English Version
This Site Is Available In English

جسم روان وجهانبینی من درمان شد

جسم روان وجهانبینی من درمان شد

سومین جلسه از دوره هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی دکتر احمد با استادی مسافر روح‌الله، نگهبانی مسافر رضا ،دبیری مسافر مجید با دستورجلسه(کمک من به کنگره و کمک کنگره به من) یکشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۴ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که امروز هم توانستم به اینجا بیایم و در کنار شما باشم و آموزش بگیرم‌و خدا را شاکرم‌به دلیل نعمت‌های بی‌شمارش‌که دوباره فرصت زندگی کردن را به من دادومن با اعتیاد آشنا شدم و من را مجبور کرد که وارد کنگره شوم. از استاد خوبم آقای عباس تشکر می‌کنم از راهنمای سفر اولم آقای علی تشکر می‌کنم انشالله هر کجا که هست سلامت باشندوسپاس از ایجنت محترم آقای مهدی.

 خدا را شکر که حالم خوبه و زندگی خوبی دارم. اتفاقاتی که در گذشته به واسطه مصرف مواد مخدر برایم افتاد کم کم در حال حل شدن هستند تجربه‌های خوبی را باخدمت کردن در کنگره‌دارم کسب می‌کنم که به دستور جلسه امروز هم می‌خورد.

دستور جلسه امروز به دو بخش تقسیم شده است بخش اول کمک کنگره به من که زمانی است که من وارد کنگره شدم و نیاز به کمک و حمایت داشتند و کنگره با تمام عشق و محبتی که داشت من را با آغوش باز پذیرفت نه به سنم کار داشت نه به دینم نه اخلاقم نه شغلم و نه وضع اقتصادیم و تمام کسانی که در اینجا بودند تمام تلاششان را برای من کردند تا به رهایی برسم و هر آنچه که داشتند در طبق اخلاص گذاشتند تا رهایی را به من هدیه بدهند. من قبل از کنگره راه‌های زیادی را رفته بودم در پی همه آنها نه تنها درمان نشدم بلکه مشکلات روی هم تلنبار شدندواعتیادم با وضع بدتری برگشت. زمانی که من مصرف کننده بودم همه چیزم را از دست داده بودم مثل شجاعت، اعتماد به نفس، راستگویی، محبت کردن و انجام کارها ارزشی ولی به واسطه مصرف مواد تصور می‌کردم همه این‌ها را به دست آوردم.حالا آمده‌ام در کنگره و اعتماد به نفسم را به دوباره به دست آوردم وسه قسمت جسم روان و جهان بینی من درمان شد و تا حدودی به تعادل رسیدم. علم و دانش نابی که در کنگره وجود دارد برای من بسیار ارزنده است و نباید فراموش کنم که چه کسانی این‌ها را به من آموزش داده است همچنین شجاعت، زندگی خوب، انجام کارهای ارزشی در کنار استادهای خوبی که دارم.کسانی که از وقت و کارشان می‌زنند تا به من آموزش بدهند وقتی بیرون از اینجا نگاه می‌کنی هر کس برای خودش چند تا کارگر دارد مغازه دارد زندگی دارد ولی از همه آنها چشم پوشی می‌کند و به کنگره می‌آیدو برای به درمان رسیدن من تلاش می‌کند.وقسمت دوم دستور جلسه کمک من به کنگره است، من هم باید قدردان زحمات آنها باشم چطور؟ وقتی راهنما وارد می‌شود به ایشان احترام بگذارم حرفش را گوش کنم سی دی بنویسم سن راهنما برایم مهم نباشد چون تجربه و علم او از من بیشتر است من باید احترام او را نگه دارم اگر علم من بیشتر از او بود هرگز معتاد نمی‌شدم و می‌توانستم حتی اعتیادم را درمان کنم. من امروز می‌توانم اندازه خودم صحبت کنم و خدمت کنم تا بتوانم خسارت‌هایی را که در گذشته به خانواده و دیگران و حتی خودم زده‌ام جبران شود امتحان مرزبانی می‌دهم تا گوشه‌ای از این خسارت‌ها جبران شود همه این‌ها را از کنگره یاد گرفتم و باید در قبال این کمک‌هایی که کنگره به من کرده من هم جبران کنم باید خدمت کردن را بیاموزم و علم کنگره را بتوانم انتقال دهم سبد را حمایت کنم چون هر سازمانی‌اول به واسطه نیروهایش و بعد به واسطه وضعیت مالی و پولی قدرت پیدا می‌کند و من هم باید به نوبه خود بتوانم در این دو مسئله شرکت پیدا کنم تا راه را برای رهایی و درمان دیگران آماده کنم. همانگونه که دیگران کاشتند و ما خوردیم ما هم می‌کاریم تا دیگران بخورند. از زمانی که من وارد کنگره شدم همه این افرادی که اینجا هستند را خانواده خودم دیدم همه برادرانم شدند بزرگترها پدرانم شدند. هر موقع هر کاری از دستم بر بیاید حتماً انجام می‌دهم من اینجا را دوست دارم و از خداوند می‌خواهم تا روزی که زنده هستم در کنگره و در کنار شما باشم مخصوصاً قدیمی‌هایی که در اینجا هستند و به ما آموزش می‌دهند و من هم باید ادای دین کنم چون این وظیفه من است و من زکات سلامتی خودم را باید پرداخت کنم.

 

تایپ:مسافر بهنام(لژیون سوم)

عکس:مسافر دانیال (لژیون ششم)

تنظیم و ارسال:مسافر روح الله 

نمایندگی مسافران دکتر احمد اراک 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .