چهاردهمین جلسه از دوره پنجاه سوم کارگاه های صبح گاهی عمومی کنگره 60، نمایندگی پارک لاله، به استادی ایجنت و راهنمای محترم علی اکبر، نگهبانی مسافر مسلم و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من" روز یکشنبه 14 دی ماه 1404 ساعت 06:00 آغاز به کار کرد .
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان علی اکبر هستم یک مسافر، خداوند را شاکر هستم که این فرصت به من داده شد تا در جمع شما عزیزان باشم و همینطور از آقا مسلم نگهبان عزیز سپاسگذارم و خدا قوت میگم به ایجنت و مرزبانان عزیز پاک لاله،روز مرد رو به تک تک شما عزیزان که به معنای مرد واقعی هستید،که در این ساعت در پارک لاله حضور دارید،برای حال خوش خودتان و دیگران.دستور جلسه این هفته(کمک من به کنگره و کمک کنگره به من) من هر سال که به این دستور جلسه که میرسم،یوم الحساب من با کنگره است (روز حساب) بیام بنشینم و حساب کنم که کنگره به من چه چیزی داده و من چه چیزی به کنگره داده ام.
قبلش اگر بخوام از خودم و از شناخت انسان یک مقدمه ای بگم اینکه (انسان موجودی است فراموش کار) یعنی یکسری از اون رویدادها، وقایع،وضعیت زندگیش رو در گذشته یادش میره،و این فراموشی هم بار مثبت داره و هم بار منفی،گاهی اوقات خوبه و گاهی هم مخربه که این هم بخشی از طراحی خلقت انسان است توسط خداوند، منظورم این است که فردی که مصرف کننده است یا بنده که مصرف کننده بودم که به درمان و رهایی رسیدم،یادم رفته از اون مشکلات و سختی ها ورنج ها و مصیبت های تاریکی از اون حال خرابی های اعتیاد،واقعاً یادم رفته، اونجاش خطرناک میشه که من یادم بره تو اون روزها چه کسی یا چه کسانی و چه سیستمی اومد به من کمک کرد،که اینجاش مخرب میشه.
که آقای مهندس در همین دستور جلسه فرمودند که اگر میلیاردها تومان هزینه می کردیم (تک تک ما رو میگن؛شخص من رو میگن )میگن که روی کره زمین من ندیدم که درمانی به این صورت اتفاق بیفتد که یعنی در طول درمان تمام مسائل رفته کنار و برای همیشه این پرونده بسته میشه،یعنی درمان به بهترین روش بدون درد و خماری و مشکلات سقوط آزاد،و این درمان اتفاق می افتد.
و این دستور جلسه دقیقاً برای همین است که من ببینم با خودم چند چند هستم و کجای کار قرار دارم،اصولاً انسان با توجه به صفت فراموش کاری یا ناسپاسی که دارد قدر یک سری چیزها رو نمی داند،یعنی زمانی متوجه چیزی می شود که از دستش می دهد مثل سلامتی. در کنگره نعمت هایی به بنده داده شده که یک وقت هایی غرغر هم میکنم یا اصلاً بهش توجهی نمی کنم،یکی از این نعمت هایی که کنگره به من داده،همین سی دی ها و نوشتن ها است، یعنی آموزش رو داره رایگان در اختیار بنده می گذارد،آموزشی که میتواند من رو متحول کند و فلز وجودی من رو تغییر بدهد، چه کسی باورش می شد که یک روزی بتواند ازاعتیادش جدا بشود،در کنگره این کار انجام می شود،پرونده طوری بسته می شود که فلز وجودی من تغییر کرده است،من از مواد و آدم های مصرف کننده و از مکان های دوران مصرف فرار نمی کنم و دارم زندگی می کنم.
این فلز وجودی ما رو کنگره به معنای واقعی به طلا تبدیل می کند، این اتفاقی که برای بچه های کنگره می افتد،در پرتو همین آموزش هاست که در ابتدا بیماری اعتیاد است و بعد سیگار و اضافه وزن هستش که تمامی اینها به تعادل می رسد و انسان را گویی به مرحله ای می رساند که انسان های دیگر را دوست دارد و خدا شناس بشود،محبت بین انسان ها را متوجه بشود و درد و غم انسانها دغدغه اش هست و براش مهم است،این را شما کجای دنیا می توانید پیدا کنید.من هر وقت بیام توخلوتم با خودم حساب کنم که با کنگره چند چند هستم می بینم که روز به روز بدهکار تر هستم،چرا که هرآن چیزی که دارم از کنگره دارم، وقتی که برمی گردم به گذشته خودم که نگاه می کنم که من 9 سال قبل کجا بودم و در چه وضعیت و حال خرابی بودم،2 سال دوران طلایی مصرف مواد داشتم و 10 سال در پی ترک آن بودم.
این حال خوش و زنده بودن و نفس کشیدنم رو مدیون کنگره هستم و این نعمت هایی که کنگره به من داده یکی و دوتا نیست،یکی دیگر از نعمت های کنگره (( دیسپ )) است که من رو از بحران های متعدد از جمله کرونا و دیگر مسائل نجات داده، پاکسازی کبد که توسط دیسپ صورت گرفته شاید من هنوز قدرش رو آن طور که باید ندانم،بیدار شدن اول صبح و در پارک حضور داشتن کار راحتی نیست و این نعمت است که تک تک شما اینجا حضور دارید و خیلی ها آرزو می کنند که 5 صبح رو ببینند،و برای فرد مصرف کننده هم همینطور است،خود من هم 5 صبح رو از آن طرف می دیدم که تا آن ساعت بیدار بودم،به کنگره که آمدم اینها مفهوم پیدا کرد.
امیدوارم که قدر کنگره رو بیشتر بدانیم و اینکه من برای کنگره چیکار می توانم بکنم،خیلی کارها،در سفر اول سفرم را به درستی طی کنم و در سفر دوم خدمت گزار باشم و در مجموع رهجوی خوبی برای کنگره باشم در جهت اهداف کنگره 60 تلاش کنم.کنگره 60 من رو به تمام اهدافم رساند، اهداف شخصی خودم ، آرامش و آسایش وحال خوش و خانواده و سلامتی و عزت و اعتبار و شغل و همه چیز می خواستم؛ هرآن چیزی که از دست داده بودم رو میخواستم،که کنگره همه ی اینها رو به من داد.
خودم با خودم حساب کنم که من برای کنگره خیلی کارها می توانم بکنم،رهجوی خوبی باشم،به معنای واقعی کنگره ای باشم،می توانم بهای این حال خوشم را با خدمت کردن بدهم، و همیشه باید حواسم باشد که فراموش کار نباشم و بگم چی شد که به اینجا رسیدم و من کار سختی انجام ندادم،کار به ظاهر سخت ؛اما ساده .در رتو زشهای آقای مهندس متوجه شدم که آموزش هایم قطع نشود،اولش اجبار بود و بعدش با اختیار و با لذت،سی دی نوشتن،هر شب 10 دقیقه سی دی می نویسم وچند صفحه کتاب می خوانم،یکی خوابم درست شده زود می خوابم و زود بیدار می شم و یکی هم خدمت است که خداوند این توفیق را داده که در کنگره باشم و همین باعث حال خوش زندگیم شده و خیلی نعمت است این خدمت کردن که خداوند توفیق خدمت به بنده هاش رو به هر کسی نمیدهد و در پایان خیلی ممنونم از نگهبان و ایجنت محترم که اجازه دادند خدمت کنم در کنار شما وروز خوبی رو تجربه کنم.

تایپ: مسافر رضا نمایندگی امیرکبیر
بارگزاری: مسافر علیرضا نمایندگی امیرکبیر
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی پارک لاله
- تعداد بازدید از این مطلب :
77