دستور جلسات هفتگی
«کمک من به کنگره و کمک کنگره به من»
باید ابتدا به محتوای موضوع توجه کنیم. نخستین نکته در دستور جلسه، رسیدن من به شناخت و آگاهی نسبت به مجموعه، سیستم و جایگاهی است که در آن قرار گرفتهام. آیا من میبینم که به من خدمت میشود، به من کمک میشود و در مسیر حل مشکلاتم قدم برداشتهاند؟ آیا متوجه میشوم که این خدمات تا چه اندازه به درد من خورده است یا نه؟پس از رسیدن به این درک، این سؤال مطرح میشود که در کنگره ۶۰ چگونه باید قدردانی کنیم.
یادمان باشد ابتدا باید ببینیم چه کمکی به من شده است. حال که میبینم چه میزان کمک دریافت کردهام، آیا این دریافت را درک میکنم و آیا متوجه هستم که در قبال آن، لازم است کاری انجام دهم؟ خدماتی که دریافت میشود، طبیعتاً مسئولیتی را نیز به همراه دارد.اگر به کنگره نگاه کنیم، میبینیم اغلب ما زمانی که وارد کنگره شدیم، تقریباً همه چیزمان در آستانه از بین رفتن بود؛ موقعیت اجتماعی، جایگاه خانوادگی، سلامت جسم، وضعیت مالی و اقتصادی؛ بهطور کلی، بخش بزرگی از زندگی در حال فروپاشی بود. موقعیت اجتماعی و خانوادگی از دست رفته بود و جسم و سلامتی نیز آسیب جدی دیده بود.
بسیاری از ما، از جمله خود من، به مرحلهای رسیده بودم که اگر چند سال دیگر این مسیر ادامه پیدا میکرد، قطعاً نابود میشدم.در این مسیر ابتدا باید ببینم چه چیزی دریافت کردهام. البته هستند انسانهایی که به مرحلهای از پختگی و دانش رسیدهاند که بدون انتظار دریافت، میبخشند و کمک میکنند؛ اما اکثر انسانها برای انجام کاری،ابتدا باید دریافت داشته باشند. زمانی که وارد کنگره شدم، همان روزهای نخست و با انتخاب راهنما، عنوان «مسافر» جایگزین عنوان «معتاد» شد. این تغییر، بار روانی بسیار سنگینی را از دوش من برداشت. بهتدریج به آموزشهای راهنما و کنگره گوش دادم و آرامآرام سلامتی جسمی به من بازگشت. بزرگترین ثروتی که از دست داده بودم، یعنی سلامت جسم، فکر و روان، دوباره به من بازگردانده شد و به تعادل رسیدم.
وقتی متعادل شدم، توانستم درست فکر کنم، درست محبت کنم، درست تصمیم بگیرم و در نهایت درست عمل کنم.اولین اتفاق مهم، تثبیت وضعیت رفتاری و خانوادگی بود. خانواده وقتی دیدند که از مصرفکنندگی و شرایط نامطلوب فاصله گرفتهام، اعتمادشان بازگشت. پس از آن توانستم درست مشورت کنم، مسیر درست را انتخاب کنم و حرکت صحیحی داشته باشم. این حرکت صحیح، بهتدریج وضعیت مالی مرا نیز بهبود بخشید. چرا که در دوران مصرف، انتخابها اشتباه بود و نتیجهای جز شکست نداشت.
با اصلاح طرز تفکر، رفتار و تصمیمگیری، وضعیت اجتماعی نیز تغییر کرد. زمانی میرسد که به فرد مسئولیتهای بزرگتری سپرده میشود؛ نه بهخاطر زور یا اجبار، بلکه بهدلیل اصلاح رفتار و کردار. وقتی رفتار و کردار درست شود، دیگر نیازی به اثبات نیست؛ دیگران خودشان تغییر را میبینند، همانطور که از ابتدای سفر تغییر ظاهر، پوشش و رفتار دیده میشود.با گذشت زمان، طرز فکر و نگرش تغییر میکند و فرد بهتدریج جایگاه، اعتبار و موقعیت اجتماعی خود را بازمییابد.
از دیگر خدمات مهم کنگره، درمان اعتیاد و پس از آن درمان سیگار است. کسی که اعتیاد خود را درمان کند اما سیگار را کنار نگذارد، همچنان در معرض آسیبهای جدی جسمی و مالی قرار دارد. درمان سیگار، هزینههای سنگینی را از دوش ما برداشت و به سلامت ما کمک بزرگی کرد.
همچنین در دوران کرونا و حتی در شرایط بیماریهایی مانند آنفلوآنزا، آموزشها و حمایتهای کنگره نقش مؤثری داشت. آموزش تغذیه سالم، سبک زندگی سالم و بازگرداندن چیزهایی که بهدست خود از دست داده بودیم، از دیگر کمکهای کنگره است. حال سؤال این است: در قبال این همه دریافت، من چه کاری باید انجام دهم؟ قدردانی من چگونه باید باشد؟ وقتی دریافت میکنم، باید بهایی بپردازم. کنگره نیازی به کمک من ندارد، اما من بهدلیل بدهی معنویای که دارم، موظف به انجام وظیفه هستم. کنگره سه بستر برای مشارکت فراهم کرده است: نیروی انسانی، علم و دانش، و پایه مالی.
در بخش نیروی انسانی، ما خود بدنه اصلی کنگره هستیم. کنگره به خدمتگزار نیاز دارد و این خدمت از کارهای کوچک آغاز میشود و بهتدریج به مسئولیتهای بزرگتر میرسد. در بخش علم و دانش، ما چیزی به علم کنگره اضافه نمیکنیم، اما میتوانیم در انتقال و انتشار این علم نقش داشته باشیم و همانگونه که به ما کمک شد، به دیگران کمک کنیم.در بخش مالی نیز، حتی کمکهای کوچک اهمیت دارند. این کمکها مانند تمرین مداوم یک ورزشکار است که بهتدریج قدرت میسازد.
در کنگره هیچ چیز به نام شخص نیست و همه چیز متعلق به جمع است. حتی بنیانگذار کنگره نیز طبق اساسنامه عمل کرده و خود همچنان از بزرگترین حامیان این سیستم است.کمک مهم دیگر، حاشیهسازی نکردن، قضاوت نکردن و تشکیل ندادن لژیونهای بیرون از چارچوب است. همین کار نکردنها، بزرگترین کمک برای حفظ سلامت سیستم است.
اگر دانسته یا نادانسته باعث آسیب به کنگره شویم، ممکن است فرصت درمان و زندگی را از فردی و خانوادهاش بگیریم و این بزرگترین حقالناس است.ما هرکدام الگوی چندین نفر هستیم و رفتار ما زیر ذرهبین دیگران قرار دارد. امیدوارم به یاری خدا، الگوهای خوبی باشیم. همه ما در نهایت بهدنبال آرامش هستیم؛ آرامشی که با پول، جایگاه یا ظواهر بهتنهایی بهدست نمیآید. درمان، اصلاح رفتار و بازسازی خانواده، بندهای اسارت را باز میکند و ما را به آسایش و آرامش واقعی نزدیک میکند.انشاءالله خداوند توفیق دهد که در کنار هم بمانیم، چرخه صحیح سیستم را حفظ کنیم.
نوشتار : راهنمای محترم مسافر آرش
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر ابوالقاسم
- تعداد بازدید از این مطلب :
210