دلنوشته: مسافر،مهدی لژیون ۱۸
سلام دوستان، مهدی هستم؛ یک مسافر.
خدا را شاکرم که اذن ورود به این مکان مقدس را برایم صادر کرد و مسیر نورانی و صراط مستقیم را پیش رویم گشود تا بتوانم سفری داشته باشم از ظلمت به نور و از نادانی به آگاهی. در این مسیر، لازم میدانم از جناب مهندس و خانواده محترم ایشان بابت آموزشهایی که تنها در کنگره ۶۰ یافت میشود و مشابهی در هیچ جای دیگر ندارد، صمیمانه تشکر کنم. همچنین از راهنمای محترم لژیون ۱۸، آقا محمد در شعبه دهخدا، سپاسگزارم که با درایت و مدیریت صحیح، این آموزشها را به رهجوها منتقل میکنند تا آنان به درمان برسند.در کنار ایشان، از ایجنت محترم آقا مصطفی و گروه مرزبانی نیز قدردانی میکنم که وقت زیادی را صرف اداره شعبه دهخدا مینمایند. برای رسیدن به رهایی باید هزینه آن پرداخت شود؛ در اینجا انجام تکالیف و نوشتن سیدیها بخشی از این هزینه است. مطالب ارزشمند و راهگشای سیدیها باعث شد اشتیاق زیادی به گوش دادن و نوشتن آنها پیدا کنم؛ بهگونهای که در سفر اول ۷۳ سیدی نوشتم و به رهایی رسیدم، در حالی که حداقل لازم ۴۰ سیدی بود.به باور من، چون جناب مهندس خودشان با مشکل اعتیاد درگیر بودند و با تمام وجود از سختیهای یک مصرفکننده آگاهی داشتند، توانستند بهخوبی از عهده این رسالت بزرگ برآیند. آموزشهایی که در سیدیها ارائه دادند، دقیقاً همان راهحل مناسب برای درمان رهجوها است. البته این آموزشها تنها برای مصرفکنندگان نیست؛ بلکه راه درست زندگی کردن را به همه انسانها میآموزد. به همین دلیل، هر کسی که بخواهد در مسیر ارزشها حرکت کند و از ضد ارزشها دوری نماید، میتواند از این آموزشها بهرهمند شود.امیدوارم بتوانم قطرهای از این اقیانوس بیکران آموزش را در زندگی خود کاربردی کنم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
110