دهمین جلسه از دوره یکم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی عطار نیشابوری ویژه مسافران در روزهای سهشنبه با استادی: همسفر بهزاد، نگهبانی : همسفر مهزیار و دبیری: همسفر ماهان با دستور جلسه((هفته همسفر))در تاریخ :9 دیماه 1404 ساعت 17 آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان بهزاد هستم یک همسفر
از ایجنت محترم و نگهبان جلسه که استادی جلسه را به من واگذار نمودند سپاسگزارم .
دستور جلسه هفته همسفر است .
من هم بهنوبه خودم این جشن را به همه اعضای کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم امیدوارم که پنجشنبه جشن بسیار باشکوهی را در این شعبه برگزار کنیم .
نقش همسفر را اگر بخواهم توضیح بدهم ابتدا از تجربه خودم بیان میکنم ، از سن ۱۳ سالگی بسیار حال بدی داشتم و حسهای خودم را درک نمیکردم که الآن ناامید یا افسرده هستم به علت حال و احساس خرابم ، دوران خدمت سربازی به یک روانپزشک مراجعه کردم و داروهای اعصاب را استفاده میکردم و خدمتم را بهسختی به پایان رساندم و مصرف داروهای اعصاب یک حالت نگهدارنده است ، اما ضربههای بدتری به فرد میزند از ناچاری به یک دعانویس هم مراجعه کردم و او هم نتوانست برای من کاری انجام بدهد، واقعاً این درست است که گاهی اوقات انسان راه را پیدا نمیکند به هر چیزی چنگ میزند، تا راهحلی برای رفع مشکلات پیدا کند با اطلاعات و شرایطی که داشتم هرچه در دسترس بود انجام میدادم ، در ادامه مراجعه به جلسات مشابه کردم ولی آنجا هم مرا کفایت نکرد و حال خوب را پیدا نمیکردم، آنچه من طالبش بودم پیدا نمیشد با مراجعه به روانپزشک و روانشناس با شنیدن صحبتهای من جوابی برای حل مشکل من نداشتند ،در همان اوضاع نابسامان ازدواج کردم و متأسفانه آن ازدواج به جدایی کشید و حسهای من بسیار منفی بود ، بسیار پرخاشگر بودم و یک دعوایی صورت گرفت که به خاطر آن چندین ماه در پلههای دادگاه بالا و پایین میرفتم و خسارت سنگینی را پرداخت کردم و برای خانوادهام دردسر درست کرده بودم و زحمت زیادی کشیدن که رضایت بگیرند تا برای من سوءسابقهای ثبت نشود و همه این قضایا را مطرح کردم که بگویم نقش همسفر برای پدر من بهطوری بود که همواره استرس داشت که چطوری مرا کنترل کند در کنگره آقای مهندس فرمودند : کسی که خواسته باشد راه را پیدا کند قطعاً رد پای استاد را پیدا میکند .
این خواسته در به من بود که بخواهم یک روز تغییر کنم و همیشه تغییر را در دیگران میدیدم اما بعد از گذشت زمانی فهمیدم که تغییر باید در خود من، صورت بگیرد پیام کنگره را از طریق یک مسافر دریافت کردم با حضور ۵ سال در کنگره نقش همسفر در کنگره که من باشم ۱۸۰ درجه تغییر کرد الآن پدر من در حال سفر است و نقش من بهعنوان یک همسفر مخرب ، به همسفر مثبت تبدیلشده است و الآن مشغول سفر است و هیچ دغدغهای برای همسفر ندارد و این آرامش کمک میکند به مسافر که به درمان برسد این مطالب را عرض کردم که تعریف از کنگره کنم که خدا را شکر حالم خوب شده است ، در طول خدمت سربازی یکوقتهایی فکر خودکشی به سرم میزد و این را میخواهم بگویم که کنگره واقعاً معجزه میکند چه برای مسافران و چه برای همسفران و تبدیل به یک شخصی میشویم که حرف و سخن دیگران ما را به هم نمیریزد و هنوز در حال آموزش هستم و روی نقطه تحمل خودکار میکنم هنوز من در ابتدای راه هستم هر طور که فکر میکنم مکانی را پیدا نمیکنم که در طول ۳ الی ۴ سال بتواند مرا تغییر دهد آخر میخواهم این را عرض کنم که اگر مسافر همسفرش را به کنگره بیاورد منافعش برای خود مسافر است نسبت به همسفرش خیالش راحت میشود و یک سری همسفران خانم بازگو میکنند که متأسفانه مسافران اجازه ورودشان را به کنگره نمیدهند .
یک مسافر باید پیام و اجازه را بدهد همسفر حال تمایل به حضورداشته باشد یا نداشته باشد و آن دیگر اجباری نیست ولی به نظر من یک مسافر ناآگاه این کار را میکند حال به خاطر ترس یا حسادت و ناآگاهی که نمیخواهد همسفرش پیشرفت کند و آموزش ببیند شاید بر این فکر باشد که جایگاه همسفرش از او بالاتر میرود یا ترس این را دارد که در این مجموعه حضور پیدا کنند، درصورتیکه آقای مهندس فرمودند : باید شما از زندگی برخوردار باشید به معنای آنکه آرامش نسبی داشته باشید، حال مردم هر دیدگاهی که دارند مهم نیست اجازه بدهید که همسفران در این مجموعه حضور پیدا کنند و از بستر آموزشها استفاده کنند حال چه همسفر آقا و یا همسفر خانم دارید.
بخش زیادی از تخریبهای همسفران را مسافران ایجاد کردهاند و در برخوردی که با مسافران داشتهاند ایجادشده است و خیلیها شاید ندانند که در دل همسفرش چه میگذرد و چه حالی دارد آیا این همسفر سه سال دیگر مصرفکننده میشود یا افسرده یا ناامید است چه حالی دارد واقعاً خیلیها از این مطلب خبر ندارند و کنگره برای من یک دانشگاه جهانبینی است و تا زمانی که زندهام من به این آموزشها نیاز دارم و در آخر درک نمیکنم که چطوری یک مسافر یک سال در کنگره حضور دارد و بعد از قطع مصرف به دنبال زندگیاش میرود چطور میتوان به این فکر رسید که دیگر به دانستن نیازی ندارد نیازی به بزرگتر کردن ظرفیت ندارد .
بزرگترین اولویت باید مسیر خودشناسی در فضای آموزشی کنگره باشد بیرون از کنگره هیچ خبری نیست امیدوارم که این هفته مسافران بهخوبی از همسفرانشان قدردانی کنند. ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.

مرزبان کشیک : مسافر وحید
.jpg)
دیتاپرژکتور: مسافر حسن(لژیون هفتم)
صوت: مسافر حسین(لژیون هفتم)
ضبط صدا : مسافر اشکان (لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر احمد (لژیون چهارم)
عکاس: مسافر مصطفی ( لژیون دوازدهم)
بارگذاری:سایت و گروه خبری نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
96