جلسه سیزدهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی خلیجفارس بوشهر به استادی همسفر بتول، نگهبانی پهلوان همسفر فاطمه و دبیری همسفر پروین با دستورجلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» روز یکشنبه ۱۴ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
گاهی گذشتهام را فراموش میکنم؛ اینکه چقدر سختی کشیدهام. زیرا انسان موجودی است که همهچیز را از یاد میبرد و چقدر خوب است که انسان هر از گاهی نگاهی به گذشته خود بیندازد. یک روز با خودم گفتم دیگر به کنگره نمیروم. چند شبی گذشت؛ شبی خواب گذشته خودم را دیدم، دیدم که واقعاً در چه سختی، ظلمت و تاریکیای بودهام. این خواب برای من تلنگری شد تا دوباره به کنگره بازگردم و به خودم یادآوری کنم که کجا بودهام و به کجا رسیدهام.
صحبتهایی که میکنم هیچکدام از خودم نیست؛ چرا که همه اینها دستاورد زحمات شما همسفران، راهنمایم و تکتک کسانی است که در این مکان خدمت میکنند و من از خودم هیچ ندارم. امروز من بتول در این جایگاه خدمت میکنم، اما روزی فردی گوشهگیر و منزوی بودم که حتی از خانه هم بیرون نمیآمدم و کنگره مرا تغییر داد و به من کمک کرد تا امروز در این جایگاه خدمت کنم.
لحظهای که با من تماس گرفته شد برای انجام خدمت و حضور در جایگاه استادی، از خوشحالی زیاد خدا را شکر کردم. اما دستور جلسه امروز: «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره». اگر بخواهم بگویم، کمک کنگره به من بسیار بیشمار بوده و این کمک تا بینهایت ادامه خواهد داشت؛ اما کمک من در برابر کنگره ناچیز است. اولین قدم کنگره برای من، درمان مسافرم از بند اعتیاد بود. آقای مهندس برای ما این بستر را فراهم کردند تا در این مکان به آرامش، تزکیه و پالایش جسم، روان و جهانبینی برسیم.
آقای مهندس میگویند: هر مسئولیتی دوطرفه است؛ چه معلم و شاگرد، چه راهنما و رهجو، چه پدر و مادر با فرزندشان و چه پروردگار با بندگانش. اگر کسی در این مقوله بخواهد بیمسئولیتی کند، آن مسئولیت از او گرفته میشود. گاهی مسئولیتی داری که نمیتوانی آن را بهدرستی اجرا کنی و در این صورت، آن مسئولیت از دست تو خارج میشود.
کنگره به من چگونه زندگی کردن و علم زندگی کردن را آموخت. کنگره به من تفکر کردن آموخت؛ اینکه به جسم و روحم فکر کنم، به حسهایی که بسته شده بودند، به اطرافیانم، به حیوانات و حتی به چیزهایی که در کنارم بودند. من هیچ حسی نداشتم؛ حتی گُلی که در خانهام کنار من بود، خشک میشد. اما تمام آن احساسات یخزده در من دوباره زنده شدند. وقتی چیزی با عشق باشد، بیشک زنده خواهد ماند و چقدر قشنگ است وقتی انسانی که خدمتی میکند، از دل و جان باشد.
آقای مهندس زندگی من را دوباره به من بازگرداندند. رهایی و حیات دوبارهام را مدیون این راه و این متد هستم. جبران این الطاف، وظیفهای است که آن را نه بهعنوان بدهی، بلکه با عشق و خدمتگزاری به انجام میرسانم. من، بتول، حدود یک تا دو سال است که سابقه حضور در این مکان مقدس را دارم. همیشه این سؤال برایم مطرح بود که چگونه میتوانم حسابم را با کنگره صفر کنم؟
در زمان ورودم به کنگره، حال و روز من و زندگیام پر از بیقراری و سلب آرامش بود. در سفر اول، مسافرم تصمیم بزرگی گرفت و برای جایگاه سرداری اسم نوشت. من که در آن مقطع با تمام وجود و با تمامی سلولهای بدنم سختیهای مالی را لمس میکردم و البته فقط کسانی که سرداری را تجربه کردهاند آن حس را کاملاً درک میکنند؛ شدیداً ناراحت شدم و حتی گریه کردم. با خود میگفتم: فقط دو ماه است که به کنگره میروی؛ شش میلیون تومان پول از کجا بیاوریم؟ ما حتی برای نان خانه هم مشکل داریم! در آن شرایط، این رقم برای من بزرگترین مشکل حیاتی بود.
شرایط برای هر همسفری، چه مادر و چه همسر، در ابتدای سفر سخت است؛ اما شاید باور نکنید که من در آن روزها حتی سیهزار تومان کرایه مسیر خانه تا کنگره را هم بهسختی تأمین میکردم. وقتی سبد گردانده میشد، دائم با خود کلنجار میرفتم. ندای درونی وسوسهام میکرد که کرایه جلسه بعد را از سبد بردارم؛ اما همان نیروی درونی و الهی مقاومت میکرد و مانع میشد که حتی ده هزار تومان که پول نان فرزندانم بود را بردارم.
در سفر اول، با دو فرزند کوچک، موانع و نیروهای بازدارنده بسیاری را تجربه کردم و بارها تا مرز رها کردن مسیر پیش رفتم. اما شکر خدا که صبر و بردباری راهنمای درونم شد و باعث گردید در این مسیر ماندگار و ثابتقدم بمانم. هزاران بار خدا را شکر میکنم که توانستم بر آن همه نیروی منفی و بازدارنده غلبه کنم. پذیرش سرداری، آغاز صفر شدن حساب من با کنگره بود؛ نه با پول، بلکه با تغییر دیدگاه و درک ارزش این جایگاه.
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر حکیمه و مسافر مهدی
تایپیست: همسفر پروین رهجوی راهنما همسفر زینب(لژیون هشتم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر زهرا
ویرایش و ارسال: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
52