نهمین جلسه از دوره هجدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی راهنما همسفر علی، نگهبانی مسافر علیمردان و دبیری مسافر رضا، با دستور جلسه: "هفته همسفر"، درروز دوشنبه ۸ دی ماه ۱۴۰۴، ساعت۱۷ آغاز به کار نمود.
.jpg)
سخنان استاد:
قطعاً وقتی فردی وارد دنیای اعتیاد میشود، تنها خودِ او متأثر از این مسئله نیست. اطرافیانش، که میتوانند پدر، مادر، خواهر، برادر یا همسر باشند، دچار تنش و مشکلات شدیدی میشوند. در حالی که مصرفکننده، مشغول مصرف است و ممکن است حالش نیز خوب باشد و برایش مهم نباشد چه اتفاقی میافتد، آن همسفر که از بیرون شاهد این صحنه است و در غمها و مشکلات دست و پا میزند، واقعاً راه به جایی نمیبرد.
من تجربه شخصی خودم را بیان میکنم: پسر من مصرفکننده بود. زمانی که ایشان دچار این مشکل شد، ما اگرچه معنای کلی اعتیاد و مصرفکننده را میدانستیم، اما در واقع هیچ دانشی دربارهٔ ماهیت اعتیاد نداشتیم. به هر مرجعی هم که مراجعه میکردیم، زبان گفتار، زبان زور و تهدید بود. به عنوان مثال، به دادستان قم مراجعه کردم و ایشان مرا به یکی از همکارانش ارجاع داد. به من گفتند: «برو فتوکپی شناسنامه و کارت ملی بیاور، وقتی پسرت در خانه است، میگوییم بیایند او را دستگیر کنند و حکم جلبش را ببرند.» گفتم: «این کار باعث از بین رفتن آبروی من میشود. ضمن اینکه این پسر من است؛ الان حالش خوب نیست، من این را میدانم، اما اگر بعداً حالش بهتر شود، با من دشمن میشود و کینهام را به دل میگیرد.» خلاصه، هر کجا رفتیم، زبان تهدید و زور بود. حتی بسیاری از کلینیکها یا پزشکان نیز طوری برخورد میکردند که انگار از این مسئله برای پر کردن جیب خود استفاده میکنند. یعنی به جای تمرکز بر حل مشکل ما، بیشتر به فکر منافع مالی خود بودند.
خداوند لطف کرد و ما در مسیر کنگره ۶۰ قرار گرفتیم. وقتی به کنگره آمدیم، من بسیار هراسان و در حقیقت نگران بودم؛ زیرا شغلی داشتم که مرا در شهر شناختهشده کرده بود و نگران آبروی خود بودم. اما هنگام ورود، دیدیم فضای اینجا کاملاً متفاوت است. با آغوش باز ما را پذیرفتند و هیچکس نگاه سرزنشآمیزی نداشت و این پرسش که «چرا کوتاهی کردی که این اتفاق افتاد» مطرح نشد. در ابتدا حتی نمیدانستم که من به عنوان همسفر میتوانم در کنگره حضور داشته باشم. بسیار پیگیر بودم و برایم مهم بود که فرزندم بهبود یابد، خصوصاً که او متأهل نیز بود. جالب اینجا بود که پدر همسرش، که در گذشته در حوزهٔ مبارزه با مواد مخدر فعالیت داشت، زمانی که ما و ایشان از موضوع مطلع شدیم، مرا متهم میکرد که من از مصرفکننده بودن پسرم آگاه بودهام. گفتم: «اگر میدانستم که او مصرفکننده است، هرگز چنین کاری نمیکردم. الآن به خاطر دختر شما مجبورم کوتاه بیایم. پیش از این موضوع، من قطعاً او را طرد میکردم و از خانه بیرون میانداختم، اما الآن به خاطر این شرایط، ناچاریم کوتاه بیاییم.»

به هر حال، در کنگره با آغوش باز ما را پذیرفتند. آن راهنمای تازهواردان – خداوند خیرش دهد – متوجه شد که حال من از مسافرمان بدتر است. گفت: «خودتان هم میتوانید سفر کنید.» و ما را تشویق کرد که سفر را آغاز کنیم. آن زمان در قم حتی لژیون جداگانهای برای همسفران وجود نداشت و من در جمع مسافران مینشستم و به تدریج در مسیر آموزشهای کنگره قرار گرفتم. زمانی که هیچ اطلاعی نداشتم و نمیدانستم همسفری در کار است، باید بگویم که حال یک همسفر را تنها همسفر دیگری درک میکند.
من وقتی این مشکل برایم پیش آمد، به راستی به مرحلهٔ فکر خودکشی رسیدم. وقتی در ماشین مینشستم، با سرعت ۱۵۰ یا ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت قصد داشتم به دیواری یا درختی بزنم و همه چیز را تمام کنم. اما با آمدن به کنگره متوجه شدیم که خودکشی، اولاً گناهی بزرگ است و ثانیاً، با خودکشی مشکلات از بین نمیروند، بلکه مشکلات بزرگتری برای بازماندگان ایجاد میشود.
من بسیار نگران مسافرمان بودم و حواسم به زمان مصرف دارویش بود. اما کمکم، با دریافت آموزشهای کنگره، دیدم که اصلاً مسئله این نیست. پی بردم که حال من خودم از مسافرمان بدتر است. او یک درد مشخص دارد که اعتیاد است، اما من هزاران تاریکی و مشکل دارم و باید به فکر خودم باشم. مشکل او بالاخره به نوعی حل خواهد شد.
کنگره ما را به یک زبان مشترک رساند و به من آموخت که: «دوربینت را بر خودت متمرکز کن. اگر غفلت یا کوتاهی کردهای، خودت را سرزنش نکن. هرچه گذشته، تمام شده؛ از این پس به فکر خودت باش.» و خداوند بزرگ را شاکرم که بستری برای همسفران فراهم کرده تا به کنگره بیایند، به آن زبان مشترک دست یابند و بتوانند در این مسیر دشوار، به مسافر خود کمک کنند. آقای مهندس در یکی از سخنرانیها اشاره میکنند که: «مصرف مواد مخدر مانند خوردن پفک نمکی نیست؛ به این معنی که فرد مسیر بسیار دشواری را پیموده و اکنون باید از آن مسیر بازگردد.»
به هر حال، از اینکه در کنگره هستم و در مسیر این آموزشها قرار گرفتهام، خداوند بزرگ را سپاسگزارم. به تمام عزیزانی که همسفر دارند، اگر برایشان مقدور است، توصیه میکنم حتماً آنان را به کنگره بیاورند تا از این آموزشها بهرهمند شوند و بتوانند سفر موفقی داشته باشند. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همهٔ شما عزیزان سپاسگزارم.
عکس: مسافر رضا- لژیون دوم
ارسال خبر: همسفر مسعود
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
117