این شخص چه کسی است و چه خصوصیاتی دارد؟ خداوند بیان میکند که این جانشین، انسان است که با تمام اختیارات برای سرنوشت خویش خلق شده است. این مهمترین ویژگی انسان است که با اختیار خود میتواند خطوط زندگیاش را ترسیم کند.
تفاوت انسان با سایر موجودات در این است که صور پنهان او از آتش و صور آشکارش از خاک خلق شدهاند. این دو قسمت شامل جسم، که از خاک است، و نفس، که از آتش سرچشمه میگیرد، میشود.
جهان خاکی بهگونهای است که از امواج تشکیل شده و خداوند امواج را به هم نزدیک و متراکم ساخته است. این فشردن امواج موجب به وجود آمدن ذراتی مانند پتاسیم، منیزیم و دیگر عناصر شده و شهری به نام «جسم» برای انسان ایجاد کرده است. او قدرت مطلق را از طریق القای عشق در این ذرات دمید و در نتیجه، بر اثر قدرت شگفتانگیز عشق، برخی از امواج به هم نزدیک و متراکم شدند و پایههای جهان را تشکیل دادند، درست مثل کاشت بذر در خاک که به رشد و شکوفایی زندگی منجر میشود.
زمانی که جهان خاکی به وجود آمد، نیروی تغییر و تبدیل بهصورت خودکار وارد عمل شد و تمام صفات قدرت مطلق به اندازههای کوچک در وجود ما تعبیه شده است. نیروهای تغییر و تبدیل زمانی که جهان شکل میگیرد، فعال میشوند. برای مثال، تغییر فصول، تبدیل تابستان به پاییز، نشانهای از این فرآیند است. تمام صفات قدرت مطلق در ابعاد کوچک در ما گنجانده شدهاند.
اگر خداوند بخشنده است، این ویژگی در وجود ما نیز وجود دارد. بهعنوان مثال، اگر به یک بزغاله ساعتها آموزش هندسه داده شود، بینتیجه خواهد بود زیرا این علم در وجود او تعبیه نشده است. اما تمامی علوم و دانشها در وجود انسان بهطور طبیعی نهفتهاند و هنگامی که آموزش میبینیم، این دانشها در ما شکوفا میشوند.
ما میتوانیم بخشنده و مهربان باشیم و اختیار کامل داریم تا سرنوشت خود را بهشیوهای که میخواهیم رقم بزنیم و مسیر درست را از نادرست تشخیص دهیم. انسان اگر به ارزشها گرایش پیدا کند، به شادی و آرامش دست مییابد. اما اگر به سمت ضد ارزشها حرکت کند، دچار ترس و اضطراب خواهد شد.
در پروسه زمان، هر کاری که انجام میدهیم باید زمان را در نظر بگیریم. هیچ راهی برای حذف زمان وجود ندارد، مگر اینکه از مراحل تغییر و تبدیل عبور کنیم و به ترخیص برسیم. در این مسیر، سه نیروی القا، احیا و تحرک به کمک ما میآیند تا ما را به روند رشد و تعالی هدایت کنند. تا به تدریج، این نیروها ذره ذره ما را به نتایج دلخواه میرسانند. این نیروها در هر مسیری که باشیم، چه در مسیر ارزش و چه در مسیر ضد ارزش، حضور دارند و از مهمترین و اساسیترین نکات سرنوشتساز در زندگی ما هستند.
نیروهای تخریبی و بازدارنده نیز در صور پنهان و آشکار انسان وجود دارند. ارزش و ضد ارزش هر دو برای تکامل و آموزش انسان ضروری هستند. در واقع، انسان چه در مسیر ارزشها باشد و چه در مسیر ضد ارزشها، همواره در فرایند تکاملی قرار دارد. این تکامل میتواند چه در زمین باشد و چه در آسمان، به رشد و شکوفایی انسان کمک می کند
منبع : وادی دوازدهم
نویسنده : همسفر راهنما اعظم
ویراستاری و ارسال :همسفر بهاره نگهبان سایت رهجوی همسفر راهنما ساناز لژیون یکم کیش
همسفران نمایندگی کیش
- تعداد بازدید از این مطلب :
27