English Version
This Site Is Available In English

مسیر درمان ساده و کم چالش نیست

مسیر درمان ساده و کم چالش نیست

به عمل کار برآید، به سخنرانی نیست.

گاهی صحبت کردن و اظهار نظر دربارهٔ مسئله اعتیاد بسیار آسان‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم؛ اما زمانی که وارد گود اعتیاد می‌شویم، درمی‌یابیم که ترک آن تا چه اندازه دشوار و دور از باور است. گاه خود را حق‌ به‌ جانب می‌دانیم و با خود می‌گوییم که ما توانستیم از کنار اعتیاد عبور کنیم و درگیر آن نشویم و مصرف‌کنندگان افرادی ضعیف بوده‌اند که نتوانسته‌اند.

غافل از آن‌که همین باور ممکن است روزی گریبان خودمان را بگیرد و ناخواسته گرفتار همان مسئله‌ای شویم که تا دیروز مصرف‌کنندگان آن را سرزنش می‌کردیم و نالایق می‌خواندیم. ساده گذشتن از مسئلهٔ اعتیاد و ترک آن، نگاه درستی نیست. همه ما ممکن است دچار اشتباه شویم. کسی که نقش همسفر را بر عهده می‌گیرد جایگاه بالایی دارد؛ اما متأسفانه بسیاری از همسفرانی که صرفاً در جایگاه همسفر باقی مانده‌اند از مفهوم درمان تنها نام آن را شنیده‌اند.

آنان بال پرواز هستند؛ اما درک عمیقی از آن ندارند و گاه ناخواسته به سدی در مسیر مسافر تبدیل می‌شوند و به نیرویی بازدارنده بدل می‌گردند. در مقابل همسفری که هم‌ زمان مسافر نیز هست، معنای واقعی بال پرواز را می‌داند و به مسئله درمان و مثلث سازگاری، اشباع و تغذیه اشراف نسبی دارد و می‌داند که این مسیر، مسیری ساده و کم‌چالش نیست.

همه ما این سه واژه را شنیده‌ایم، کتاب‌ها را خوانده‌ایم، نمرات بالایی کسب کرده‌ایم و صادقانه خدمت کرده‌ایم؛ اما نمی‌دانیم که این سه ضلع، زوایای پنهانی دارند که تنها مسافر قادر به درک آن‌هاست. پذیرفتن مصرف‌کننده بودن و اعلام سفر بدون ترس از قضاوت، کنار آمدن با خود، پذیرش راهنما و ایجاد نظم صحیح در زندگی برای سازگاری بدن با دارو همگی چالش‌های روحی و جسمی فراوانی دارند که نیازمند صبر و تحمل هستند.

تمرکز بر تغذیه و اشباع بدن نیز خود بحثی جداگانه است که توضیحات مفصل، چالش‌ها و زوایای پنهان بسیاری را در بر می‌گیرد. من به‌عنوان یک همسفر و مسافر نیکوتین، هم خدا را شاکر هستم که لطف او شامل حالم شد و طعم مسافر بودن را چشیدم و هم بسیار نادم و پشیمان هستم.

من با علم به این‌که هر چیز در زمان خود اتفاق می‌افتد و باید فرمان صادر شود، باز هم پشیمان هستم که چرا دیر به جمع مسافران پیوستم؛ چرا که اگر زودتر مسافر می‌شدم شاید نگاه من به زندگی و اطرافیان بهتر بود تا این اندازه وارد تاریکی و ظلمت نمی‌شدم. کمتر به خود، اطرافیان و مسافرم آسیب می‌زدم، او را بیشتر درک می‌کردم و بال پرواز بهتری برایش می‌شدم. با این حال می‌دانم که راه طولانی است و فرصت جبران باقی‌ست. امید دارم بتوانم در مسیر درست قدم بردارم و این چراغ همواره برای من و دیگر دوستان روشن بماند.

نویسنده: مسافر نیکوتین نجمه رهجوی راهنمای ویلیام‌وایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
رابط خبری و ارسال: نگهبان سایت راهنمای ویلیام‌وایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
گروه همسفران ویلیام‌وایت کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .