برداشت از سیدی شاخ گاو:
در این سیدی استاد میفرمایند؛ از اینکه به سفر میروید خوشحال باشید سفر همیشه خوب است و برای کسب تجربه بهترین راه میباشد، مانند هر سفر دیگر خواه در عرض زمین باشد یا در سماء، انسان همیشه در طول تکامل یک مسافر است؛ ولی خود به آن آگاهی ندارد ولی شما اکنون میدانید زندگی و حیات در طول سفر اتفاق میافتد چون عازم سفر بودید و خواستیم در این معقوله هم سخنی گفته باشیم به همین سبب رکود بر هیچ موجودی جایز نیست و ارتقا در حرکت شکل میگیرد.
اولین مطلبی که آقای مهندس در این سیدی بیان میکند این است که برای انسان سختیهای متداولی پیش میآید، و سختیهای پشت سر هم که باعث میشود انسان دیگر از تکرار این سختیها و از تکرار این مشکلات به خنده بیفتد
شعری از وثوقالدوله؛
چون بد آید هرچه آید بد شود،
یک بلا ده گردد و ۱۰ صد شود
آتش از گرمی فتد مهر از فروغ،
فلسفه باطل شود منطق دروغ
پهلوانی را به غلطاند خسی،
پشهای غالب شود بر کرکسی
کور گردد چشم عاقل کنجکاو،
بشکند گردونهای را شاخ گاو
آن یکی چون مرغ پرت بر اسیر،
درنوردت شش جهت را رو زیر
نه بلا وامی برایش افکند،
نه کمند حادثه بر وی تند
آن یکی آهسته پیماید لهی،
لغزدش پایی بیفتد در چهی
خاک آن را نیشکر بار آورد،
خاک این را حنظلو خار آورد
آقای مهندس میفرماید؛ وقتی یک مشکل را حل میکنی مشکل بعدی میآید،بعدی و بعدی مشکلات متعدد پشت هم میآید و در این شعر وثوقالدوله میخواهد همین را بیان کند که مشکلات متعدد وقتی به انسان روی میآورد به سه علت این مشکلات و این بلاها به انسان وارد میشود، بلاهایی که در زندگی انسان است، یا تقدیر انسان است، یا امتحان و یا آموزش، از این سه معقوله به دور نیست. استاد در اینجا میفرمایند؛ که با کسی شریک نشوید اگر میخواهید در روابط خود، در فامیلی خودتان باقی بمانید و روابط و دوستی باقی بماند با هم شراکت نکنید، اگر هم میکنید حتماً حساب و کتاب آن را داشته باشید.
هر سفری یک کسب است و کسبی دارد برای هر انسانی و انسان در طول تکامل خودش مسافر است و شما اکنون کاملاً میدانید که زندگی و حیات در طول سفر اتفاق میافتد، زندگی و مرگ در طول سفر اتفاق میافتد، به وجود میآید و تولد تا مرگ یک ایستگاه است که طی میکنیم. رکود بر هیچ انسانی جایز نیست، انسان همیشه باید در حال حرکت باشد در هر مشکلی که قرار میگیرد هر اتفاقی که در زندگی او اتفاق میافتد، باید در حرکت باشد تا ارتقا شکل بگیرد. چون ارتقا در حرکت به وجود میآید.
ما آنچه انجام دهیم یا ندهیم در امتداد حیات هیچ تغییری حاصل نمیشود، اگر ما حرکت کنیم یا نکنیم خورشید طلوع میکند و غروب میکند. اگر ما در حرکت نباشیم و سکون داشته باشیم باز فصلها عوض میشود و حیات ادامه دارد، اگر تمامی انسانها جمع شوند و بخواهند که یک ذره به سرعت چرخش زمین به دور خورشید اضافه کنند نمیتوانند، و حرکت کردن و تلاش کردن را در همه موارد از فرامین الهی میدانیم. فرامین الهی یعنی؛ همان قانونی که بر هستی حاکم است. یعنی آنچه بر این سیستم حکم فرماست و باید بدانیم که به نتیجه رساندن بعضی از مسائل در زندگی ما جزو وظایف ماست و ناامیدی مال شیطان است، در هر شرایطی در هر سختی باید امیدوار بود، چون پایان شب سیاه سپید است.
نکته مهم دیگری از این سیدی برداشت کردم توجه به همسفران بیرونی و درونی است. همسفر نامناسب میتواند انسان را از مسیر رشد دور کند و در درون هر انسان نیز دو نیرو همواره در حال کشمکشاند، یکی دعوت کند به نیکی و دیگری سوق دهد به زشتی، تقویت آگاهی، ایمان و بینش درونی کمک میکند تا انتخابهای درستتری داشته باشیم و اسیر نیروهای تخریبگر نشویم.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه
رابطخبری: همسفر ساحره رهجوی راهنما همسفر لیلا( لژیون اول)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا( لژیون اول)
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
76