همسفر سمانه و مسافرشان بهروز با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه با متد DST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر مجتبی و همسفر هاجر سفر کردند. در حال حاضر ۶ سال و ۱۰ ماه و ۱ روز است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر والیبال و رشته ورزشی همسفر بدمینتون در کنگره است. در این رابطه گفتگویی با همسفر سمانه ترتیب دادهایم که شما را به خواندن این گفتگو دعوت میکنیم.
مهمترین کمکی که کنگره۶۰ به شما کرده چه بوده است و همچنین مهمترین کمک شما به کنگره به عنوان یک همسفر چه بوده است؟
یکی از مهمترین کمکهای کنگره۶۰ به من سمانه، آموزشهای ناب و با ارزشی هستند که به صورت کاملاٌ رایگان در اختیار من قرار میدهد؛ همچنین طریقه درست زندگی کردن و علم زندگی را به من میآموزد. افراد خدمتگزار کمک کردند تا من بتوانم آرام آرام از دنیای تاریک درون خود بیرون بیایم، ضد ارزشها را کنار بگذارم و به سمت ارزشها حرکت کنم تا کمکم به نور برسم؛ حال من به عنوان یک همسفر بایستی قدردان و قدرشناس تکتک آموزشها باشم، به قوانین و مقررات احترام بگذارم؛ باید تمام تلاش خود را بکنم که آنها را به درستی اجرا کنم و با دریافت به موقع آموزشها، آنها را در زندگیام کاربردی کنم و به دیگران هم انتقال دهم. شاید بتوانم با خدمت کردن در کنگره یک هزارم از کمکهایی که کنگره به من کرده را جبران کنم.
به نظر شما کمک متقابل بین شما و کنگره ضروری است و آیا کمکهای امروزتان تأثیری در آینده کنگره خواهد داشت؟
کنگره هیچوقت به کمک من سمانه احتیاجی ندارد؛ بلکه من هستم که به کنگره احتیاج دارم. کوچکترین کمکی که میتوانیم انجام دهیم این است که با تمام وجود خدمتگزار واقعی باشیم و تمام آموزشهایی که دریافت کردهایم به دیگران انتقال دهیم. دیگران کاشتند و ما خوردیم، حال بایستی ما بکاریم تا دیگران بخورند. یکی از مهمترین کمکهای ما به کنگره۶۰ رعايت قوانین و مقررات است. وظیفه تکتک ما است که در حفظ و نگهداری قوانین کوشا باشیم، در صراط مستقیم حرکت کنیم و یک همسفر خوب باشیم.
کنگره۶۰ چه فرصتهایی برای کمکهای مادی و معنوی به شما داده است؟
من تا قبل از ورود به کنگره هیچ درک درستی از کمک کردن، چه مادی و چه معنوی نداشتم. برای خود ۱۰۰۰ تا دلیل و بهانه میآوردم و خودم را توجیه میکردم تا کمک نکنم. با خود میگفتم کسی به کمک من نیاز ندارد، اصلاٌ به من چه ارتباطی دارد؟ لازم نیست من دخالت کنم و به کسی کمک کنم؛ اما بعد از ورود به کنگره، آرامآرام نگاه من به کمک کردن تغییر کرد. من همیشه از انرژی و حال خوبی که پشت کمک کردن بود، غافل و بیخبر بودم؛ چرا که اگر کمکی هم میکردم، فقط برای جلب توجه و نمایش بود و همین قضیه باعث میشد که من هیچ لذتی از کمک کردن نبرم. همیشه بیانرژی، شاکی و کلافه بودم؛ اما در کنگره به من یاد دادند که اگر کوچکترین خدمت و کمکی میکنم، برای حال خوب خودم است. اگر من آن خدمت را انجام ندهم، افراد دیگری هستند که با تمام وجودشان مایل انجام آن هستند؛ کنگره هیچوقت به من سمانه احتیاجی ندارد. همین موضوع باعث شد که اگر خدمت یا کمکی میکنم با تمام وجود و برای حال خوب خودم باشد. من با خدمت در کنگره۶۰ معنی لذت واقعی را برای اولین بار چشیدم و خودم را با تمام وجود لمس کردم. زمانیکه در لژیون سردار شرکت کردم تمام سلولهای وجودم از عشق لبریز شد. بخشش تا چه اندازه زیباست؟ چهقدر انرژی پشت بخشش نهفته است؟ بخشیدن مادی یا معنوی فرقی نمیکند.
آیا خود را به کنگره بدهکار میدانید؟ لطفاٌ علت آنرا توضیح دهید؟
بله من خودم را تا آخرین لحظه زندگیام مدیون کنگره۶۰ میدانم. کنگره چیزهایی به من عطا کرد که سالها به دنبال آنها میگشتم، ولی در هیچ کتاب درس و دانشگاهی پیدا نمیکردم. سوالهای بیجوابی که در ذهنم مدام تکرار میشدند: راه درست کدام است؟ چگونه باید تصمیم بگیرم؟ من حتی روش درست زندگی کردن را بلد نبودم. کنگره نه تنها مسافرم را درمان کرد، بلکه من را نیز از بندهایی که سالیان سال با آنها زندگی میکردم رها کرد؛ من حتی درست و به موقع غذا خوردن را بلد نبودم و نمیدانستم ناخواسته چه آسیبی به جسم و روان خود میزنم. من در کنگره۶۰ درحال یادگیری روش درست زندگی کردن هستم و خود را مدیون این مکان میدانم.
آیا کمک شما به کنگره در رشد شخصیت شما موثر بوده است؟ آیا تا به حال به این فکر کردهاید که کمک به کنگره در اصل کمک به خودتان میباشد؟
کمک کردن در کنگره۶۰ به من احساس ارزشمندی میدهد و باعث افزایش حس رضایت و همدلی در من شده است. زمانی که به دیگران کمک میکنیم و میبینیم که کمک ما باعث حال خوب انسان دیگری میشود، سراسر وجودمان لبریز از عشق، محبت و اعتمادبهنفس میشود. کمک کردن به دیگران منجر به رشد و توسعه شخصیت ما میشود. در کنگره ما هر کمکی که انجام میدهیم در واقع کمک به خودمان است. تمام خدمتها در کنگره۶۰ برای رشد و آموزش ما هستند. کنگره هیچ وقت به کمک من سمانه احتیاجی ندارد، بلکه این من هستم که نیازمند خدمت و کمک کردن هستم تا بتوانم آموزش بگیرم، آرام آرام از تاریکیهای درونم نجات پیدا کنم و در صراط مستقیم حرکت کنم.
آخرین پیامی که درباره این دستور جلسه کمک من به کنگره و کمک کنگره به من دارید چیست؟
کنگره قبل از ورود من تمام کمک و خدمت خود را به من انجام داده بود. مسافر من قبل از ورود و آشنایی با من، در کنگره۶۰ رها شده و به درمان واقعی رسیده بود، اما من در تاریکیهای درون خودم حبس شده بودم. درون من مملو از ترس، حسادت، کینه و دیگر ضد ارزشها بود. کنگره۶۰ مسافر من را مانند یک روزنه نور به من نشان داد تا در این مسیر قدم بگذارم و آرامآرام خودم را از تمام بندهای پوسیده درونم رها کنم. کمکهایی که کنگره به من و زندگی من کرده است قابل جبران نیست. من تا آخرین لحظه عمرم بدهکار کنگره۶۰ هستم. امیدوارم که بتوانم یک خدمتگزار واقعی برای کنگره باشم و عشقی که کنگره به من هدیه کرده را به انسانهای دیگر انتقال بدهم و حال خوب را تکثیر کنم. کمترین کمکی که میتوانیم برای کنگره انجام دهیم، رعایت درست قوانین و مقررات، احترام گذاشتن به تمام حرمتها و جایگاهها و حرکت در مسیر صراط مستقیم است.
مصاحبه کننده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر هاجر (لژیون نهم)
مصاحبه شونده: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر هاجر (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
104