English Version
This Site Is Available In English

رعایت حرمت کنگره یعنی رسیدن به صلح و آرامش در زندگی

رعایت حرمت کنگره یعنی رسیدن به صلح و آرامش در زندگی

جلسه چهارم از دوره شانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی نایین، با استادی راهنمامسافر  پژمان، نگهبانی راهنما مسافر  علیرضاو دبیری  مسافر ابراهیم با دستور جلسه «وادی یازدهم: چشمه های جوشان و رودهای خروشان به بحر و اقیانوس می رسند» پنج‌شنبه4 دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان پژمان هستم یک مسافر خداوند را شاکر و سپاسگذار هستم که امروز این توفیق حاصل شد به واسطه ی تولد راهنمای محترم آقا رسول در خدمت شما عزیزان قرار بگیرم امیدوارم بتوانیم یک تولد خوب و پر انرژی را برگذار کنیم در رأس هفته ی همسفر را پیشاپیش تبریک عرض میکنم خدمت همسفران محترم تمام ما آگاه هستیم حضور همسفر در کنگره بسیار ارزشمند هست و شاهد تفاوت کنگره با مکان های دیگر خواهیم بود یکی از شاخه های تفاوت کنگره با مکان های دیگر وجود همسفر در کنار مسافر است در طول هفته راجب وادی یازدهم بسیار صحبت شد با اینکه میتوان بسیار صحبت نمود در موردش اگر بخواهم از تجربه ی شخصی خود بگویم راجب دستور جلسه این هست که تمام زندگی یک جنگ هست که در درون انسان دائما در حال کش مکش و درگیر بودن با نیروهای منفی هست که همیشه ما را در حال جنگ قرار میدهد این جنگ نیاز به یک سری ابزاری دارد برای اینکه بتوانیم از پس نیروهای منفی در طول مسیر زندگی بر آییم یکی از این ابزارها داشتن علم و دانش هست باید در مسیر تلاش و کوشش نمود بعد از فتح کردن شهر وجودی باید به درستی از آن بتوانیم مراقبت نماییم و این بسیار ارزشمند هست این ابزار در کنگره به صورت کاربردی در اختیار قرار داده شده اگر در این جنگ لحظه ای غافل شویم تفنگ خود را زمین بگذاریم نیروهای منفی قطعا ما را مورد هدف خود قرار خواهند داد و این آموزش ها بسیار کاربردی هستند و کار ما را بسیار در این مسیر راحت نموده اند با خواندن جزوه ی جهانبینی میتوانیم راحت تر به هدف و نتیجه برسیم و آموزش ها را در طول مسیر زندگی خود به اجرا در آوریم در این جنگ قطعا برنده خواهیم بود در نهایت صلح و آرامش در زندگی ما خواهد آمد یک فرد مصرف کننده این پتانسیل را قبل از مصرف داشته از بین رفته اما باید با تلاش و کوشش خود مجدد این پتانسیل را به دست آورد و این چشمه دوباره به جوشش در بیاد در نهایت آقا رسول روزی که وارد کنگره شد با شرایط خیلی بدی آمد اما با گذر زمان متوجه شد که چیکار باید انجام دهد چشمه ی وجودیش کاملا یخ زده بود در نهایت وقتی حس هایش وقتی راه افتاد رود جاری شد و ابادانی را همراه خود آورد لحظه ی ورودش به نمایندگی اصفهان کرونا شکل گرفت آقا رسول با یک حال پریشون و بدی وارد لژیون شد بعد از کرونا لژیون ها تعطیل شد و نتوانستیم از همدیگر خبر داشته باشیم بعد از گذر زمان لژیون ها به صورت مجازی برگذار میشد که آقا رسول حضور نداشتند بعد از گذر زمان مجدد جلسات ب صورت یکی در میان شروع شد حدود یک ماه اواخر سفر آقا رسول من شعبه ی نایین بودم اومد نایین و هم زمان با راه اندازی نمایندگی نایین رهایی خود را گرفت از همون اوایل در نمایندگی نایین ماند تمامی جلسات خود را بدون غیبت شرکت کرد از همان روز جایگاه برایش هیچ اهمیتی نداشت فکرش فقط خدمت به انسان ها بود و گوشه ای از کار را در دست بگیرد به واسطه ی خدمت توانست جایگاه های مختلف را کسب کند در ادامه تغییرات بسیار فراوانی را توانست در زندگی خود به دست آورد در مسیر رفت و آمد سختی های بسیار زیادی را تحمل کرد براش هیچ اهمیتی نداشت این سختی فقط دلش میخواست گوشه ای از کار را بتواند در دست بگیرد امیدوارم خداوند طی خدمات که انجام داده را در مسیر زندگی آقا رسول جاری کند و از برکت خداوند بهره لازم را ببرد.
آرزوی  راهنما مسافر رسول در هر شهری که بیمارستان یا سالن ورزشی قرار دارد نظر من این هست که باید کنگره ی شصت هم وجود داشته باشد نه برای درمان اعتیاد برای پرورش دادن استاد و این بسیار خوب عالی هست
خلاصه سخنان راهنما مسافر رسول:
سلام دوستان رسول هستم یک مسافر خداوند را بسیار سپاسگزارم در جمع شما دوستان قرار دارم در بین مشارکت های شما عزیزان ناخود آگاه اشک من سرازیر میشد یک مقطعی هم خندم می‌گرفت به دلیل نبودن وقت کافی من صحبت خود را از دو تا خاطره شروع میکنم همان طور که دوستان تعریف کردند من وقتی وارد کنگره ی شصت شدم اصلا حال و روز درست حسابی نداشتم از پوشش لباس مناسب استفاده نمی‌کردم هیچ اعتقادی به پوشش مناسب کفش و لباس اصلا نداشتم حتی بیان و برخورد درست هم با اطرافیان خود نداشتم و از کلمات درستی در صحبت هام استفاده نمی‌کردم با این حال وارد کنگره شدم توسط معرفی یکی از دوستانم هنگام ورود من راهنمای تازه واردین من رو بغل کرد تنها چیزی که برای من هیچ مفهومی نداشت مهر و محبت بود به دلیل اینکه مدام در حال شر و مکافات بودم وقتی با این شرایط یک نفر من رو بغل کرد این بغل توانست من رو جذب اینجا کند بتوانم پنج سال ماندگار شوم البته یک الی دو ماه زمان برد تا من توانستم به کنگره حضور پیدا کنم به دلیل شلوغ بودن ثبت نام انجام میدادند بعد از ورودم وارد لژیون آقا پژمان شدم که بسیار شلوغ بود حدود سی نفر عضو لژیون بودند اوایل بسیار در مورد ازداد صحبت میشد سر لژیون من درکی از این مسائل نداشتم اوایل برخورد مناسبی هم با راهنما نداشتم مواد مصرفی و مقدار مصرف را برایش توضیح دادم تا بتواند طبق آن نامه ی من رو تنظیم کند و برنامه ی مصرف آن را به من دهد نامه‌ی خود را گرفتم و روز سه شنبه شربت رو هم تحویل گرفتم که آقا پژمان حضور نداشتند توسط یکی از هم مصرفی هام در لژیون دیگر حضور داشت یک برنامه گرفتم و شروع به مصرف شربت کردم که اصلا برای سفر اولی ها توصیه نمیشود بدون هماهنگی راهنما شربت مصرف نمایند هفته آینده رفتم پیش آقا پژمان تا برنامه رو وارد دفترچه ی من کند و روش استفاده از آن را کاملا به من توضیح داد در اواخر سفرم به لطف خداوند وارد نمایندگی نایین شدم برای راه اندازی نمایندگی نایین سختی و زحمات بسیاری کشیده شد اوایل جلسات در پارک و زیر یک آلاچیق شروع شد تا توانست به این مکان برسد بسیار ما را در اوایل مورد آزار و اذیت قرار دادند ولی نکته ی مهم اینجاست که ساکنین آباد میتوانند ویرانه ها را آباد نمایند مکان ما توانست به لطف خداوند آباد شود دوستان زحمات بسیاری را در طی این مسیر کشیده اند تا این مسائل توانست به این ترتیب حل شود خیلی سختی در مسیر کشیده شد تا به لطف خداوند به این درجه توانستیم برسیم البته ناگفته نماند تمام این سختی ها آموزش های فراوان و درس های بسیاری را برای ما به همراه داشت که تمام آن به خنده ی واقعی یک مسافر که با حال خراب وارد کنگره میشود حالش خوب میشود از صمیم قلب میخندد ارزش دارد یک مسافر در حال مصرف مواد ممکن هست طی یک اتفاق از لب بخندد ولی قلب او پر از درد و رنج هست پشت این خنده ها جور کردن مواد خود هست از چه راهی تهیه نماید کجا مصرف کند خنده ی او فقط به ظاهر هست و از صمیم قلب نیست بعد از گذر زمان طی یازده ماه و پشت سر گذاشتن سفر اول خنده ی او از صمیم قلب خواهد شد این مشکل برای همسفر های ما هم صدق میکند وقتی تمام حس های درونی مسافر باز شود این بسیار ارزشمند هست دیدن این لحظه ها بسیار عزیز و لذت بخش هست برای من خود من بار هر بار امدن انرژی فراوانی را جمع میکنم و در محیط خانه و خانواده ی خود پخش میکنم معنی زندگی کردن و حس خوب را اینجا آموختم وضع مالی من در این مکان خوب شد من فردی بودم که پول تهیه ی شربت خود را نداشتم ولی به لطف خداوند من توانستم به درجات بالاتر برسم و توان رفت و آمد در این مسیر را داشته باشم باز هم تمام این مشکلات به خنده ی واقعی یک مسافر و همسفر ارزش دارد مسافر از مصرف مواد و همسفر از صفات آن هر دو حال خرابی داشته اند فرقی ندارد با آموزشها صفات بد جای خود را به صفات خوب میدهند در ادامه شاکر و سپاسگذار خداوند هستم که بار دیگر این توفیق را حاصل نمودم در بین شما عزیزان قرار بگیرم ما در کنار همدیگر میتوانیم یک نقش بسیار زیبایی را ترسیم کنیم و ما تک به تک نقش مهمی در این زمینه خواهیم داشت تا بتوانیم کنگره ی شصت را نقش دهیم بسیاری از افراد پشت این در منتظر هستند ولی فرمان ورود آنها هنوز صادر نشده و این ما هستیم که باید مجدد این نقاشی زیبا را برای ورود این افراد ترسیم نماییم.
عکس: مرزبان خبری مسافرامیرحسین
ویرایش، تنظیم و ارسال:  مسافرمحسن لژیون اوّل
نمایندگی مسافران نایین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .