چهارمین جلسه از دوره دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقای نمایندگی ستارخان با استادی راهنمای محترم همسفر حبیب الله ، نگهبانی راهنمای محترم همسفر علی و دبیری راهنمای محترم همسفر امیرد با دستور جلسه " هفته همسفر" پنجشنبه یازدهم دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم که توفیق حضور در جمع دوستان و شعبه ستارخان را به من ارزانی داشت. امروز، یازدهم دیماه ۱۴۰۲، در هفتهای که به نام «همسفر» مزین شده، در کنار شما هستم. در این جمع، اکثریت ما همسفر هستیم؛ همدردانی که باید تا حد امکان یار و یاور یکدیگر باشیم. حقیقت این است که حالِ کسی که هنوز قدم به این محیط نگذاشته، بهمراتب خرابتر از کسانی است که اکنون در این فضا نفس میکشند. ما که طعم آرامش و تجربه این مسیر را چشیدهایم، وظیفه داریم این حس خوب را با دیگران به اشتراک بگذاریم.
اولین و حیاتیترین گام در درمان، اصلاح زاویه دید ماست. وقتی در خانوادهای فردی گرفتار اعتیاد میشود، فارغ از دلایل آن، باید منطقی برخورد کنیم. منطقی که در کنگره آموختهایم حکم میکند به فرد مصرفکننده به چشم یک «بیمار» نگاه کنیم. اگر او را فردی بیمسئولیت، بیغیرت یا خوشگذران بدانیم که دنبال کیف و لذت خودش است، کار خراب میشود و به بنبست میرسیم. اما اگر بپذیریم که او بیمار است، راه برای ادامه مسیر هموار میگردد.
وقتی خداوند توفیق داد و وارد این محیط شدیم، دیگر نقش ما تعریف میشود: ما در کنار مسافر، راهی سفری مشترک هستیم. او رانندگی میکند و من به عنوان همسفر در کنارش نشستهام. حال سؤال اینجاست: من باید چه کنم تا این سفر با کمترین آسیب و به خیر و خوشی به مقصد برسد؟
وظیفه همسفر بسیار خطیر است. من برای ایفای صحیح این نقش، نسخهای دارم که شبیه به داروهای ترکیبی داروخانههاست؛ همان معجونهایی که دکتر دستور ساختش را میدهد و چند ماده مختلف با هم ترکیب میشوند تا اثرگذار باشند. اگر همسفر میخواهد واقعاً کمککننده باشد و «بال» پرواز مسافر شود نه «وبال» گردن او، باید این معجون پنجگانه را تهیه و مصرف کند. این دارو ابتدا حال خودِ همسفر را خوب میکند و سپس این حالِ خوب، بر مسافر تأثیر مثبت میگذارد.
ماده اول: ایمان به مسیر
اولین و مهمترین جزء این معجون، «ایمان» است. نمیخواهم وارد مباحث پیچیده شوم؛ منظورم حداقلِ ایمان به کنگره و صحتِ راهِ آن است. اگر همسفر اعتقاد قلبی نداشته باشد و با خود بگوید «اینها الکی میگویند و فایدهای ندارد»، حتی اگر صد جلسه هم بیاید، بیثمر است. همسفری که به درستیِ این مسیر باور ندارد، بهتر است وقت خود را تلف نکند و نیاید. شرط اول قدم آن است که بدانی این راه درست است و به نتیجه میرسد.
ماده دوم: صبر و پرهیز از عجله
داروی دوم که باید در کنار ایمان قرار گیرد، «صبر» است. نباید عجله کرد. به قول آقای مهندس، این تخریب یکهفتهای به وجود نیامده که یکهفتهای هم درمان شود. مدتی طول کشیده تا بیماری شکل گرفته، پس شاید باید زمانی بیشتر از آن صرف کرد تا اصلاح شود. در کنگره یاد میگیریم که حتی در صبر کردن هم نباید بیصبری کنیم؛ باید آرام و صبور باشیم.
ماده سوم: حضور مرتب و بیوقفه
سومین وظیفه یا جزء این ترکیب شفابخش، حضور مرتب و مستمر در جلسات آموزشی است. این را از روی تجربه میگویم؛ در روز و ساعتی که جلسه برگزار میشود، تمام کارهای دیگر باید تعطیل شوند. قدیمیها مثالی داشتند و میگفتند کار را فقط زمانی تعطیل کنید که جنازهای روی زمین مانده باشد؛ غیر از موارد اضطراریِ اینچنینی، غیبت جایز نیست. فرقی نمیکند هفتهای دو روز است یا چهار روز؛ همسفر باید در تمام جلسات اعلامشده حاضر باشد.
ماده چهارم: اطاعت از راهنما
جزء چهارم، «اطاعت محض» از راهنماست. در ادبیات کنگره اصطلاحی داریم که میگوید رهجو باید «سرش را با سر راهنما عوض کند»؛ یعنی دست از اجتهاد و نظر شخصی بردارد و کاملاً مقلد باشد. هرچه راهنما گفت، باید بگوید «چشم» و دلیل نپرسد. راهنما این مسیر را رفته، تجربه دارد و دوره دیده است. حتی اگر راهنما به یک نفر دستوری داد و به شما دستوری دیگر، نباید اعتراض کنید که چرا تبعیض قائل شد. راهنما مثل پزشکی است که برای هر بیمار، نسخهای متناسب با شرایط او میپیچد. من رهجویی داشتم که حرفشنوی نداشت و کار خودش را میکرد؛ عاقبت سرش به سنگ خورد و برگشت. دقیقاً مثل مسافرانی که میروند و خراب میکنند و پشیمان برمیگردند، همسفرِ خودرأی هم باعث تخریب میشود.
ماده پنجم: مدیریت خانواده
علاوه بر آن چهار مورد که بین مسافر و همسفر مشترک است، یک مورد پنجم و اختصاصی برای همسفر وجود دارد: «مدیریت خانه و خانواده». همسفر باید محیط خانه را امن نگه دارد. شما که آموزش میبینید و پای کار هستید، باید پدر، مادر، خواهر و برادر را هم توجیه کنید تا ناآگاهانه کار را خراب نکنند. نباید اجازه دهید اطرافیان به مسافر سرکوفت بزنند یا با حرفهایشان او را به هم بریزند.
بسیار دیدهام که همسر یا مادری که آموزش ندیده، میگوید «اصلاً من این روش را قبول ندارم» و ساز مخالف میزند. هنرِ شماست که مدیریت کنید و آموزشهای کنگره را به آنها منتقل نمایید. وقتی اعضای خانواده توجیه شوند، همراهی میکنند.
این پنج بند (ایمان، صبر، حضور مستمر، اطاعت محض، و مدیریت خانواده) همان معجونی است که ضامن درمان است. قول میدهم اگر این پنج مورد به طور کامل رعایت شود، مسافر به درمان میرسد. اما اگر حتی یکی از اینها لنگ بزند، کل کار میلنگد. ما در حال آزمون دادن هستیم؛ امیدوارم همه ما با رعایت دقیق این اصول، از این آزمون سربلند بیرون بیاییم.
.jpg)
در ادامه جشن تقدیر مسافران محترم از همسفران گرانقدرشان انجام گردید:






.jpg)
.jpg)
عکاس: همسفران محمد و سهند
مسئول سایت: محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
937