English Version
This Site Is Available In English

تغییر و تبدیلات

تغییر و تبدیلات

ضمن خیرمقدم خدمت شما خانم شانی دژاكام، حضور شما در روز جشن همسفر برای ما ارزشمند است.

اگر بخواهيد حس و حال امروزتان را توصيف كنيد چه می‌گوييد؟

خوشحال بودم به نمایندگی لواسان آمدم. با محبت، حس خوب و دوست داشتنی بود.

جايگاه مسئوليت‌های شما دقيقاً چه‌طور است و چه‌طور‌ روزتان می‌گذرد؟

سخت‌ترین سؤالی بود که کسی می‌توانست از من بپرسد. هر کاری که از دستم بر بیاید را انجام می‌دهم؛ چون خانه ما مانند خط مقدم می‌ماند، از نظر من همه خانه‌ها مانند خط مقدم است، خدا را شکر، در نهایت همکاری پدر و امین جان که این اجازه‌ را دادند برای این بخش یک اتفاق خوبی بیفتد. تجربه‌ای که من داشته‌ام این است که یک موقعی انسان نشسته و می‌گوید خب یک پرستار بگیرم یا بچه را به پرستار بدهیم و آشپز برایمان آشپزی کند نیست؛ واقعاً تا خودتان کار نکرده باشید تا حداقل ۴۰ یا ۵۰ دفعه سرویس بهداشتی را نشسته باشید نمی‌توانید خانه را بدهید دست کسی که سرویس بهداشتی آن را بشوید؛ چون کار خانه به چشم خودت هم کور است و کسی که در کار خانه یا در خانه است می‌فهمد و بعد به تبعیت از آن خب کار اینستاگرام، کار دفتر و بعد فعالیت‌های هنری‌، ادامه تحصیل خودت و مسائل شخصی خودت ارتباطات و در نهایت با همه بالا و پایین‌ها خوش می‌گذرد و باید بگذرد؛ چون راز زندگی به قول پدر در زندگی کردن است.

اگر بخواهید خود قبل از کنگره و بعد از کنگره را مقایسه کنید مهم‌ترین تفاوت چیست؟

این سؤال غلط است. ما قبل و بعد از کنگره نداریم. از چه نظر می‌گویم غلط است به قول پدر که می‌گویند ما صفر و یک کنگره شده‌ایم مثل این‌که به ماهی بگویی قبل و بعد که در آب بودی چه بودی؟ فکر کنم برای افرادی که به کنگره می‌آیند و بعد از چند سال تغییرات اساسی در خود و خانواده می‌بینند بیشتر صادق است. من در آب بودم و قبل و بعد از آن برایم قابل وصف نیست. یک فرایند خیلی نرم در ۲۷ سال رخ داده است؛ انگار در یک جریان در آب به اقیانوس رسیده‌ای و تغییرات دما و امواج قوی آب‌ها و عمق، تو را در یک فرایند متفاوت قرار می‌دهد و دائماً در حال تفکر و دریافت و آماده تغییرات هستی.

از دید شما چالش یک‌ همسفر در مسیر درمان چیست؟

مهم‌ترین چالش یک همسفر در مسیر درمان این است که وقتی می‌آید اول باید بفهمد که برای خودش می‌آید، بعد که فهمید برای خودش‌ می‌آید دچار خودخواهی نشود، منحرف نشود، بعد که از خودخواهی عبور کرد، دچار ناامیدی نشود بعد که همه این مسیر را آمد هر نتیجه‌ای در زندگی‌اش حاصل شد یا حتی وقتی رخداد بدی برای او رقم‌ خورد کل رخدادها و کل آموزش‌ها و فرایند تغییر خودش را زیر سؤال نبرد، فکر می‌کنم حداقل چالش باشد. این که بپذیری در مهد هستی و همیشه تا آخر آن آموزش، دریافت، اجرا، گذشت، تغییر و تبدیلات است.

اگر یک همسفر تازه‌وارد در مقابل شما باشد مهم‌ترین جمله‌ایی که به او‌ می‌گویید چیست؟

به او می‌گویم دنبال چه چیزی می‌گردی؟ واقعاً می‌پرسم که دنبال چه می‌گردی؟ حال خوش پسرت را می‌خواهی؟ حال خوش همسرت را می‌خواهی؟ خب این‌ها حالشان خوب شد بعد چی، معمولاً جوابی که می‌گیری این است که آن‌ها خوب باشند من هم خوب‌ هستم. اگر‌ آن‌ها خوب شدند و تو خوب نشدی چی؟ تو تازه دردهایت زد بیرون چی، تو تازه زمان‌هایی که از دست دادی، پیر شدی چی، زمان که رفت، لذت‌هایی که خورد شد چی؟ این‌ها زد بیرون چی؟ آن موقع می‌گویم اگر می‌آیی برای خودت بیا تا برای سنگری که جنگیدی تا کودکانه‌ها و عاشقانه‌ها را حفظ کنی و حفظ کردی، الآن باید برای جشن خودت را مهیا کنی تا از گذشت‌هایت بگذری و آموخته‌های خودت را که به رنج از نوعی دیگر بها داده‌ای، به گنج تبدیل کنی و به نسل بعدی بدهی، نسلی که از عاشقانه‌ها و کودکانه‌ها و یک بستنی را سه نفری خوردن محروم بوده که بداند چه نیرویی دارد. احساس همه با هم بودن برای جریان قدرتمند زندگی و ساختن.

کلام آخر:

ممنون از فضای گرم و پر محبت شعبه لواسان، امیدوارم هر چه زودتر اینجا تمام ساکنین لواسان باشند و جایی برای ما مرکز نشین‌ها نباشد.

مصاحبه کننده: همسفر ملیکا رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی لواسان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .