سردار : ما هم خوب هستیم و به جهت ایجاد ارتباطِ بیشتر با همنوعان خود که در این مورد علاقهمندی بیشتری دارند، میخواهیم با شکافتن برخی از مسائل الهی، ارتباط برقرار نمائیم. امیدواریِ بسیار، سبب قدمهای محکم میشود.
در ارادۀ خود به جهت انجام کارها، هیچ هراسی به خود راه ندهید و پیش بروید؛ زیرا جلودار واقعی آن خداوندی است که ناممکنها را در مقابل شما تعیین و ممکن مینماید. ما در آینده با انجام شدن کل کارها باز هم با هم به گردشهایی خواهیم رفت که دیدن ما را آنگونه که در اندیشه نمیآید، مشاهده نمایید. باید در انجام کارهایتان به نقطههای بسیار با ارزش، فکر و عمل نمائید و در کلام و سخنِ خداوند هم، به نتایج و معنای واقعی دست بیابید و در کار خویش، به عمل آورید. آنگاه قدرت و توانائی خداوند از وجود فردفرد هر انسانی که بیابد، تراوش خواهد نمود. شما غمگین نباشید و خود را به عملهای نیک، مشغول بدارید. به امورات مالیه، قوت بدهید؛ خواهید دید که چگونه به قول دوست ما از درخت خرما بالارفتن هم، آسانتر خواهد شد. قله و فتح آن، چندان اهمیتی ندارد؛ اما نشانی از خویش در آن مکان گذاشتن، مهم است. شما باید به منزلت و جلال گذشته، باز گردید؛ نه برای تفاخر به هم نوع خویش؛ بلکه نشانی است از آنچه بینشان است. حتماً در این مورد، کلام و حرکت پیامبر بزرگ )محمدص( را میدانید. ایشان نخواستند که داشته باشند، پس بخشیدند و به هیچ رسیدند؛ سپس وحی آمد که بایستی داشته باشی، بدهی و بستانی، هم مال را و هم به موقع جان را. آنچه فرمان بود آن کرد و ما هم از ایشان آموختیم. حتماً میدانید که چه میگوییم. در مورد کلام الله هم همین است که میدانید. عمل نمائید. ما باید برویم نگران دیدن خوابهای ارادی خویش نباشید.

1. با عرض سلام و ادب همچنین تبریک به مناسبت هفته و جشن همسفر خواهشمندم به رسم کنگره خودتان را معرفی نمایید.
سلام دوستان مَهراد هستم همسفر. مسافر من با ۱۹ سال تخریب هروئین و شیره وارد کنگره شد، روش درمان DST داروی درمان اپیوم خوراکی، مدت سفر ۲۲ ماه به راهنمایی آقای سعید نمکی، راهنمای خودم آقای علی مندابچی رهایی مسافرم از بند اعتیاد ۱۳ سال و ۷ ماه خودم هم سفر نیکوتین داشتم به راهنمایی آقای سعید نمکی؛ رهایی از بند نیکوتین ۸ سال و ۸ ماه. در حال سفر جونز هستم به راهنمای آقای مجتبی مرشد؛ کاهش وزن تاکنون ۱۴ کیلوگرم متشکرم.
2. خواهشمندم سوابق خدمتی خود را در کنگره بفرمایید.
دبیر و نگهبان جلسات ویژه همسفران آقا بودم، در شعبه آکادمی نگهبان لژیون سردار شعبه بودم. راهنمای تازه واردین بودم. راهنمای شال نارنجی هستم و دستیار دیدهبان استاد امین هستم. دو مرتبه هم دنور شدم و فکر میکنم نزدیک به ۵ یا ۶ بار هم سردار.
3. در آموزشهای کنگره 60، همسفر میآموزد که نقش همسفر در درمان اعتیاد، نقش مفتّش، بازرس و مراقب نیست؛ با توجه به این موضوع نقش همسفر چیست؟
به نظر من تنها کمکی همسفر به مسافر میتواند بکند از طریق القاء است؛ یعنی من در حیطه اختیارات هیچکس نمیتوانم وارد شوم و کسی را به کنگره بیاورم یا بهزور به کنگره بیاورم. نه! خودش باید بخواهد و بیاید سفر کند. من فقط میتوانم بستری فراهم بکنم تا در آن بستر مسافر خودش با خودش روبرو شود. القا هم ازاینجهت گفتم که اگر من حواسم به کار خودم باشد و روی خودم کار بکنم، قطعاً مسافر هم از من یاد میگیرد. فقط نکتهاش این است که اگر من خدمتی میکنم یا در جهت مثبت حرکت میکنم، نباید بخواهم به او بفهمانم که ببین من چقدر خوب شدم یا من چقدر تغییر کردم؛ چون انسانها میفهمند که من دارم نقش بازی میکنم. باید تلاش بکنم تا حال خودم مستقل از حال مسافر خوب باشد و به رهایی برسم؛ درنهایت این باعث میشود او هم از من یاد بگیرد. مهمتر از همه اینها این است که استاد امین میگویند: محبت مقدم است بر آموزش؛ یعنی اگر قرار است مسافر من چیزی از من یاد بگیرد یا اگر قرار است غمش را کم بکنم اول باید او من را دوست داشته باشد؛چون آدم از کسی یاد میگیرد که دوستش دارد. اگر من را دوست داشت حتی هیچچیزی هم از من یاد نگرفت هیچ اشکالی ندارد؛ اما باید مطمئن باشم که اگر من را دوست نداشته باشد و محبتی بین ما نباشد، قطعاً چیزی از من یاد نخواهد گرفت و القاء کار نمیکند.
4. واژه همسفر برای شما به چه معنی است و اصلاً چرا باید هفتهای به نام همسفر داشته باشیم؟
به نظر من همسفر با مسافر هیچ فرقی ندارد؛ یعنی شاید در سفر اول با همدیگر فرق کنند که سفر اول هم کلاً ۱۱ ماه است. درنهایت سفر دوم آغاز میشود که مسافر و همسفر هیچ فرقی باهم ندارند. اینکه هفتهای به اسم هفته همسفر داریم به خاطر قدردانی از همسفرانی است که طی مدت زمانی که فرد مصرفکننده بوده اذیتش کردند. ازآن همسفرکه غم او را خورده و با آنها در سختیها همراه بوده تقدیر بشود. باید این تقدیر انجام بشود ؛ چون این تقدیرها باعث میشود که نقش آن انسان را فراموش نکنیم و از او قدردانی کنیم؛ وگرنه به لحاظ آموزش همسفر با مسافر کاملاً یکسان است.
5. صبر که یکی از پلههای مطرحشده در وادی پنجم است، همواره باید سرلوحه کار یک همسفر باشد و در مورد سفر مسافرش نباید عجلهای داشته باشد، شما چگونه در طول سفر خود این پارامتر را به انجام رساندید؟
در مورد این سؤال زمانی که من با کنگره آشنا شدم مسافرم رهاشده بود و راهنما بود و من خودم بهشدت درگیر ترس و تهدید بودم و به خاطر حال خراب خودم آمدم. صبر نهتنها در سفر مسافر بلکه کلاً تلاش در پارامتر زمان که میشود تعریف صبر در همه زندگی مخصوصاً در سفر دوم جاری است.
6. دیدهشده که برخی از مسافرین تمایلی به حضور همسفرانشان در کنگره ۶۰ ندارند و گاهاً مانع حضور آنها میگردند، شما برای این افراد چه پیامی دارید؟
در مورد سؤال ۶ همسفری که به کنگره نمیآید و مسافر میآید یا بالعکس آن درنهایت؛ چون یک نفر آموزش میگیرد و دیگری آموزش نمیگیرد، بین آنها اختلاففاز به وجود میآید و ممکن است ذرهذره جنس آنها با همدیگر متفاوت شود. استحکام خانواده که هدف کنگره ۶۰ هست اگر یکی از آنها بیاید و دیگری نیاید از بین میرود و بهجای خوبی ختم نمیشود. در ادامه استاد امین هم میگویند: مسافری که همسفرش میآید و مسافری که همسفرش نمیآید؛ اگر در نظر بگیریم هر دو مسافر رها بشوند، تفاوت آنها مانند ژیان است و بنز. جفت آنها به مقصد میرسانند؛ اما این کجا و آن کجا.
7. در کنگره به همسفر بال پرواز اطلاق میگردد، به نظر شما چرا این تعبیر بکار برده میشود؟
در مورد سؤال هفتم نظری ندارم؛ چون وقتی من به کنگره آمدم مسافرم رهاشده بود و من برای خودم آمدم.
8. بهعنوان یک راهنما و دستیار دکتر امین برای همسفران چه پیامی دارید؟
در مورد این سؤال همسفر زمانی آموزشش شروع میشود و تغییراتش آغاز میشود که قبول کند به خاطر خودش آمده است. این خیلی نکته مهمی است؛ یعنی تا زمانی که همسفر فکر کند که به خاطر مسافر میآید به هیچ جایی نمیرسد. اول باید قبول بکند که من هم تاریکی دارم و من هم حالم خراب است. اصلاً اگر من حالم خراب نبود که بچهام مصرفکننده نمیشد. اگر من حالم خراب نبود که پدرم مصرفکننده نمیشد. اعتیاد میوه یک خانواده است. حال همه خراب است و همگی باید باهم آموزش بگیرند؛ پس همسفر باید این را در نظر داشته باشد که من دارم برای خودم میآیم.
9. دیدگاه یک همسفر نسبت به یک فرد مصرفکننده حتی قبل از ورود به کنگره چه میتواند باشد؟
زیاد متوجه این سؤال نمیشوم. هرکسی میتواند دیدگاه متفاوتی داشته باشد.
10. کلام آخر؟
کلام آخر اینکه الهی شکر. خدا را شکر که بستری مانند کنگره ۶۰ وجود دارد.آقای مهندس میگویند: از روز اَلَست تا به امروز هیچ بستری بهاندازه کنگره ۶۰ برای خدمت به انسانها تابهحال وجود نداشته. در این دانشگاه کره خاکی و چرخهای که در آن زندگی میکنیم لطف خدا دوباره شامل حال ما شده و در این دانشگاهی که بورسیه شدهایم دوباره برای ما یک کلاس خصوصی یا یک آموزش فوقالعاده نصیب من شده که اسم آن کنگره ۶۰ است.در اینجا دارم یاد میگیرم. من زندگیام را مدیون کنگره ۶۰ هستم. جهانبینی، سیگار، اضافه وزن، میزان ترس و تهدید و ... . خداوند را شاکرم که همچون بستری مهیا شده. امیدوارم که کنگره ۶۰ جهانی بشود که در حال جهانیشدن هم هست. آقای مهندس و خانوادهاش را خداوند حفظ کند و سایه ایشان بالای سر ما باشد. امیدوارم که بتوانم از خدمتگزاران کنگره ۶۰ باشم، هم در این چرخه و هم در چرخههای بعدی. متشکر.

طراح سوال: همسفر امیرحسین(لژیون هفتم)
تصویربردار و مصاحبه: همسفر محمد(لژیون چهارم)
تایپ و ویراستاری: همسفر محمد (لژیون اول)
تهیه و تنظیم: سایت همسفران آقا، نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
63