ششمین جلسه از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ارگ با استادی مسافر امیررضا و نگهبانی مسافر محمد جواد و دبیری مسافر امیر حمزه با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» یکشنبه ۱۴ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، امیررضا هستم، یک مسافر.
خداوند بزرگ را شاکرم که امروز این فرصت را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و تجربیاتم را با شما در میان بگذارم.
از آقای نقدی، ایجنت محترم، و همچنین از راهنمای بزرگوارم، آقای حمیدرضا، تشکر میکنم که به من اجازه دادند تا امروز این تجربه را کسب کنم.
موضوع جلسه امروز در مورد کمکهای کنگره به من و همچنین کمک من به کنگره است.
زمانی که وارد کنگره شدم، هیچگونه باور و اعتقادی نسبت به درمان شدن نداشتم و تنها فکر میکردم که شاید بتوانم مواد را درمان کنم و پس از آن به زندگیام ادامه دهم.
اما امروز متوجه شدهام که کنگره تنها به درمان اعتیاد من بسنده نکرد، بلکه نظم شخصیت، انسانیت و بسیاری از مسائل دیگر را به من آموخت و راه صحیح زندگی کردن را به من نشان داد.
در کنگره علاوه بر درمان اعتیاد، سیگار را ترک کردم و مشکل اضافه وزنم نیز درمان شد. اینها نمونههایی از تغییراتی است که کنگره به من هدیه داده است.
اما حالا وقتی با خودم فکر میکنم، به این نتیجه میرسم که چطور میتوانم این همه خدمت را که کنگره به من کرده است، جبران کنم.
یکی از راههای جبران این خدمت، میتواند درست سفر کردن و ادامه دادن به مسیر به درستی باشد.
همچنین، میتوانم عضو لژیون سردار باشم و در کنار دیگران، این مسیر را ادامه دهم.
بیماری اعتیاد شاید از بیماری سرطان هم بدتر باشد، زیرا سرطان فقط یک نقطه از بدن را درگیر میکند، اما اعتیاد تمام سلولهای بدن انسان را تحت تأثیر قرار میدهد.
ممکن است برخی افراد مصرفکننده بیماریهای صعبالعلاجی داشته باشند که برای درمان آنها هزینههای هنگفتی میپردازند، ولی نتیجهای نمیگیرند.

اما من، حمیدرضا، که وارد کنگره شدم به امید درمان اعتیاد، به این فکر میکنم که شاید در کنار درمان اعتیاد، بسیاری از مشکلات دیگر نیز برطرف شدهاند.
با این حال، وقتی که میخواهم وارد لژیون سردار شوم و مبلغ شش میلیون تومان را پرداخت کنم، احساس تردید و ترس دارم و مدام فردا و پسفردا میکنم.
در گذشته، برای رسیدن به هر هدفی همیشه سعی میکردم سریعترین مسیر و کمهزینهترین راه را انتخاب کنم، اما در کنگره یاد گرفتم که هر هدفی نیاز به زمان دارد.
همانطور که درمان اعتیاد من نیاز به زمان داشت و با گذشت زمان به نتیجه رسید، تغییرات دیگر نیز به زمان نیاز دارند.
حال خوبی که در کنگره به دست آوردهام، نتیجه آموزشهایی است که در اینجا کسب کردهام.
حالا سوال اینجاست که چگونه میتوانم این حال خوب و این آموزشها را جبران کنم؟
من نیز امیدوارم با انجام خدمت و تلاش در کنگره، توانسته باشم گوشهای از لطف خداوند و کنگره را جبران کنم.
در گذشته، اگر قصد مسافرت داشتم و در مسیرم ایست بازرسی میدیدم، از ترس و استرس قلبم میلرزید. اما حالا میتوانم بدون هیچ ترسی سفر کنم و این حال خوب را مدیون کنگره و آقای مهندس هستم.
شعبهای که من در آن درمان شدم، شاید حاصل جشنهای گلریزان باشد که ساخته شده تا افراد مثل من بیایند و درمان شوند.
حال نوبت من است که به عنوان عضو لژیون سردار خدمت کنم تا به نوبه خود این لطف را جبران کنم.
اگر کسی قبلاً برای من صندلیای گذاشته است، حالا من باید برای دیگران صندلیای بگذارم تا مصرفکنندگان جدید نیز وارد کنگره شوند و به حال خوب برسند.
در وادی یازدهم، گفته میشود که افراد بازپرداختکننده، مانند چشمههای زلال و جوشان هستند، در حالی که کسانی که هیچ بازپرداختی ندارند، همچون کویرهای شورهزار هستند که هیچ گیاهی در آنها نمیروید.
انشاءالله که خداوند توفیق دهد تا همه ما بتوانیم در این جایگاههای خدمتی قرار بگیریم و خدمت کنیم تا ذرهای از محبتهای جناب آقای مهندس و خدمتگزاران کنگره را جبران کنیم.
ممنونم که با سکوت و توجه خود به صحبتهای من گوش دادید.
عکس : مسافر سهیل لژیون دوم
تایپ : مسافر امین لژیون چهارم
بارگزاری : مسافر احسان لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
653