جلسه نهم از دور یازدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی ویژه مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان در روزهای یکشنبه با دستور جلسه : (کمک من به کنگره و کمک کنگره به من) با نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر غلامحسین و استادی مسافر میثم در تاریخ 14 دی ماه 1404 در ساعت 17 شروع به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان میثم هستم یک مسافر
.jpg)
سلام عرض میکنم خدمت همه عزیزان، شکرگزارم از خداوند که امروز این فرصت بزرگ را به من، میثم، داد که بتوانم اینجا بایستم و در خدمت شما باشم. لطف خدا بود و لطف عزیزانی که برای من تلاش کردند. صمیمانه تشکر میکنم از ایجنت، زحمات بیدریغ بچههای مرزبانی، و راهنمای لژیون ششم که این جایگاه را به بنده سپردند، دستور جلسه امروز ما دو بخش دارد که همیشه باید به هر دو قسمت نگاه کنیم: اول، اینکه من چه سهمی در کنگره دارم؟ و دوم، اینکه کنگره دقیقاً چه خدمتی برای من انجام داد؟ در مورد بخش اول، من اصلاً خودم را در جایگاهی نمیبینم که بخواهم ادعای کمک به کنگره را داشته باشم، بنیان کنگره، بعد از سالها خدمت، همچنان با تواضع میفرمایند که کاری انجام ندادهاند. پس منِ کوچک تر، قطعاً نباید ادعایی داشته باشم، اما بخش دوم، یعنی «کمک کنگره به میثم»، تمام هستی زندگی من و دلیل حضور من در این جمع را مدیون کمک کنگره هستم، قبل از کنگره، من یک انسان گمشده بودم؛ یک فرد همیشه نگران و فراموشکار. هر روزم پر از اضطراب مصرف بود و من مدام در جستجوی یک لحظه آرامش بودم. هر راهی را امتحان کردم، اما هیچکدام نتوانستند آن حال خوش پایدار را به من بدهند، جز همین کنگره، مصرف من فقط زندگی خودم را خراب نکرد؛ بلکه خانوادهام، پدر و مادر، همسر و برادر و خواهرم را با خود درگیر کرده بود و در جمعها، باعث شرمندگی آنها میشدم. وقتی وارد کنگره شدم، شاید با تردید وارد شدم، اما اینجا بود که طعم واقعی رهایی را بعد از ده یازده ماه چشیدم و آنجا بود که تبدیل به یک خادم شدم، نکته بسیار مهم این است که بعد از رهایی، نباید کنگره را رها کنیم ،چرا؟ چون زندگی من، کنگره است. انرژی و آرامشی که من دارم، از همین جا تأمین میشود، خدمت کردن در کنگره، چه در هر جایگاهی، هیچگونه منّتی بر هیچکس ندارد. ما راهنما یا مرزبان نیستیم که به کسی لطف میکنیم؛ ما برای حفظ حال خوب خودمان خدمت میکنیم. اگر یک روز از خدمت دور شویم، همان آشفتگیها کمکم دوباره سرک میکشند. به همین دلیل است که میبینیم همه خدمتگزاران، با وجود مشکلات بیرون، با اشتیاق اینجا جمع میشوند. جایگاه خدمتی، فقط یک نشان از تغییری است که در درون ما اتفاق افتاده است، کنگره به من یاد داد چطور آن نقصهایی که سالها با من بودند مثل دروغ، حسادت، و نفرت را کنار بگذارم. اما مهمترین دستاورد این سفر برای من، این بود که اختیار زندگیام را پس گرفتم.قبل از کنگره، من کنترلی بر خودم نداشتم؛ یک نیروی ناشناخته برای من تصمیم میگرفت. کنگره به من این قدرت تفکر و اراده را بازگرداند که بتوانم بایستم، تصمیم بگیرم و برای دو ساعت هم که شده، روی صندلی بنشینم و به درمان فکر کنم، در نهایت، این مسیر با لطف خداوند میسر شد و ما قدردان بنیان کنگره و تمام عزیزانی هستیم که بیهیچ چشمداشتی، این مکان مقدس را برای ما زنده نگه داشتهاند.
لژیون ویلیام
.jpg)
تایپ و ویرایش : مسافر سجاد لژیون چهارم(با استفاده از هوش مصنوعی)
عکاس : مسافر علیرضا لژیون سوم
ارسال خبر : سایت نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
232