English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته مسافر محسن از لژیون سوم با موضوع کمک من به کنگره و کمک کنگره به من

دلنوشته مسافر محسن از لژیون سوم با موضوع کمک من به کنگره و کمک کنگره به من

 سلام دوستان محسن هستم یک مسافر؛ آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک، مدت سفر اول ده ماه و چهارده روز، راهنما آقای رضا توکلیان، لژیون سوم نمایندگی بنیان، ورزش شنا، مدت رهایی هفت روز

 ما انسان‌ها موجودات عجیبی هستیم و برای به‌دست‌آوردن خواسته‌هایمان خودمان را به در و دیوار می‌زنیم. آسمان را به زمین می‌دوزیم تا به آنچه می‌خواهیم برسیم. به‌عنوان‌مثال منِ محسن برای درمان بیماری اعتیاد پیش از ورود به کنگره ۶۰، روش‌های مختلفی را با هزینه‌های متفاوت امتحان کردم. شاید برخی از این روش‌ها برای چند روزی موفق به نظر می‌رسید؛ اما خیلی زود شکست می‌خوردم و با تخریبی بیشتر دوباره به مسیر قبلی بازمی‌گشتم تا اینکه با کنگره ۶۰ آشنا شدم. با ورودم به کنگره، در ابتدا پذیرش برخی مسائل و قوانین سخت‌گیرانه برایم دشوار بود. نوشتن سی‌دی‌های هفتگی، شرکت منظم در لژیون‌ها، حضور سر ساعت مشخص و مواردی از این دست. اما به‌مرورزمان متوجه شدم که در کنگره، فقط به درمان بیماری اعتیاد اکتفا نمی‌شود؛ بلکه پشت همه این سخت‌گیری‌ها اهداف بزرگی نهفته است. اهدافی که در کنار درمان منِ بیمار، باعث شد دیگر آن فرد روز اول نباشم. فردی که وارد کنگره شد، با فردی که امروز هستم تفاوتی اساسی دارد. کنگره انسان‌هایی تربیت می‌کند که می‌توانند الگویی برای دیگران باشند؛ همان کسانی که امروز در گوشه‌وکنار درحال‌خدمت هستند و چراغی برای نجات دیگران از تاریکی شده‌اند، خود روزی گرفتار و ناامید وارد این مکان مقدس شدند. اکنون که به رهایی رسیده‌اند به واسطه آموزش‌های کنگره به سطحی از تفکر دست یافته‌اند که قدردان این مسیر هستند و هرگز فراموش نمی‌کنند از کجا آمده‌اند؛ از فردی بیمار و ناامید که روزی از جامعه طرد شده بود و حتی در نگاه خانواده فردی غیرقابل‌اعتماد به‌حساب می‌آمد، به انسانی رسیده‌اند که باعث افتخار بسیاری شده و حتی آرزوی خیلی‌هاست که به جایگاه او برسند و این چیزی جز لطف کنگره ۶۰ نیست. حال در برابر این لطف بی‌منت، چه باید کرد و چگونه می‌توان جبران نمود؟ به نظر من روش‌های مختلفی برای جبران وجود دارد؛ چه مالی و چه معنوی. اما مهم این است که کدام روش به من آرامش روحی و روانی می‌بخشد. من ده ماه در کنگره سفر کردم و اکنون به رهایی رسیده‌ام و فاصله‌ای عمیق با آن فرد روز اول دارم. سال‌های زیادی آرامش خود را فقط در مصرف مواد می‌دیدم، اما حالا که ماه‌هاست از مواد فاصله گرفته‌ام، کم‌کم روی دیگر سکه را می‌بینم. این جای شکرگزاری و تشکر دارد و اگر بتوانم خدمتی در کنگره انجام بدهم همانند سایر اعضایی که بدون هیچ چشمداشت مزد، آجر یا پاداش خدمت می‌کنند، قطعاً به آن آرامش روحی و روانی دست خواهم یافت. ممنونم از اینکه وقت گذاشتید و این دل‌نوشته را خواندید.

مرزبان خبری: مسافر وحید
ویرایش و ارسال: مسافر نوید نگهبان سایت

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .