جلسه چهاردهم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی صادق قم، با استادی همسفر احمد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر علی با دستور هفته همسفر" پنجشنبه 11 دی ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگذارم که در این مکان مقدس حضور دارم و از مشارکت دوستان آموزش میگیرم.
هفته همسفر را به تمام همسفران شعبه های کنگره 60 به خصوص به آقای مهندس و خانم آنی بزرگوار و خانم شانی و اقای دکتر امین تبریک عرض مینمایم و خداوند را هزاران بار شاکر هستم بابت نعمت کنگره 60.
درخصوص نقش همسفر در کتاب 60 درجه اشاره به این موضوع دارد و آقای مهندس به همسفر محترمشان میفرمایند که 72 ساعت است مصرف نکرده ام، خانم آنی از خوشحالی جیغ و فریاد و گریه خوشحالی کردند.
تشکر می کنم از راهنمای خودم علی آقا که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و تشکر میکنم از راهنمای مسافرم آقا مهدی و حال خوش امروزم را مدیون زحمات این بزرگواران هستم و از آقا مجتبی راهنمای ویلیام مسافرم خیلی خیلی تشکر میکنم و یک خداقوت و خسته نباشید عرض میکنم خدمت اقا علیرضا ایجنت قبلی شعبه و تبریک عرض میکنم خدمت آقا هاشم ایجنت محترم جدید شعبه.
دستور جلسه: هفته همسفر
یک بزرگواری قصه ی نقل می کند که در کنار خیابان به من کمک کنید که سرمایه ام آب میشود و همسفر زمانیکه مسافرش را در آن حالت می بیند و سرمایه اش در حال آب شدن است و هیچ کاری از دستش بر نمی آید.
درخصوص نقش همسفر آقا مهران خیلی خوب فرمودند کسانی که همسفر دارند به صورت وی آی پی سفر می کنند شاید من همسفر درک درستی از موضوع جسم و روان مسافر نداشته باشم.
بهترین تشکر یک مسافر از همسفر خودش حالخوب مسافرش می باشد.
یک خاطره ای در مورد مسافرم اگر بخواهد بگویم و معجزه کنگره و آموزش هایش روی من اثر داشت و اگر حال و دل خودم را بخواهم بیان کنم. زمان مصرف مسافرم یک روز به شهر تهران میرفتیم با سرعت ۱۲۰ کیلومتر در ساعت با ماشین میرفتم به علی گفتم علی جان چرا مصرف میکنی مگر بچه نداری همسر نداری به دنبال چه هستی و به کجا میخواهی برسی آنقدر جسم و روان مسافرم تخریب خورده بود که در جواب به من گفت داستان آن حیوان را شنیدهای که خودش را انداخت در چاه پرسیدن چرا این کار را کردهای در جواب گفت میخواستم به صاحبم ضرر بزنم من هم میخواستم جلوه اجتماعی تو را زیر سوال ببرم در جواب به او گفتم زن و بچه چه گناهی کردند گفت یادت است زمان مدرسه با شلنگ من را میزدی.
اگر من آموزش های کنگره را نداشتم و آن زبان مشترک که آقای مهندس اشاره میکنند رسیدم. خداوند را شاکر و سپاسگزارم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید متشکرم.
تایپ خبر: مسافر بهزاد لژیون هفتم و مسافر حمزه لژیون چهارم
عکاس: مسافر علی اصغر
ارسال خبر: همسفر امیرمحمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
120