همسفر زهره به همراه مسافر رشید با آنتیایکس تریاک و گل وارد کنگره شدند؛ مدت ۱۰ ماه به روش DST و داروی OT با راهنمایی همسفر زهرا و مسافر علی سفر کردند. همسفر زهره و مسافر ایشان در رشته ورزشی والیبال فعالیت دارند.
اینک در باب دستورجلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» با ایشان گفتگویی ترتیب دادهایم؛ لطفاً با ما همراه باشید.
.jpg)
لطفاً در چند جمله، زندگی خود را قبل از ورود به کنگره۶۰، در کنار یک مصرفکننده و بعد از درمان اعتیاد، برای ما توصیف کنید؟
زندگی در کنار مصرفکننده سختی زیادی دارد. مسافر من زمانی که مصرفکننده بود، احساس مسئولیت کمتری در زندگی داشت، مهربان بود؛ ولی نمیتوانست روی مهربانی خود پایدار باشد.
او از اینکه مواد مصرف میکرد به شدت ناراحت بود؛ اما زمانی هم که مصرف نداشت، تعادل نداشت، در زمان کوتاهی به شدت به هم میریخت و به دنبال مصرف مواد بود.
بعد از اینکه با کمک کنگره۶۰ و به روش DST, اعتیاد ایشان درمان شد، توانست در مهمانیها شرکت کند. به تعادل رسیده بود، صحبت کردنش بهتر شده بود، به نیازهای ما بیشتر توجه میکرد و تغییرات در او از صفر به صد تبدیل شده بود.
تخریب مسافر من با مصرف گل بود، اصلاً غذا نمیخورد و من مجبور بودم برای ناهار، چندین مدل غذا درست کنم؛ ولی بعد از درمان با یک غذای ساده هم سیر میشود و من شاکر خداوند هستم.
قبل از ورود به کنگره۶۰، از نظر جسمی و ظاهری با بعد از آن، زمین تا آسمان فرق میکند؛ انگار تبدیل به کسی دیگری شده است، عکسهای جدید او را نمیتوان با عکسهای قدیمی مقایسه کرد.
در کار خود بسیار فعال شده و همیشه دوست دارد کارهای جدیدی انجام دهد تا درآمدهای جدید به دست آورد و جبران خسارت سالهای گذشته را انجام دهد. وقتی مسافرم درمان شد، زندگی ما کمکم سر و سامان گرفت و برای زندگی بهتر، با آگاهی و آرامش تلاش میکنیم.
به نظر شما ما همسفران، برای استحکام پایه های علمی کنگره۶۰ چهگونه می توانیم کمک کنیم؟
با نوشتن سیدی، مشارکتهای دلی بر اساس تجربه، انجام خدمت مهمانداری، میکروفونگردانی، نگهبان نظم، استاد جلسه یا عضویت در لژیون سردار میتوانیم به کنگره۶۰ کمک و خدمت کنیم. ما میتوانیم با کاربردی کردن جهانبینی و آموزش سیدیها مشارکتهایی بر پایه علم انجام دهیم و آن را به دیگران نیز انتقال دهیم.
برای اینکه پایههای کنگره را مستحکم کنیم؛ باید مثلث عدالت، معرفت، عمل سالم را اجراکنیم؛ مثلاً رازدار یکدیگر باشیم. افرادی مثل راهنمایان صحبت درست و راه درست را نشان میدهند؛ ما هم باید آن عمل سالم را بدون چونوچرا انجام دهیم، جهانبینی را در زندگی خود کاربردی کنیم تا به معرفت دست یابیم.
در عدالت، همه را یکسان ببینیم و بین افراد، تفاوتی قائل نشویم. مهندس حسین دژاکام بنیان کنگره۶۰ میفرمایند: «کسی که وارد کنگره میشود؛ از دینش نپرسید، نانش دهید.» همه در کنگره یکسان و مساوی هستند.
به اعتقاد شما کمک یک همسفر به کنگره۶۰ یا افراد دیگر چه خیر و برکاتی در زندگی و شخصیت او دارد؟
کمکهای فراوانی که کنگره۶۰ به من میکند، در مقابل کمکهای کوچک من به کنگره قابل قیاس نیست. موقعی که عضو لژیون سردار شدم برکات آن را در زندگی خود دیدم. زمانی که پیش قسط اول رادادم؛ پول کل لژیون سردار حتی دو برابر آن به من برگشت. خداوند سریعالحساب است و سریع به ما برمیگرداند.
عضویت در لژیون سردارباعث شد؛حس کنم خداوند در درون من موهبتی قرار داده تا بتوانم ذرهای از مال خویش را ببخشم و بخشندهتر شدم. انشاءلله خداوند این اذن را به من بدهد که بتوانم بیشتر ببخشم.
وقتی خدمتهای داوطلبانه در کنگره۶۰ انجام میدهم؛ مانند مهمانداری، نگهبان نظم و بقیه خدمتها، حس و حال من خوب میشود و انرژی میگیرم. وقتی به خانه برمیگردم آن انرژی را بین اعضای خانواده و بچهها تقسیم میکنم و این حس و انرژی خوب و مثبت تا شب همراه من است.
به اعتقاد شما کسب جایگاههای خدمتی متفاوت برای رسیدن به حال خوش، تا چه میزان در شما تاثیر گذار بوده است؟ تجربه خود را در این زمینه بیان کنید.
با عضویت در لژیون سردار، حال خوشی تجربه کردم؛ بهدست آوردن اعتماد به نفس و اینکه منهم میتوانم ببخشم. من متوجه شدم بخشیدن، باعث میشود جایگاههای خدمتی زیادی را تجربه کنم.
خدمتهای کوچک؛ مثل چیدمان صندلی قبل از شروع جلسه و نظافت سالن، برای کسی که میخواهد حالش خوب شود، لازم و ضروری است و این کمکهای کوچک احساس خیلی خوبی به ما میدهد.
قبل از ورود به کنگره۶۰، اگر جایی میرفتم و بایستی آنجا را تمیز میکردم، میگفتم چرا من باید این کار را انجام دهم؛ اما جارو زدن در کنگره برای من همراه با حس افتخار است، لذت میبرم؛ مثل حس جارو زدن در یک مکان مقدس است، خستگی ندارد و انرژی را بالا میبرد؛ حتی وقتی به خانه برمیگردم میتوانم کلی کار انجام دهم و احساس خستگی نکنم.
لطفاً بفرمائید، با توجه به اینکه کنگره۶٠ یک مرکز درمان اعتیاد است و همسفران، مصرف کننده نیستند؛ دلیل حضور آنان در این مکان و خدمت در جایگاههای آن برای چیست؟
ممکن است یک همسفر به عنوان یک نیروی منفی، سد راه مسافر خود قرار بگیرد. من اگر به کنگره نمیآمدم، تغییر رفتار مسافر برایم یک چیز تعجب آور بود؛ چون صدوهشتاد درجه عوض شد.
گاهی شک میکردم که کجا میرود، چه چیزی مصرف میکند، از بسکه حالش خوب بود و من انتظار همان آدم سابق را از او داشتم. در این مدت فقط فکر میکردم که چهطور میشود در این زمان کوتاه اینقدر تغییر کرده باشد.
اگر به این مکان نمیآمدم و سیدیها را گوش نمیکردم؛ هیچ وقت مسافرم را درک نمیکردم و اصلاً اجازه نمیدادم داروی OT بخورد؛ حتی ممکن بود داروی او را پنهان کنم و سد راهش شوم. خدا را شکر که به کنگره۶۰ آمدم و بال پرواز مسافر خود شدم.
به نظر من یک همسفر با آمدن به کنگره آموزش میگیرد، در مسیر درست و صراط مستقیم حرکت میکند و میتواند مثلث جسم، روان و جهانبینی را به خوبی در خود پرورش دهد تا به تعادل برسد. همسفر بر أثر تخریبهایی که در زندگی داشته، مثل گل پژمرده شده است.
من در ابتدا قبول نمیکردم وارد کنگره شوم، میگفتم او مصرفکننده است چرا من باید در جلسات شرکت کنم؛ ولی بعد از مدتی متوجه شدم اگر نمیآمدم، نمیتوانستم به مسافرم کمک کنم؛ درنتیجه همیشه سد راه او بودم و در تاریکی اعتیاد میماندیم.
.jpg)
با توجه به این دستور جلسه، یکی از کمک های من به کنگره؛ قرار گرفتن در مسیر درست و حرکت مستمر است؛ در این زمینه تجربه خود را بیان کنید.
حضور مستمر در کنگره، بیشتر به خود ما کمک میکند. هر هفته که در کارگاه و لژیون شرکت میکنیم، آموزشهای جدید میگیریم و حال ما خیلی بهتر میشود؛ مثل یک تلفن همراه که صددرصد شارژ شده و تا آخر هفته انرژی دارد. رفت و آمد منظم و مستمر باعث میشود به سفر اولیها کمک کنیم، بتوانیم آموزشها را انتقال دهیم و باعث امیدواری آنها شویم.
من از شروع سفرم تا الان که چهارسال میگذرد، همیشه مستمر به کنگره میآیم؛ البته مسافر من بعد از سفر اول و درمان، مدتی به جلسات نمیآمد؛ اما سیدیها را گوش میداد.
حضور مستمر من، حال خوش و انرژی مثبتی که داشتم و به اعضای خانواده منتقل میکردم و نیز تغییر رفتار من، برای او انگیزه شد که دوباره حرکت کند، سیدی بنویسد و در جلسات شرکت کند. امیدوارم در ادامه ما هم بتوانیم جایگاه راهنمایی را کسب کنیم.
کلام آخر
در آخر از خدای بزرگ میخواهم که اذن خدمت به من دهد. خدمت به انسانها به معنای قرار گرفتن در راه درست است؛ زیرا در این مسیر میتوانیم به انسانهای دیگر شادی، شعف و قدرت ببخشیم.
از مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان که چنین بستری را برای ما فراهم کردند تشکر میکنم، از راهنما همسفر زهرا و تمام خدمتگزاران کنگره۶۰ بسیار سپاسگزارم.
انجام مصاحبه و تایپ: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفرلیلی (لژیون بیست و دوم)
رابط خبری: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون بیستوچهارم)
عکاس: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسر پریسا (لژیون بیستوششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی شیخبهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
797