همسفر مهدیه لژیون ویلیام:
قصه همسفری که با چتر بسته راه افتاد. باران سخت و سنگینی میبارید و من در مسیری قدم گذاشتم که خودم انتخابش نکرده بودم. دستان سردی را در دست داشتم و کنارم مردی راه میرفت که گویی سالها خیس باران بود و من همیشه او را همانگونه دیده بودم. عجیب آنکه من چتری در دست داشتم. سالها در زندگی تحمل سختیها را پیشه راهم قرار داده و آموخته بودم که فداکاری را اینگونه معنا کنم. ناگهان، در تاریکیهای درونم، مردی از جنس عشق فریاد زد: «چترت را باز کن سختیها پایانناپذیرند؛ بیاموز چگونه در سایهای امن، در مسیر خدا حرکت کنی.» چترم را باز کردم.
دستان مرد کنارم سردتر و لرزانتر شد. مردم در شهر میگفتند دیگر توانی برایش نمانده و به نفسهای آخر رسیده است؛ اما خاطرات، توان راه رفتن را از من گرفته بود. اینبار، محکمتر از همیشه ایستادم و نگاه کردم. دستان همسفرانی را دیدم که برای در آغوش کشیدن من گشوده شده بود. گرمای دستان آنها به من میگفت مسیر، مسیر درستی است. اینبار فرق میکرد؛ من به شاخهای تنومند گره خورده بودم، به همسفرانی که دردم را با بندبند وجودشان لمس کرده بودند. یکی از کفشهای آهنین گفت و دیگری از بال پرواز… دستهای لرزان مسافرم، که از سرما خشک شده بود، با پیوند من به دستان همسفران، کمکم گرم شد؛ انگار جانی دوباره در او دمیده میشد، جانی شبیه زنده شدن پس از مرگ.
همسفر، تو بر مرکبی نشستهای که گرچه دیر به مقصد میرسد؛ اما سالم و کامیاب خواهی رسید. امروز، روز دلهایی است که بیصدا ایستادند؛ نه برای دیده شدن، بلکه برای نجات نوری که داشت خاموش میشد. همسفر، تو آموختی چگونه کنار درد بایستی؛ بیادعا و بیقضاوت. تو دوباره متولد شدهای قویتر، آگاهتر و آرامتر و نامت را «همسفر» نهادند. به همه همسفران ادای احترام میکنم؛ آنان که با دلشان راه آمدند، با صبر ساختند و با ایمانشان، معجزه را زندگی کردند.
همسفر مژگان لژیون سردار:
همسفر؛ واژهای که در کنگره60 معنا، چهره و کالبدی تازه به خود گرفت؛ چنان معنایی که در کنار واژه مسافر، به بالی برای پرواز یکدیگر تبدیل شدند. پرواز، نه به معنای عام آن؛ بلکه به معنای حضور، بودن، رفتن، گذشتن، صبری آمیخته با معرفت و شناخت، حرکت و پیشرفتن؛ گل و گلدان بودن، دانستن عشق و رفتن و رفتن و رفتن که این پرواز معنای خاص خودش را دارد. میبایست معنا را آموخت و به فکر مقصد نبود؛ زیرا مسیر حرکت و آموزش کنگره هر ایستگاهش مقصد است و پس از آن، حرکت و ایستگاه و مقصدی دیگر تا بینهایت.
باید بیاموزم با تکنیک «ذهنآگاهی» سفر کنم؛ ذهنآگاهی یعنی لحظه حال را بهدرستی دریابم و انجامها را به انجام برسانم. گاه نیز لازم است از تکنیک «برگ روی آب» استفاده کنم؛ با مسائل زورآزمایی نکنم و آنها را همچون برگی بر رود روان بنگرم که رود آن را با خود میبرد و من تنها نظارهگر باشم؛ همین و بس. گاهی برای پارهای از مسائل، فقط باید نظارهگر بود و معنا و پیامشان را دریافت. همهچیز برای دستوپنجه نرم کردن نیست.
حتی در مقطعی باید مسائل را با آغوشی گرم پذیرفت و محکم در آغوش گرفت تا از دست نروند؛ چراکه میتوانند بزرگترین سکوی پرتاب ما به جلو باشند، همانند تیری که از کمان رها میشود و بیشک به هدف خواهد خورد؛ اما چگونه؟ بسته به آنکه من چقدر در زمان آمادهکردن و کشیدن این کمان، تمرکز و ذهنآگاه داشتهام؛ چقدر به حاشیهها نپرداختهام؛ چقدر در لحظه حاضر بودهام و بر هدف متمرکز ماندهام؛ و چقدر مداومت و پایداری داشتهام.
سفر، هم سخت است و هم سهل. در کتاب عبور از منطقه۶۰درجه زیر صفر، صفحه ۲۴۵ چنین آمده است، کسیکه بتواند این سفر را به انجام برساند، مانند پرندهای است که از سختترین طوفانها میگذرد و بر فراز ابر طوفان به پرواز درمیآید؛ و آن پرنده، جز عقاب چه میتواند باشد؟ در حقیقت، این شخص تاریکیهای بسیاری را تجربه کرده و در مبارزهای حسابشده، توانسته است خود و شخصیت به غارت رفتهاش را بازپس گیرد؛ از همینرو به فولادی آبدیده تبدیل شده است و در مسیر زندگی، کمتر دچار خطا میشود؛ چراکه حل کردن مشکلات را آموخته است.
این بخش از کتاب، بیانگر حضور آموزش، انجام، عمل، مداومت و پایداری در مسیر مستقیم کنگره است. هفته همسفر در پیش است و در کنگره، آداب و اصول خودش را دارد؛ در عین زیبایی، شکوه، سرور و شادی، از فرسنگها راه رفته و نرفته آمده و خواهد رفت. در حقیقت، هر روز، روز همسفر است؛ چراکه هر روز برای او آغازی نو به شمار میآید. تبریک و شادباش به یکایک همسفران جان، که با حضور پرنور از نور و شور و شعور خود گرمابخش هر جاییکه قدم مینهند میشوند.
همسفران، دستمریزاد؛ در فراز باشید
همسفر فریبا لژیون هفتم:
هفته همسفر را به خانواده مهندس دژاکام و همه همسفران کنگره60 تبریک عرض مینمایم. سفر کردن بهتنهایی لذتبخش نیست؛ هر سفری نیازمند یک همسفر خوب است. در کنگره۶۰، افرادی که خواستار رسیدن به درمان هستند مسافر نامیده میشوند و هر مسافر در بدو ورود، همسفر خود را انتخاب میکند؛ همسفریکه میتواند یکی از اعضای خانواده یا حتی یک دوست باشد. هر سفری، سختی و آسانی، خوشی و ناخوشی دارد. کسیکه در این مسیر همراه و همسفر است، باید صبر و شکیبایی را بشناسد و در عمل بهکار گیرد.
زمانیکه به کنگره آمدم، هدفم فقط درمان مسافرم بود. تصور میکردم اوست که نیاز به درمان دارد و من نیازی به کمک و آموزش ندارم؛ اما با گذشت زمان متوجه شدم تاریکیهایی در درون من وجود دارد که اجازه نمیداد خوبیهای مسافرم را ببینم یا بشنوم. به هر سمتی که میرفت و هر کاری که میکرد، دیگر باورش نداشتم. در کنگره60 آموختم که باید مسافر را به حال خود واگذاشت و بیش از هر چیز، به اصلاح خود پرداخت؛ چراکه اگر مدام درگیر این باشم که او کجاست، به کجا میرود و چه میکند، نهتنها به خودم، بلکه به او و به خانوادهام نیز آسیب میزنم. در کنگره یاد گرفتم همسفر چگونه رفتار کند تا دیگر خبری از دعوا، درگیری، گله و شکایت نباشد. همسفر میآموزد که به افکار خود شکل صحیحی بدهد و از بدبینی فاصله بگیرد.
اگر همسفر به آرامش و تعادل برسد، میتواند به مسافر خود قوت قلب بدهد و اجازه دهد او نیز مسیر درمانش را با آرامش طی کند. یاد گرفتم سرزنش نکنم و گذشته را مدام به رخ مسافرم نکشم. اگر همسفریکه وارد کنگره میشود آموزشپذیر باشد ، در درجه اول خودش به حال خوب میرسد و آنقدر از این مسیر بهرهمند میشود که مایل است در کنگره بماند و خدمت کند. مسافری که همسفر نداشته باشد، مانند کسی است که بهتنهایی سفر میکند و بار تمام سختیها را به دوش میکشد. گاهی حتی ممکن است مسافری همسفر داشته باشد؛ اما همسفری که با رفتار نادرست، او را دچار رنج و فشار کند و چهبسا همین موضوع باعث شود مسافر از ادامه سفر بازبماند.
از همینرو، نقش همسفر در ادامه دادن مسیر درمان، بسیار حیاتی و اثرگذار است. در کنگره60، مسافران برای قدردانی از همسفران خود، در روز جشن همسفر، پاکت هدیهای تقدیم میکنند تا ذرهای از محبتها و زحمات همسفرشان را جبران نمایند و این خود به نوعی تشکر و قدردانی کردن است. همسفر زمانی میتواند بال پرواز مسافرش باشد که شناخت کافی از او داشته باشد و بتواند با آرامش او را تشویق و ترغیبش کند تا مانند عقابی قدرتمند، به پرواز درآید.
هفته همسفر مبارک باد
ویرایش: همسفر ثریا، راهنما همسفر منیژه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر نجوا، راهنما همسفر هانیه(لژیون سوم)
همسفران نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
117