English Version
This Site Is Available In English

کنگره آرامش را به زندگی من بازگرداند

کنگره آرامش را به زندگی من بازگرداند

کمک من به کنگره این است که رهجوی خوبی باشم، در سالن کنگره تی بکشم، فرمان‌بردار باشم، به کنگره آسیب نرسانم، خدمت و مشارکت کنم و حرمت‌ها را رعایت کنم. همیشه باید قبل از شروع جلسه، در سالن حضور داشته باشم و لباسی بپوشم که در راستای چارچوب کنگره باشد. سی‌دی‌ها را مرتب گوش کنم و بنویسم؛ به مسافرم آسیب نرسانم و همسفر خوبی برای مسافرم باشم.

زمانی که سبد را می‌چرخانند، در توان خودم پول در سبد بیندازم یا در روز گلریزان کمک کنم، چون کنگره از بیرون حمایت مالی نمی‌شود. کنگره با کمک مسافران و همسفران حمایت می‌شود و همیشه با نظم و قانون پیش می‌رود. من همسفر، اکنون چهار سال است که در گلریزان، سرداری خود را اعلام می‌کنم و از خداوند می‌خواهم که به من کمک کند تا بتوانم با تلاش، بیشتر از این کمک کنم؛ چون هنوز در مقابل دریافت‌های کنگره خیلی بدهکار هستم. هر کاری برای کنگره انجام دهم هنوز نمی‌توانم آن را جبران کنم.

مشارکت در کنگره یک نوع خدمت است، چراکه یک تازه‌وارد که وارد کنگره شده، ممکن است با مشارکت من حالش بهتر شود. گاهی اوقات که مشکلی دارم، وقتی مسافر یا همسفری مشارکت می‌کند، گره کار من نیز باز می‌شود. یک تازه‌وارد که به کنگره می‌آید؛ وقتی مشارکت می‌کنم و می‌گویم: خداراشکر که یک کنگره‌ای هستم او هم خوشحال می‌شود و می‌گوید: حتماً جای خوبی پا گذاشته‌ام. وقتی در مشارکت خود می‌گویم: زندگی من آرام شده و همه با آرامش کنار هم زندگی می‌کنیم؛ تازه‌وارد امیدوار می‌شود.

وقتی یک تازه‌وارد را با عشق در آغوش بگیریم، محبت بین اعضای کنگره به‌وجود می‌آید که باعث می‌شود؛ مسافر و همسفر ماندگار شوند و آن‌ها نیز محبت کردن را یاد بگیرند. قبل از ورودم به کنگره همیشه دوست داشتم جمع خواهر و برادری و فامیل دور هم باشیم، ولی وقتی به کنگره آمدم دیدم محبت زیاد، افراط و تفریط نیست. ذره ذره به کنگره چسبیدم و هر کمکی که می‌خواهم در بیرون انجام دهم، سعی می‌کنم به کنگره کمک کنم تا یک خانواده و هزاران نفر که در عذاب هستند به درمان برسند. کمک کردن به کنگره از مسجد هم واجب‌ تر است؛ چرا که مسجد زیاد ولی کنگره ۶۰ کم است؛ چون جا و مکان لازم داریم.

دورهمی با فامیل، فقط غیبت و حال‌خرابی بوجود می‌آورد؛ اما کنگره جای آموزش و محبت است. کنگره حال خوش و زندگی خوب با مسافر و فرزندانم را به من داد. قبل از ورودم به کنگره از دنیا و همه چیز سیر و ناامید بودم و حوصله هیچ کاری را نداشتم، شبانه‌روز به خدا شکایت می‌کردم و می‌گفتم: خدایا من که زندگی و همسر خوبی ندارم، برای چه من را به دنیا آوردی؟ آوردی که در این دنیا سختی بکشم؛ همیشه از زمین و زمان شکایت داشتم.

کنگره به من آرامش، خواب شب و تعادل داد. مرا مشغول کلاس، آموزش و سی‌دی نوشتن و کتاب خواندن کرد. به من آموخت که قضاوت نکنم و زندگی خودم را با افراد بیرون از کنگره مقایسه نکنم. همسرانی که در خیابان می‌دیدم، با خود می‌گفتم: به‌به چقدر این‌ها زندگی خوبی دارند؛ چون در جهل و نادانی بودم، درون خودم را با بیرون دیگران مقایسه می‌کردم. کنگره، به من یاد داد که زندگی با سختی ساخته می‌شود.

قبل از ورودم به کنگره، همیشه تا از زندگی خسته می‌شدم، می‌خواستم خودکشی کنم؛ اما وقتی به بچه‌ها فکر می‌کردم ترس عجیبی سراغم می‌آمد که بچه‌ها را می‌خواهی به چه کسی بسپاری. اکنون که به کنگره می‌آیم، دیگر افکار منفی مانند اینکه خودم را بکشم یا طلاق بگیرم به سراغم نمی‌آید. اگر مشکلی برایم پیش می‌آید با راهنمای خود درمیان می‌گذارم و با گوش دادن به سی‌دی‌ها سعی می‌کنم مشکلم را حل کنم. ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: عقل سالم در بدن سالم است. واقعاً حس و عقل سالمی نداشتم، اما کنگره به من حس خوب و راه و رسم زندگی کردن را یاد داد و گفت: همه چیز باید در تعادل باشد؛ افراط و تفریط نکنید.

من همسفر قبل از کنگره؛ حوصله حتی نیم ساعت پیاده‌روی هم نداشتم، اما با خدمت در کنگره در رشته ورزشی، ذره ذره به حال خوش رسیدم و هر روز پیاده روی می‌روم و روزهای جمعه با همسفران به پارک می‌رویم و خدمت می‌کنیم. خدمت ورزشبانی بدمینتون را گرفتم و با هر سختی که هست، زمستان هر جمعه به پارک می‌روم؛ با این خدمت‌ها بود که من به حال خوش رسیدم. بوشهر گاهی اوقات، هوا آن قدر عالی می‌شود که وقتی  پارک می‌روم، دیگر دلم نمی‌خواهد به خانه برگردم؛ چون تمام وجودم پر از انرژی می‌شود.

فردوسی که قبل از ورود به کنگره، همیشه صبح‌ها ساعت ده، یازده از خواب بیدار می‌شد و حوصله هیچ کاری را نداشت؛ اکنون دیگر آن فردوس مُرد و فردوس دیگری تولد شد که ساعت پنج صبح بیدار می‌شود و برای ورزش به پارک می‌رود. همینجا از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و خانم آنی بزرگ و خداوند و راهنمای خودم همسفر طاهره که خیلی برای من زحمت می‌کشند و تک تک اعضای کنگره‌ که با جان و دل خدمت می‌کنند که من به حال خوش برسم، کمال تشکر دارم و از خداوند می‌خواهم بهترین‌ها را برایشان رقم بزند.

نویسنده: همسفر فردوس رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم)
رابط خبری: همسفر مهوش رهجوی راهنما همسفر طاهره(لژیون نهم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی خلیج‌فارس بوشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .