English Version
This Site Is Available In English

منِ همسفر، چه آقا و چه خانم، به‌عنوان بال و پرواز، با تخریب‌های عمیق‌تری وارد می‌شوم

منِ همسفر، چه آقا و چه خانم، به‌عنوان بال و پرواز، با تخریب‌های عمیق‌تری وارد می‌شوم

 سومین جلسه از دور اول سری جلسات خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی همسفر جعفر، استادی راهنمای محترم تازه واردین همسفر الیاس و دبیری همسفر مهدی با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز پنجشنبه یازدهم دی‌ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۷ آغاز گردید.
 

 خلاصه سخنان استاد:
 سلام دوستان، الیاس هستم، یک همسفر.
 خیلی ممنونم از گروه مرزبانی و ایجنت محترم که امروز به ما همسفران آقا اجازه دادند در این جایگاه، به‌عنوان خدمتگزار، در خدمت شما عزیزان باشیم و انرژی دریافت کنیم.
 اگر بخواهم صادقانه عرض کنم، استرسی که از قبل هم داشتم، اینجا برای من دوبرابر شد؛ اگر احیاناً صحبت یا جمله‌ای از من خارج از چهارچوب بود، از همین‌جا عذرخواهی می‌کنم.
 در مورد همسفران آقا عرض کنم که همسفران آقا در مشهد سال ۱۳۹۹ توسط آقای مصطفی دایر شد و به رسمیت پیوست. عزیزانی که همسفر بالای ۱۸ سال دارند، چه به‌عنوان پدر، فرزند یا اقوام درجه یک، دو یا سه، می‌توانند روزهای شنبه یا پنج‌شنبه از ساعت 17 تا 20  در جلسات حضور داشته باشند.
 جلسات همسفران آقا طبق روال جلسات مسافران برقرار است؛ راهنما ، مرزبان و ایجنت داریم و همان قوانینی که در اینجا اجرا می‌شود، عیناً آنجا هم اجرا می‌گردد.
 من ترجیح می‌دهم در ابتدا از تجربه شخصی خودم کمتر صحبت کنم و بیشتر از مشارکت‌های شما عزیزان استفاده کنم.
 اوایل که وارد کنگره شدم، به ما می‌گفتند شما بال و پرواز مسافرتان هستید؛ اما وقتی وارد کنگره شدم، متوجه شدم که چه تخریب‌هایی دارم؛ حتی گاهی بیشتر از مسافرم.
 مسافر شاید فقط به‌عنوان مصرف‌کننده وارد کنگره شده باشد، اما منِ همسفر، چه آقا و چه خانم، به‌عنوان بال و پرواز، با تخریب‌های عمیق‌تری وارد می‌شوم؛ افسردگی، حالِ خراب و ناتوانی در رفتار درست در جامعه.
 پدر من مصرف‌کننده بود و بسیاری از تخریب‌ها را در خانه تجربه کرده بودم؛ عصبانیت‌ها و رفتارهایی که روی من اثر گذاشته بود. وقتی می‌خواستم در جامعه رفتار کنم، با همان الگوها جلو می‌رفتم و طبیعتاً جامعه هم مرا نمی‌پذیرفت و این برایم بسیار سخت بود، اما کنگره این را به من آموخت که زندگی چگونه است.

 من قبل از ورود به کنگره، اصلاً یک «الیاسِ» دیگر بودم؛ در جهانی کاملاً متفاوت زندگی می‌کردم، حتی گاهی دوست داشتم زودتر زندگی‌ام تمام شود. به جایی رسیده بودم که دیگر تحمل شرایط خانه را نداشتم؛ نه برای خودم، نه برای مادرم. شرایط واقعاً فاجعه‌بار بود.
 خدا را شکر که کنگره در مسیر زندگی من و خانواده‌ام قرار گرفت. کنگره به من زندگی آموخت، نظم آموخت، جهان‌بینی آموخت، درست رفتارکردن و قدردانی‌کردن را آموخت و من واقعاً خودم را مدیون کنگره می‌دانم.

 همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند، هرچقدر هم که ما پرداخت کنیم، باز هم ما به کنگره بدهکار هستیم.
 در پایان، برای مسافرانی که تازه‌وارد این مسیر شده‌اند آرزو می‌کنم هرچه زودتر سفر اولشان را به‌سلامت به پایان برسانند، به سفر دوم برسند و آن حالِ خوش واقعی را در زندگی‌شان تجربه کنند.
 روز پدر را هم خدمت همه عزیزان تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم همان‌طور که شما پاکت محبت را به هم‌سفرانتان می‌دهید، همسفران عزیز نیز در عمل و رفتار، همراه و پشتیبان شما باشند.
 سپاسگزارم از توجه شما.

 

 تصویربردار: مسافر ابوالفضل لژیون پنجم
تایپ و ویرایش:مسافر محسن لژیون دوم
ارسال خبر: مسافر مصطفی لژیون یکم
مرزبان خبری:مسافر علی
نمایندگی علی عصارزاده

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .