English Version
This Site Is Available In English

جهان‌بینی نگاه ما را به جهان تغییر داد

جهان‌بینی نگاه ما را به جهان تغییر داد

همسفر طیبه:

قرار گرفتن این دستور‌جلسه در بین دستور‌جلسات مختلف کنگره۶۰، برای این است که من فراموش نکنم با چه حالی و در چه وضعیتی به کنگره آمدم و الآن با آموزش‌های کنگره۶۰ در چه حالی هستم.

کمک کنگره‌۶۰ به من، برای این بود تا راه و رسم زندگی کردن را یاد بگیرم، نقطه تحمل خود را بالا ببرم و یاد بگیرم زندگی یک گذرگاه است که در این گذرگاه باید محصول خوب کاشت تا برداشت هم خوب باشد.

در این مسیر، تلاش کنم ناامیدی را کنار بگذارم، به زندگی و آینده امید داشته باشم و در لحظه زندگی کنم.

اگر بخواهم کمک‌های کنگره۶۰ را بگویم، بی‌نهایت است و امیدوارم بتوانم آن‌ها را برای خودشناسی و آگاه کردن دیگرانی که خواستار کمک هستند به کار ببرم و آموزش‌ها را در زندگی خود کاربردی کنم.

و اما کمک من به کنگره۶۰ که البته در هیچ صورتی جبران کمک‌های کنگره به من نمی‌شود؛ ولی می‌توانم فرمانبردار باشم، نظم و انضباط داشته باشم، کمک مالی کنم تا بتوانم یک خدمتگزار واقعی برای کنگره۶۰ باشم تا ان‌شاءالله کنگره جهانی شود و تمام انسان‌های نیازمند و دردمند که من هم روزی مانند آن‌ها بودم، به آرامش برسند.

همسفر نرگس:

سلام و درود خداوند بر بنیان‌گذار جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰،  مهندس حسین دژاکام و همراهان ایشان باد.

نمی‌دانم از کجا شروع کنم؛ چون هر‌چه می‌اندیشم و به درون و بیرون خود می‌نگرم، تفاوت‌های زیادی، قبل از ورود به کنگره و بعد از آن، در خود می‌بینم. من خود را بسیار خرسند و خوشبخت می‌بینم و خداوند بزرگ را شاکرم که اذن ورود مرا به هر دلیل به این مکان صادر کرد.

واقعاً زبان، از بیان کمک‌های کنگره به من قاصر است و شاید بتوانم بخشی از آن‌ها را بیان کنم.

یکی از کمک‌های کنگره۶۰ به من؛ این بود که بتوانم از دنیای تاریک، ساکن و بیهودگی خود خارج شوم و به اعتماد به نفس و راه مستقیم و کلام درست دست پیدا کنم.

واقعاً روزهای قبل از کنگره، روزهای تکراری و بی‌رنگی برای من بود؛ ولی الان صبح به صبح با اشتیاق بیدار می‌شوم و شکرگذار خداوند هستم که یک روز دیگر فرصت زندگی به من عطا کرد تا بتوانم با افتخار خدمت کنم.

کنگره‌۶۰، خدمت کردن را  به من آموخت؛ چون با این کار، اول به خود خدمت می‌کنم و آرامش و انرژی که از آن می‌گیرم، تا به حال در هیچ کاری تجربه نکرده بودم.

مسئله بعدی؛ بخشیدن بود که اگر بگویم آرامش و انرژی آن بیشتر از خدمت کردن است، اشتباه نگفته‌ام. من آموختم بدون انتظار ببخشم؛ زیرا خداوند سریع الحساب است.

چه‌قدر بخشیدن، لذت دارد. لذت بخشش؛ هم از نظر مالی، هم معنوی و هم در معنای گذشت کردن است. همه‌ به نوبه خود زیبا هستند؛ انگار به خدای خود و آن روح پاک درونت نزدیک‌تر می‌شوی و حاضر نیستی این لذت و آرامش را با هیچ چیز عوض کنی.

من، خود و انرژی‌های مثبت درون خود را شناختم و توانستم از ضد ارزش‌ها، بدی‌ها و پلیدی‌ها فاصله بگیرم. در مقابل، کمک من به کنگره۶۰ این است؛ که حرمت کنگره را همیشه حفظ کنم و در راستای اهداف کنگره تلاش کنم و یکی از پرچم‌داران صالح آن باشم؛ ولی به نظر من، هر کاری انجام دهم، نمی‌توانم جوابگوی کمک‌های کنگره‌۶۰ باشم.

امیدوارم بتوانم قطره‌ای از این دریای بیکران باشم.

همسفر فاطمه:

دستور جلسات و موضوعاتی که در جلسات آموزشی کنگره برای ما گفته می‌شود، مانند میخ است و برای این‌که در دیوار محکم شود، باید ضربات چکش تکرار شود و آرام آرام و ذره ذره ثابت شود.

انسان در کل، موجودی فراموش‌کار است. این تکرارها برای همین است که فراموش نکنیم در گذشته کجا بودیم، چه حال و روزی داشتیم، چه کسانی دست ما را گرفتند و راه را به ما نشان دادند و چه کسانی از علم، دانش  وقت و ثروت خود صرف کردند تا یک نفر به آرامش برسد.

قبل از کنگره، اعتیاد برای من بزرگترین و زجرآورترین مشکل بود. الان بعد از چند سال حضور و آموزش‌های کنگره، به این باور رسیدم که کوچکترین مشکل من اعتیاد بوده است و مشکل اصلی؛ گره‌ها، تاریکی‌ها و مشکلاتی بوده که من اصلاً آنها را نمی‌دیدم.

بزرگترین کمک کنگره این بود که به من یاد داد چه‌طور زندگی کنم. یاد گرفتم با مشکلات نجنگم و راه حل آنها را پیدا کنم. یاد گرفتم می‌توانم با کمک عقل و نزدیک شدن به فرمان آن، حتی از مشکلات بزرگ هم آموزش و درس بگیرم و در عین حال آرامش داشته باشم.

اما من چه کمکی می‌توانم به کنگره بکنم؟ در مقابل زندگی و جان دوباره که به من داده شد، کمک من، مثل خدمت یک قطره در مقابل دریا است. وقتی کنگره همه چیز وجودم را، از درست خوابیدن، درست غذا خوردن، تربیت فرزند، جسم سالم، روان و ذهن سالم به من داده و کلاً چراغ راه من شده است، کمک من خیلی ناچیز است.

درست است که من توانایی ندارم تمام کمک‌های کنگره را جبران کنم، ولی باید کافر نباشم و به اندازه‌ توان خود، قدمی برای کنگره بردارم.

اولین قدم من برای کمک به کنگره۶۰؛ همین است که نعمت‌ها و کمک‌های آن را ببینم و در قلب خود حس قدرشناسی نسبت به کنگره‌۶۰، بنیان کنگره، مهندس حسین دژاکام و خدمتگزاران آن داشته باشم.

قدم بعدی این است که حتماً به صورت عملی در صدد جبران این کمک‌ها باشم. کسی که با خواسته قلبی به دنبال کمک به کنگره باشد، از در که وارد می‌شود، بستر برایش مهیا است؛ از لبخند و انرژی دادن به انسان‌های دردمند تا جارو کردن، کمک به سبد، نوشتن دلنوشته، مشارکت کردن و انتقال آموزش، خدمت کردن، شرکت در لژیون‌های مالی و موارد دیگر.

نکته بسیار مهم در این دستور جلسه این است که خداوند اجازه و لیاقت خدمت کردن را به هر کس نمی‌دهد. امیدوارم این بند عشق، ناگسستنی و خدمات، عاشقانه و بی‌حاشیه باشد؛ چون ما به کنگره بدهکاریم و انجام عمل سالم، مهم‌ترین چیز است.

همسفر نجمه:

من فکر می‌کنم کنگره‌۶۰ قبل از ورود ما به این مکان، کمک به من را شروع کرده بود. با به وجود آمدن کنگره‌۶۰ و با آموزش‌ها، پیشرفت‌ها و ماندگاری‌ آن، راه برای ما باز شد.

با ورود ما به کنگره‌۶۰، جهان‌بینی‌، نگاه ما را به جهان تغییر داد و با آموزش‌های ناب، ما را از ظلمت‌ها به سمت نور، از نادانی‌ها به سمت تفکر و دانایی و از همه مهم‌تر، از نگرانی‌ها و دلهره‌ها به آسایش و آرامش هدایت کرد.

کنگره‌۶۰، عشق و محبت را با چهارده وادی‌ برای من پررنگ و عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را برای ما آسان کرد.

کنگره‌۶۰، با ایجاد امکان خدمت؛ هم از نظر مالی و هم جایگاه، در واقع باز هم به ما خدمت کرد؛ زیرا به نظر من با این‌که در ظاهر، ما کاری انجام می‌دهیم؛ اما در واقع با انجام خدماتی هر چند کوچک در این مکان مقدس، باز هم راه‌های دیگری در جهت آرامش و پیشرفت برای ما باز می‌شود.

امیدوارم قدر این همه کمک و خدمت را بدانم و هیچ‌گاه آرامشی را که در سایه‌ کنگره به دست آورده‌ام، فراموش نکنم و تا همیشه لیاقت شکرگزاری و خدمت در برابر این همه نعمت را داشته باشم.

رابط خبری: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر زهرا(لژیون بیست‌وچهارم)
عکس: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شیخ‌بهایی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .