English Version
This Site Is Available In English

انرژی کنگره و تغییر باورها

انرژی کنگره و تغییر باورها

جلسه چهاردهم از دوره سی‌وسوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی خلیج‌فارس بوشهر، با استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر نرجس و دبیری همسفر محبوبه، با دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره»، روز یکشنبه ۱۴ دی‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷: ۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر بابت نعمت کنگره و بابت این لحظه، تشکر عرض می‌کنم خدمت ایجنت محترم همسفر زینب، مرزبانان همسفر زهرا و همسفر حکیمه و نگهبان جلسه همسفر نرجس که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. جا دارد که باز من هم به‌نوبه خودم، هفته همسفر را یک بار دیگر به تک‌تک شما همسفران تبریک بگویم؛ شما که به معنای واقعی بال پرواز هستید و ان‌شاءالله خیروبرکت این همه محبت و عشق، در وجود و قلبتان جاری شود. دستور جلسه امروز، خیلی زیبا است. تمام دستور جلسات کنگره ۶۰ زیبا هستند و این دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» است. به نظر من، کمک کنگره به من خیلی فراتر از آن چیزی است که در باور یک انسان بگنجد و اگر بخواهم بگویم کمک من به کنگره چه بوده، هنوز خیلی مانده تا بتوانم بگویم چه کاری می‌توانم برای کنگره انجام دهم.

ما در کنگره یاد گرفته‌ایم که از نکات منفی و حریم شخصی صحبت نکنیم و تا آنجایی که بتوانیم، تجربیاتمان را برای روشن‌تر شدن مسیر به یکدیگر منتقل کنیم؛ اینکه از کجا به کجا رسیدیم و هنوز چه راهی در پیش داریم. من وقتی وارد کنگره شدم، تخریب بسیار بالایی داشتم؛ تخریب بالا و منیت خیلی بالا و وقتی تخریب و منیت بالا باشد، برای کسی که می‌خواهد کمک کند، مسیر سخت، دردناک و گاهی ناراحت‌کننده می‌شود؛ بنابراین در اینجا جا دارد از تک‌تک همسفرانی که در چشمان من نگاه کردند و قوت قلب دادند، تشکر کنم. از راهنمای تازه‌واردم، از ایجنت که دم در وقتی رسیدم، پر از آشوب و حال خراب بودم، بغلم کرد و از مهماندار و راهنمای خودم که در این مسیر کنارم بود. خدا می‌داند که یک راهنما هیچ‌چیزی نمی‌خواهد جز اینکه پس از مدتی آموزش، رهجویش لبخند بر لب داشته باشد. من واقعاً از راهنمای خود می‌خواهم که مرا حلال کند، چون تخریبم بسیار بالا بود.

در سفر دومم، همسفر فاطمه واقعاً مرا در مسیر کمک کرد و از ایشان درس گرفتم؛ مخصوصاً زمانی که مادر عزیزشان به رحمت خدا رفت و پس از دو سه هفته برگشتند و در لژیون گفتند که مسیر کنگره این نیست که با غم و ناراحتی بنشینی و زانوی غم بغل بگیری، باید بیایی، چون هدف بالاتر از این حرف‌هاست. به کنگره نیامده‌ایم تا فقط معتاد ترک بدهیم؛ بلکه آمده‌ایم تا در این سیستم، راهنما پرورش دهیم؛ نه منِ فاطمه، بلکه آن استاد و جناب مهندس که در رأس هستند.

روزهای اول که به کنگره آمدم، درست است که می‌خواستم به مسافرم کمک کنم تا از درد و اعتیاد رها شود، اما بعد از مدتی فهمیدم مشکل اصلی، خود من هستم. انرژی‌ای که کنگره برای من گذاشت، فراتر از انرژی‌ای بود که برای شکافت هسته نیاز است و باعث شد افکار، اندیشه و باورم تغییر کند؛ کاری بسیار فراتر از تصور است. تغییر باورها در یک شخص، خصوصاً وقتی باورهای غلط دارد، کار سختی است. چهار سال طول کشید تا از کسانی که اینجا بودند، این درس را یاد بگیرم و واقعاً چقدر سخت است که بخواهی در وجود یک نفر رخنه کنی و باورها و ارزش‌هایی که درونش هست ولی به تصور خودش باور درستی است، تغییر بدهی.

هر بار که به کنگره می‌آیم این شعر برای من تداعی می‌شود:
نه تو می‌مانی، نه اندوه
و نه هیچ‌یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم می‌گذرد
آن‌چنانی که فقط خاطره‌ای خواهد ماند
لحظه‌ها عریان‌اند
به تن لحظه خود جامه اندوه مـپوشان هرگز
زندگی ذره کاهیست
که کوهش کردیم
زندگی نام نکویی ست
که خارش کردیم
زندگی نیست به‌جز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی
هر بار که این شعر را می‌خوانم، یادم می‌آید که زندگی زیباتر از این حرف‌هاست. هیچ‌چیزی جز محبت نمی‌تواند در دل‌ها رخنه کند و میل و ژرفای وجود ما را بالا ببرد.

کنگره به من معرفت آموخت، هنر زندگی کردن آموخت؛ اینکه فرزند هنر باش، نه فرزند پدر که فرزند هنر زنده کند نام پدر. آموختم که ببخش تا بخشیده شوی، تغذیه سالم را رعایت کنم و خیلی چیزهای دیگر. وقتی فکر می‌کنم، می‌بینم هیچ جای امن‌تری از اینجا نیست؛ مثل شکم مادر، گرم و امن. چه چیزی داده به من و من چه می‌توانم در برابر این همه مهر و محبت بدهم؟ خدا را هزار مرتبه شکر بابت نعمت کنگره، به خاطر همه کسانی که اینجا آموزش می‌بینند؛ یک مسافرم توانسته راهنما شود، مسافر دیگرم در مسیر است و در روز پنجشنبه گفتم، دانه‌ای در دل خاک کاشتم، ان‌شاءالله که آن هم ثمر دهد.

مرزبانان کشیک: همسفر حکیمه و مسافر مهدی
تایپیست: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر زهرا مرزبان خبری
ویرایش و ارسال: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خلیج‌فارس بوشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .