
سلام دوستان ابراهیم هستم مسافر سیگار. ساختار همسفران بر اساس سیدی سال ۹۴ آقای مهندس شکل گرفته است و نیاز حیاتی آنها به آموزش، از مفهوم «مثلث مسافر-همسفر-آموزش» نشأت میگیرد که شامل سه سفر الزامی است.
کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» یک بهانه نیست؛ بلکه ما برای یادگیری «علم زندگی» به اینجا میآییم. همانگونه که استاد سردار در این کتاب اشاره میکنند، هدف اصلی، کم کردن فاصلهها است؛ یعنی آموزش دیدن برای کوتاهتر ساختن فاصلههای چرخهٔ آمد و رفت و آن گردشی که نیازمند صد بار آمد و رفت بود را در آموزش ببینیم. دنیا مهدی برای آموزش است و اعتیاد صرفاً بهانهای شد تا فاصلههای ما کوتاه گردد، اما این کاهش فاصله شرطی دارد: حضور فعال برای کسب آموزش.
چرا که اگر حضور نداشته باشیم و نتوانیم خود را با آموزشهای کنگره عجین کنیم، هیچ اقدامی محقق نخواهد شد. ما مصرفکنندگان و همسفران زمانی که همزبان، همراه، همگام و همقدم میشویم، با بودها، داشتهها و نداشتههایمان، حضوری مستمر ایجاد میکنیم. در این حالت، زمانی که میگوییم «هست»، اطمینان مییابند که هستیم و اگر روزی بگوییم «نیستیم»، یقین پیدا میکنند. این اطمینان، حاصل ترمیمی است که پس از دوران مصرف شکل میگیرد؛ زیرا در دوران اعتیاد، تمام پلها، ارتباطات و اطمینانها طی ۱۰ یا ۲۰ سال تخریب شده بود. اکنون، ذرهذره این قطعیها و خرابیها توسط متد و آموزشهای کنگره بازسازی شده و اعتمادها جذب میگردد؛ به گونهای که اگر بگوییم «نداریم»، باور میکنند و اگر بگوییم «داریم»، باز هم باور میکنند.
حال که این مسیر طی شده است، باید در هفتهٔ همسفر از ایشان تشکر و قدردانی کنیم. آقای مهندس میفرمایند: «نمیشود که دایی را دوست داشت و زندایی و فرزندانش را دوست نداشت.» اگر دایی (رهایی از اعتیاد) را دوست داریم، باید اعضای خانوادهٔ او را نیز دوست بداریم. در طول سال، چهار جشن بزرگ (هفتهٔ همسفر، مرزبان و ایجنت، راهنما، و دیدهبان) داریم که آقای مهندس در سیدیهایشان عنوان میکنند این چهار جشن مانند چهار فصل سال هستند و فاصلهٔ زمانی بین آنها رعایت میشود تا فشار مضاعفی بر مسافران و اعضای کنگره وارد نشود. آقای مهندس در سیدی سال ۹۴ اشاره میکنند که اگر اکنون همسفران را دوست داریم، این محبت باید به صورت عملی ابراز شود؛ نه صرفاً با کلام. چه چیزی رایج مملکت است؟ پول، طلا، یا دلار. گرفتن یک دسته گل و یک شیرینی، به جای خود، نشانهای از قدردانی است. زمانی که فردی وارد کنگره میشود، ممکن است مصرفش ۱۵ گرم تریاک خوراکی یا ۲ گرم هروئین باشد. پس از رد کردن سه جلسهٔ تازه واردین و انتخاب راهنما، درمان آغاز میشود و تمام آن مبالغی که صرف مصرف میشد (دو میلیون، سه میلیون یا یک میلیون تومان)، اکنون به جیب خودمان بازمیگردد. حال که چهار جشن در سال داریم، نباید قدردانی را فراموش کنیم. این قدردانی در هفتهٔ همسفر، از همان پولی است که پیشتر مصرف میشد و اکنون در مسیر درمان قرار دارد.
من اخیراً مشارکتی داشتم و گفتم که در سال ۱۴۰۱ طلایی که خریدم، اکنون ارزش آن ۵۸۰ برابر شده است. اگر همین مقدار را پسانداز کرده بودم، سرمایهٔ من شش تا هفت برابر شده بود. اینها آموزش است که مشاهده میکنیم. زمانی که آقای مهندس کلام «طلا» را مطرح میکنند، در حقیقت میخواهند آموزش دهند؛ ما دو سیدی با عنوان «طلا» داریم. نکته این است که ذرهذره هرآنچه دارید (حتی دست دوم)، باید تبدیل به پسانداز شود و هرگز نباید از پسانداز غافل شد.
این هفته، هفتهٔ همسفر است؛ چه همسفر در کنگره باشد و چه نباشد، باید روز مادر، روز زن و هفتهٔ همسفر را برای خودمان در نظر بگیریم و آنچه در توان داریم، اقدام کنیم. این آموزش یکباره نیست و باید هم قلباً، هم قدماً و هم عملاً انجام شود. صرفاً حفظ کردن نوشتارهای کنگره، پیامهای کتاب ۶۰ درجه و سیدیهای آقای مهندس، اگر به مرحلهٔ عمل نرسد، هیچ ارزشی ندارد. ارزش زمانی محقق میشود که گفتارمان با عملمان برابر باشد. هنگامی که به کنگره میآییم، بحث «جسم، روان و جهانبینی» مطرح است؛ اگر درمان میخواهیم، این سه ضلع باید به یک اندازه و همزمان رشد کنند. این امر زمانی عملی میشود که از گفتار به عمل برسیم. آقای مهندس و استاد امین، شش یا هفت ماه پیش در یک لایو بیان کردند که تمام تلاششان این است که ما بفهمیم دستور جلسهٔ هفتهٔ همسفر، وادی اول، وادی پنجم، وادی دهم، و وادی یازدهم است. آنها تمام تلاش خود را میکنند تا ما متوجه شویم که اگر مال و اندوختهای داریم، نباید آن را در بانک قرار دهیم، بلکه باید در وقت مقتضی طلا بخریم. طلا پول رایج مملکت است؛ انس جهانی و نوسانات پولی با طلا جابجا میشود. سرمایهٔ یک میلیون تومانی ما پس از ۱۰ سال، ارزش ۱۰۰ هزار تومان را هم نخواهد داشت، اما طلا اینگونه نیست؛ ۱۰ سال دیگر شاید ارزش آن صد میلیون تومان شود. انشاءالله بتوانیم با این دستور جلسات خود را عجین کنیم تا رشد کرده و وظایفمان را به خوبی انجام دهیم، تا کارهای ما شاید پیامی باشد برای دیگران. از اینکه به صحبت من توجه نبودید از همه شما سپاسگزارم.



تایپ: مسافر فردین لژیون نهم، مسافر ناصر لژیون دهم، مسافر محمود لژیون سوم، مسافر مهرداد لژیون هفتم
عکس: مسافر حمید لژیون سوم
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری مسافر طاها
- تعداد بازدید از این مطلب :
71