English Version
This Site Is Available In English

بزرگ‌ترین کمک کنگره۶۰؛ آموزش‌های علمی و بالا بردن سطح جهان‌بینی

بزرگ‌ترین کمک کنگره۶۰؛ آموزش‌های علمی و بالا بردن سطح جهان‌بینی

همسفر سمیرا:
سپاسگزار خداوند بزرگ هستم که اذن ورود مرا به کنگره۶۰ عطا فرمود. از آقای مهندس و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر می‌کنم و قدردان زحمات راهنمایم همسفر سمیه، هستم. به نظر من، بزرگ‌ترین کمکی که کنگره۶۰ به ما می‌کند، فراهم کردن یک مکان امن است؛ زیرا اگر این فضا وجود نداشت، نه ما و نه مسافرانمان به درمان و حالِ خوب نمی‌رسیدیم. علمی و دانشی که در کنگره۶۰ می‌آموزم، حتی در دانشگاه‌ها نیز وجود ندارد. کنگره۶۰ به من آموخت چگونه می‌توانم در هر شرایطی بهتر، سالم‌تر و آگاهانه‌تر زندگی کنم. کنگره۶۰ نوع نگاه مرا نسبت به سختی‌ها و مسائل زندگی تغییر داده است؛ به‌گونه‌ای که با وجود برخی مشکلات و مسائل گذشته، اکنون می‌توانم با آرامش و آسایش مسیرم را ادامه دهم و با صبر و تلاش، در جست‌وجوی راه‌حل باشم. آموزش‌ها به من کمک کرد تا ریشه مسائل را در وجود خودم جست‌وجو کنم، نواقصم را بشناسم و برای برطرف کردن آن‌ها اقدام نمایم. کنگره۶۰ و جهان‌بینی کنگره۶۰، نخستین قدم را برای ما برداشتند و بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی، تمام آموزش‌های ارزشمند خود را از طریق استادان و راهنماهای عزیز در اختیار ما گذاشتند تا بتوانیم با این آموزش‌ها از تاریکی به سوی نور و روشنایی حرکت کنیم، اما کمک ما به کنگره۶۰ این است که پیش از هر چیز به حرمت‌ها و قوانین کنگره۶۰ احترام بگذاریم و فرمانبردار باشیم؛ به‌موقع در جلسات و لژیون‌ها حضور داشته باشیم، به صحبت‌های استاد و راهنما گوش دهیم، سی‌دی‌ها را به‌موقع بنویسیم، نظم و انضباط را رعایت کنیم، به همه اعضاء احترام بگذاریم و یکدیگر را دوست بداریم. همچنین از نظر مالی نیز کنگره۶۰ را حمایت کنیم. این موارد می‌تواند بزرگ‌ترین کمک ما به کنگره۶۰ باشد تا به‌عنوان یک خدمتگزار واقعی ایفاء نقش کنیم. هرچقدر هم که کمک کنیم، نمی‌توانیم جبران‌کننده آموزش‌ها و حمایت‌های ارزشمند کنگره۶۰ باشیم. درست است که به قول آقای مهندس، دِینی به گردن نداریم؛ اما من همواره خود را مدیون این مکان امن و مقدس می‌دانم و از خداوند می‌خواهم یاری‌ام کند تا بتوانم همیشه خدمتگزار کنگره۶۰ باشم.

همسفر لیلا:
خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که کنگره۶۰ را در مسیر من قرار داد تا بتوانم از این همه آموزش‌های ارزشمند کنگره۶۰ بهره‌مند شوم. به نظر من بزرگ‌ترین کمک کنگره۶۰ به من، آموزش‌های علمی و بالا بردن سطح جهان‌بینی است. با گوش دادن به سی‌دی‌ها، ذره‌ذره ضد‌ارزش‌ها را از وجود خودمان بیرون می‌کنیم و به صلح و آرامش می‌رسیم. حقیقتاً آموزش‌هایی که من در کنگره۶۰ دریافت کرده‌ام را در هیچ جای دیگری به این شکل ندیده‌ام. با آموزش‌های کنگره۶۰ توانستم کم‌کم نقطه تحمل خودم را بالا ببرم. با دیدن دوستانی که مسافرانشان از بند اعتیاد رها شده‌اند، امیدوار می‌شوم که مسافر من نیز روزی طعم این رهایی را بچشد. کمک من به کنگره۶۰ این است که هر کمکی را که از من خواسته می‌شود، چه کمک مالی و چه خدمت، با دیده منت و از روی عشق انجام دهم.

همسفر شکیبا:
در ابتدا هفته همسفر را به همسفر بزرگ، خانم آنی، تبریک می‌گویم. همچنین این هفته را به همه همسفران عزیز، به‌ویژه همسفران مهربان شعبه اسبیکو، صمیمانه تبریک عرض می‌کنم. نام «همسفر» در نگاه اول برای ما به معنای کسی است که در کنار یک مصرف‌کننده می‌ماند تا سفر اول را به‌درستی پیش ببرد؛ اما اگر هر یک از ما همسفران کمی به خودمان فکر کنیم، متوجه می‌شویم که برای زندگی، برای حالِ خوب و برای یادآوری همه چیزهایی که فراموش کرده‌ایم، بیش از مسافرانمان به این سفر و این آموزش‌ها نیاز داریم. در نهایت، خدای بزرگ را شاکر هستم بابت بودنم در این مکان مقدس و از آقای مهندس، به‌خاطر زحمات ارزشمندشان برای کنگره۶۰، قدردانی و تشکر می‌کنم. همچنین از مسافر رضا بابت بنیاد نهادن شعبه اسبیکو سپاسگزارم؛ چراکه نوری را در زندگی من روشن کردند که مطمئن نبودم در صورت نبود کنگره۶۰ طی سال‌ها بتوانم به آن دست پیدا کنم.

همسفر فاطمه (خ):

من با حالی خراب و ناامیدی مطلق که فقط آرزوی مرگ داشتم و خودم و مسافرم در ظلمت و تاریکی فرو رفته بودیم وارد کنگره شدم، اگر به سه سال پیشِ و امروزِ خودم نگاه کنم، می‌بینم چه تغییرات بزرگی رخ داده است؛ این‌که چه اتفاقی افتاده است که این‌همه تغییر در من و مسافرم ایجاد شده و به آرامش و حالِ خوش رسیده‌ایم، فقط و فقط مدیون کنگره۶۰ و آقای مهندس هستیم. قبل از آشنایی با کنگره۶۰ مسیرهای زیادی را رفتیم و جاهای مختلفی را تجربه کردیم، اما چون راه را بیراهه می‌رفتیم، متأسفانه هر بار بعد از چند روز با خماری شدیدتر و حالِ خراب‌تر روبه‌رو می‌شدیم؛ چراکه هیچ شناختی از اعتیاد نداشتیم. در اواخر به این باور رسیده بودم که باید تا آخر عمر با فردی مصرف‌کننده که هیچ راهی برای درمانش نیست، با ناامیدی زندگی کنم، تا این‌که مسیر کنگره۶۰ برایمان باز شد. کنگره۶۰ به من و خانواده‌ام عشق و زندگی، آرامش و آسایش را هدیه داد. مسافری را به من بازگرداند که ترس از دست دادنش هر روز عذابم می‌داد. مهربانی، گذشتِ بدون چشم‌داشت که زیباترین هدیه خداوند است و این آموزش که هیچ‌چیز را نباید بی‌حد خرج کرد و همه‌چیز باید بر پایه اعتدال باشد، به من آموخته شد. کنگره۶۰ به من این نوید را داد که من لایق هستم؛ این‌که ابتدا باید برای خودم بهترین باشم تا بتوانم دیگران را دوست داشته باشم و دستی را بگیرم. اول باید به خودم تکیه کنم. من همان کسی هستم که خداوند با تمام عشقش آفریده است؛ کامل و بی‌نیاز از هرگونه تأیید دیگران که اگر قدمی برای کسی برمی‌دارم، باید کاملاً بدون قید و شرط باشد تا زندگی زیباتر شود. آموختم بعضی چیزها را باید رها کرد؛ زخم‌هایی را که در گذشته خورده‌ام دوباره مرور نکنم؛ خودم و دیگران را ببخشم، به‌ویژه مسافرم را، تا دلم سبک شود. وقتی دل سبک باشد، راه برای آرامش عمیق و روزهای روشن باز می‌شود. پس هر زمان که خسته می‌شوم، به یاد می‌آورم که خدا همیشه همراه من است؛ همان کسی که قلبم را می‌بیند و بی‌صدا پاداش صبوری‌هایم را می‌دهد. کنگره۶۰ شد پاداش تمام صبوری‌هایم و راه برایم باز شد. کنگره۶۰ مسافرم را به من هدیه داد؛ کسی که از جانم عزیزتر است. این همه تغییر و آرامش را با هیچ‌چیز نمی‌توانم جبران کنم. کنگره۶۰ خانواده‌ام را به من بازگرداند؛ چراکه اگر در این مسیر قرار نمی‌گرفتیم، معلوم نبود چه بلایی بر سر زندگی‌مان می‌آمد. پس خداوند را سپاسگزارم برای وجود آقای مهندس و اعضاء کنگره۶۰. این همه لطف با هیچ کاری قابل جبران نیست. به نظر من، کمک به کنگره۶۰؛ یعنی در مسیر بمانی، قدردان باشی؛ چه به‌صورت مادی و چه معنوی و با فرمانبرداری و خدمت، آموزش بگیری و خدمت کنی.

رابط خبری: همسفر مریم(د) رهجو راهنما همسفر سمیه(لژیون اول)
ویرایش: همسفر زینب رهجو راهنما همسفر مریم(لژیون اول)
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اسبیکو خرم‌آباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .