English Version
This Site Is Available In English

روایت یک همسفر از همراهی تا خودسازی

روایت یک همسفر از همراهی تا خودسازی

ابتدا هفته همسفر را به خانم آنی تبریک عرض می‌کنم، ایشان اولین همسفر کنگره ۶۰ بودند. اگر بخواهم احساس خودم را درباره همسفر بودن و سفر کردن در کنگره بیان کنم، باید بگویم که وقتی همسفر در کنار مسافری زندگی می‌کند که تخریب دارد، چه خواسته یا ناخواسته دچار آسیب‌هایی می‌شود که گاهی شاید حتی متوجه آن نباشد و تنها مشکل را در مسافر خود ببیند.

اما واقعیت این است که ممکن است خود همسفر بیش از مسافر، خشم، کینه، نفرت و زخم داشته باشد. اگر بخواهم درباره خودم صحبت کنم، مسافر من برادرم است. وقتی او به کنگره ۶۰ آمد و پیام آن را به من داد، همراهش شدم.
ابتدا برایم عجیب بود که چرا همسفران هم باید به کنگره بیایند، اما کمی که گذشت متوجه شدم هدف اصلی این است که همسفر بیاید و یاد بگیرد چگونه با مسافر خود رفتار کند تا او بتواند به درمانش ادامه دهد.

با گذشت زمان، دریافتم که اصل جریان چیزی فراتر از این است؛ ما آمده‌ایم تا در کنار مسافر خود، درست زندگی کردن، جهان‌بینی و کار روی خود را بیاموزیم.

شاید برای یک همسفر سخت باشد که بدون مسافر خود سفر کند، و من که مسافرم هنوز سفر خود را آغاز نکرده بود، در ابتدا کمی دچار سختی شدم. اما اکنون بسیار خوشحالم که اول خودم آمدم و آموزش‌ها را دریافت کردم و بعد مسافرم سفر خود را آغاز کرد.

خوشحالم که توانستم تغییر کنم و دیدگاه خودم نسبت به خودم، دیگران، مسافرم و هستی را اصلاح کنم و با واقعیات زندگی راحت‌تر روبه‌رو شوم.

خدا را شکر می‌کنم که با کنگره ۶۰ آشنا شدم و از آموزش‌های ناب آن بهره‌مند شدم. از لژیون جونز، اهمیت دادن به جسم و از لژیون سردار، بخشش را آموختم.

همچنین از مسافرم تشکر می‌کنم که باعث شد با کنگره آشنا شوم، از مهندس حسین دژاکام برای فراهم کردن چنین بستری سپاسگزارم و در نهایت از برادرم و راهنمای خودم تشکر می‌کنم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .