English Version
This Site Is Available In English

من هنوز به کنگره بدهکار هستم

من هنوز به کنگره بدهکار هستم

پنجمین جلسه از دور ششم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با دستور جلسه « کمک من به کنگره و کمک کنگره به من؟»با استادی اسیستانت مسافر رضا و نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر علی روز یکشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، رضا هستم، یک مسافر

بسیار خوشحالم که امروز در جمع شما عزیزان، در شعبه امیر اراک حضور دارم.

خدا را شکر، حال و هوای این شعبه بسیار خوب و پُر از انرژی است. آدم هایی که در راستای قوانین کنگره ۶۰ حرکت می‌کنند، خودبه‌خود سطح انرژی آن شعبه را بالا می‌برند. ممکن است یک دیده‌بان یا یک اسیستانت دیده‌بان نتوانند کل آمارها و دفترها را دانه به دانه چک کنند، اما می‌شود از حال و هوا، انرژی و حس شعبه، به درون آن دفترها نیز پی برد.

دستور جلسه امروز در مورد کمک من به کنگره و کمک کنگره به من است.

این دستور جلسه نباید این‌گونه برداشت شود که کنگره چیزی به من داده و من باید در عوض آن، چیزی به کنگره بدهم. چیزی که من باید بدانم این است که ابتدا باید قیمت و قدر آن چیزی که کنگره به من داده است را درک کنم.اول باید خوب نگاه کنم و آن را بشناسم تا بتوانم ارزش آنچه را که کنگره در اختیارم قرار داده، درک کنم. حتی برای سفر اولی‌ها که داروی آن‌ها فقط روی یک نظم آمده است، این کار یک کار بسیار بزرگ است. تمام دنیا با تمام علمی که دارد، هنوز نتوانسته حتی یک گرم از وعده مواد کسانی که اعتیاد دارند را کم کند، اما در کنگره این کار به راحتی انجام می‌شود.

پس حتی یک مسافر که در سفر اول است، چیز بسیار گران‌بهایی پیدا کرده است. اینکه حال ما بهتر شود و حال خوبی داشته باشیم، آیا این چیز ارزشمندی نیست؟ قیمت یک حال خوب چقدر است؟

چه چیزی به‌ جز کنگره ۶۰ می‌تواند این‌چنین حال ما را خوب کند؟ آیا پول می‌تواند حال ما را این‌چنین خوب کند؟ تصور کنید که چندین میلیارد پول داشته باشید اما همچنان درگیر مصرف مواد مخدر باشید. افرادی هستند که میلیاردها پول دارند اما حالشان خوب نیست. پس این حال خوب، ارزشش بیش از این‌ها است.

ما باید بدانیم چیزی که گیرمان آمده، چقدر می‌ارزد. آن عشقی که کنگره ۶۰ به ما داده است، باید هر روز به آن اضافه کنیم. چطور؟

با خدمت کردن، با بخشش مالی، راهنما شدن، مرزبان شدن. هرچقدر که بیشتر خدمت کنیم، متوجه می‌شویم که نیرویی به نام «عشق» درون ما قدرت بیشتری می‌گیرد.پس این نیست که ما بگوییم: «خب کنگره یک چیزی به ما داده و حالا ما هم باید یک چیزی به کنگره بدهیم.» الگوی همه ما جناب آقای مهندس است؛ وقتی که ایشان می‌گویند: «من هنوز به کنگره بدهکار هستم»، ما چه می‌توانیم بگوییم؟ پس تکلیف من و شما روشن است.

کسانی که اینجا خدمت می‌کنند، از کار، زندگی و خانواده خود می‌گذرند، برای چه؟ چه دلیلی دارد؟ این فقط و فقط عشق است. همه خدمتگزاران دنبال این هستند که بتوانند گوشه‌ای از محبت‌هایی را که کنگره در حق آن‌ها کرده است، جبران کنند.از اینکه به صحبت‌های بنده توجه کردید، از همگی شما سپاسگزارم.

نگارش: مسافر سالار 

بارگزاری: مسافر مهدی 

عکس: مرزبان خبری مسافر صادق

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .