اولین جلسه از دوره چهارم سری کارگاه های خصوصی کنگره۶۰ ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنما محترم همسفر حسین، نگهبانی راهنما محترم همسفر دانیال و دبیری همسفر محمد رضا با دستور جلسه"کمک من به کنگره و کمک کنگره به من" پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۲ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم، یک همسفر.
تشکر میکنم از نگهبان و دبیر جلسه که به من فرصت خدمتگزاری دادند تا در این جایگاه آموزش ببینم.
در مورد دستور جلسهٔ «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره»، وقتی نگاه میکنیم در کل دنیا، اگر بخواهید بستنی بخرید، تا پولش را ندهید، اجازه نمیدهند بستنی بخورید.

در همه ساختارها تا بهای چیزی را پرداخت نکنید، چیزی به شما تحویل نمیدهند. اما کنگره از دریچهای دیگر وارد میشود؛ از جای دیگری میآید، از جایی که دلها را تسخیر میکند. سعی میکند وارد قلبها شود، بدون آن که از ما انتظاری داشته باشد یا چیزی بگیرد، ما را در آغوش میگیرد و کمک میکند تا به درمان برسیم.
داستانی را تعریف میکنم: در روستایی، دانشآموزانی در کلاس درس بودند. معلمی بود که یکی از این دانشآموزان دزدی میکرد؛ وسایل دیگران را برمیداشت و پس نمیداد. تمام مدرسه متحد شدند تا آن دانشآموز را اخراج کنند، اما آن معلم مقاومت میکرد و میگفت: این بچه باید بماند تا تربیت شود، آموزش ببیند و تغییر کند. همه معلمان نظرشان بر اخراج آن دانشآموز بود، اما آن معلم گفت: اگر همه شما بروید بیرون، من این دانشآموز را برای تربیت انتخاب میکنم. زیرا تربیت و آموزش دادن به انسان شایسته یا انسانی که کار خطایی انجام نمیدهد، کار سختی نیست؛ همه میتوانند چنین کسی را آموزش دهند. اما نجات انسانی که در تاریکی است، عمل درستی است؛ یک شاهکار است.
کاری که کنگره انجام میدهد نیز همین است: از میان جامعه افرادی را انتخاب میکند تا آموزش دهند و هدایت کنند؛ افرادی که قبلاً در تاریکی بودند، در قعر جهنم به سر میبردند و اکنون تغییر کردهاند.
اگر بخواهم کمکهایی را که کنگره به من کرده بشمارم، تا صبح هم تمام نمیشود: مسافر مرا به درمان رساند، خود مرا به درمان و تعادل رسانده، روش زندگی کردن را به من آموخت، آداب و معاشرت را آموزش داد تا با دیگران در صلح زندگی کنم.
و اما در مورد کمک من به کنگره: همیشه قدیمیهای کنگره میگفتند: هر جوری حساب کنی، منِ حسین نه یک قدم، بلکه ده قدم از کنگره عقبترم. حتی اگر بیایم و مشارکت مالی کنم، مشارکت خدمتی کنم، جایگاهی کسب کنم و در هر جایگاهی شروع به خدمت کنم، باز هم ده قدم از کنگره عقبترم. چرا که این کنگره بود که فرصت خدمت در هر جایگاهی را برای آموزش دیدن به من داد.
قدیمیهای کنگره میگویند: وقتی راهنما میشوی و شال میگیری، یا هر جایگاه دیگری کسب میکنی، تازه آموزش اصلی از آنجا شروع میشود. وقتی به من جایگاهی میدهند، در آنجا دارم خودم را محک میزنم؛ آنجا جایی است که من با خودم روبرو میشوم تا ببینم با خودم چند چند هستم؟ این آموزشهایی را که طی این سالها و روزها گرفتهام، چقدر میتوانم کاربردی کنم؟
ما در کنگره دو نوع خدمت داریم: یکی خدمت فیزیکی و جایگاهی، و دیگری خدمت مالی. کمکهای مالی که من به کنگره میکنم، مشخص است و میدانیم در چه اموری صرف میشود: در قشم دانشگاه ساخته میشود، برای درمان اعتیاد، درمان سیگار، درمان اضافه وزن و برای بیرون آوردن انسانها از تاریکی هزینه میگردد.
منِ حسین باید در هر جایگاهی که هستم، صداقت خود را حفظ کنم. اگر وظیفهام مشارکت کردن است، باید بهترین خودم باشم؛ اگر وظیفهام نوشتارخوانی است، باید بهترین خودم باشم. آنگاه است که میتوانم جلوهای شایسته از کنگره نشان دهم؛ آنگاه است که میتوانم آموزشهای گرفتهشده از کنگره را کاربردی کنم.
خیلی ممنون که به صحبتهای من گوش دادید.
در ادامه تشکر و قدردانی نگهبان دوره جدید از نگهبان دوره قبل


تایپ، ویراستاری و بارگذاری: خدمتگزاران سایت همسفران آقا؛ نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
837