اوایل سفر اول بود که تصمیم گرفتم مصرف نیکوتین را کنار بگذارم. در آن زمان هنوز بسیاری از مسائل برای من عادی بود و درباره آنها سؤال نمیکردم. روزی چند بار قلیان مصرف میکردم و باور داشتم این کار به من آرامش میدهد و برای رسیدن به تعادل و آرامش ناچار به مصرف نیکوتین هستم. به یاد دارم سیدی نیکوتین را در همان روزهای ابتدایی سفر خود گوش دادم. با شنیدن آن بسیاری از نشانههایی که پیشتر نسبت به آنها بیتوجه بودم برای من پررنگ و قابل تأمل شد.
تصور میکردم وقتی بعد از مصرف نیکوتین دچار سنگینی میشوم، این سنگینی نشانه آرامش است نه اینکه دلیل دیگری داشته باشد. به همین دلیل تعداد دفعات مصرف نیکوتین را افزایش میدادم تا بهاصطلاح آرامش بیشتری دریافت کنم. بدن علامت میداد؛ اما من بلد نبودم این نشانهها را ببینم. نفسهای من کوتاهتر میشد؛ اما توجه نمیکردم. ضربان قلبم بالا میرفت؛ ولی آن را طبیعی میدانستم. خستگی به سراغ من میآمد؛ اما نام آن را آرامش میگذاشتم.
سیدی نیکوتین باعث شد عمیقتر فکر کنم. مسیری را که تا آن زمان با نیکوتین طی کرده بودم مرور کردم، نشانهها را کنار هم گذاشتم و به این نتیجه رسیدم که اگر آرامش واقعی باشد سبک بودن را به همراه دارد نه سنگینی، فهمیدم اگر چیزی بعد از مصرف نیکوتین نفس را میگیرد، نمیتواند دلیل حال خوب باشد. کمکم متوجه شدم بدن دشمن من نبوده است. بدن من فقط با زبان خود صحبت میکرده است؛ اما من بهجای گوش دادن با مصرف نیکوتین آن را ساکت میکردم.
مطالبی به صورت تخصصی در سیدی نیکوتین مطرح شد که پیش از آن اطلاعی از آنها نداشتم. به این موضوع اشاره میشد که در سلولهای بدن ما جایگاهی به نام نیروگاه سلولی وجود دارد. جایی که انرژی تولید و به بیرون منتقل میشود. برای تولید این انرژی بدن به یک واسطه شیمیایی نیاز دارد که در منابع علمی از آن با عنوان نیکوتینامید یاد میشود. مادهای که پایه آن نیکوتین است.
همانطور که خداوند مواد شبهمخدر طبیعی مانند: اندورفین، انکفالین و دینورفین را در بدن ما قرار داده است تا درد کمتر احساس شود و مشکلات جسمی راحتتر حل شوند. نیکوتین نیز بهصورت طبیعی در بدن تولید میشود تا فرآیند انرژیزایی بهتر انجام گیرد. این مطلب برای من بسیار جالب بود و انگیزهام را برای ادامه مسیر بیشتر کرد. فهمیدم بدن ما خودش قادر به تولید نیکوتین طبیعی است و با مصرف نیکوتین خارجی این تعادل را بر هم میزنیم.
پیش از آن نمیدانستم نیکوتین نیز مانند بسیاری از مواد دیگر بهطور طبیعی در بدن ساخته میشود. در ادامه متوجه شدم چیزی که وارد بدن میکنم فقط یک حس لحظهای نیست. این کار مسیر تنفس را تغییر میدهد، عملکرد بدن را سختتر کرده است و به آن فشار وارد میکند. حتی اگر من متوجه این فشار نباشم. برای من جالب بود که بدن خودش ابزارهایی برای تنظیم حالش دارد.
من به این فکر کردم اگر افراد بدانند موادی در بدن تولید میشود که برای حفظ آرامش، رسیدن به تعادل، کنترل درد و ایجاد حس خوشحالی نقش دارند شاید آگاهانهتر با بدن و احساسات خود رفتار کنند. من فکر میکردم بدون قلیان نمیتوانم آرام بشوم؛ اما فهمیدم بدن این توانایی را دارد و من هرگز به آن فرصت نداده بودم. سیدی نیکوتین به من کمک کرد متوجه بشوم مسئله فقط مصرف کردن و رسیدن به لذت نیست؛ بلکه برداشت من از حال خوبی که از مصرف نیکوتین بوجود میآمد اشتباه بوده است.
وقتی این نگاه تغییر کرد رفتار من هم آرامآرام تغییر کرد که با زور و اجبار نبود و دیگر نمیتوانستم خود را فریب بدهم. این سیدی برای من مانند یک آیینه بود. نشان داد چیزی که فکر میکردم کمک است در واقع مانع بوده است. نشان داد بدن من به فهم نیاز دارد و به سرکوب نیاز ندارد. دریافتم اگر چیزی تعادل را بر هم میزند هر چقدر هم آشنا و تکراری باشد، آرامش نیست.
درک مسیر درست تصمیمات مرا تغییر داد. با درمان نیکوتین حسهای من شفافتر شد. قدرت تصمیمگیریام افزایش یافت و این تغییر تأثیر عمیقی بر جهانبینی من در ادامه سفر اول گذاشت. درنهایت تفاوت میان آرامش واقعی و آرامشی که پیش از آن تصور میکردم، برای من کاملاً آشکار شد.
نویسنده و رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر فریماه (نمایندگی آکادمی)
ارسال: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
گروه همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
151