سلام ، مصطفی هستم مسافر ،
با ۱۵ سال تخریب وارد کنگره شدم آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک شیره اُپیوم به روش خوراکی به روش دی اس تی با داروی اوتی دوازده ماه سفر کردم با راهنمای محترم آقا مسعود. الان دو ساله با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستم در ادامه سفر سیگار داشتم آنتی ایکس روزی سه پاکت سیگار حدود دوازده ماه سفر کردم با راهنمای محترم آقا رجب الان یک سال و ده ماهه آزاد و رها هستم .
امیدوارم حال همه شما خوب باشد. شاکر خداوند و سپاسگزار آقای مهندس خانواده محترمشانم. تشکر میکنم از راهنمای درمان خودم اقا رجب تشکر میکنم .
ابتدا این هفته قشنگ رو به اولین همسفر کنگره ۶۰ خانم آنی بزرگ تبریک و تهنیت میگویم که با جان فشانی های خودشان داشتند، این بستر امن را برای آقای مهندس فراهم کردند تا کنگره به این نقطه برسد البته با صد هزار رها شده از دام اعتیاد برسد. از همسفر خودم تشکر میکنم که برای درمان اعتیاد مرا همراهی کردند.الحق و الانصاف همراه خوبی برای من بودند و قطعا در ادامه هستند چرا که ماه پنجم سفرم بود که همسر خودم را در جریان بیماری اعتیادم گذاشتم ، از همان مقطع همسرم به عنوان همسفر به کنگره آمد و شروع به سفر کرد . با موقعیت شغلی که داشت در اوایل سفر برایش سخت بود، ولی رفته رفته این امر برایش پذیرفتنی شد. از اینکه می گویند همسفر بال پرواز مسافراست واقعا درست است و در یک مسیر مشترک با هم،هم قدم و هم قسم می شوند .
حسی که چند سال قبل با هم آمیخته شده بود و در یک مسیر بود ولی با آمدن مهمان ناخوانده ای بهنام اعتیاد ( یا عشق دروغین به مواد ) این حس کم کم طی چندین سال تخریب مسافر حالا کم رنگ شد ، این کم رنگی ها در بعضی از افراد بیشتر و در بعضی ها کمتر بوده که این هم بستگی به مدت تخریب و نوع مصرف فرد مصرف کننده بستگی دارد . من با مصرفی که داشتم در حال عبور از اعماق تاریکی ها و سقوط از پرتگاه بودم که ناگهان کسی فریاد زد کجا می روی!! برگرد .. برگرد . ناجی با دستانی توانمند دستم را گرفت و از اعماق ظلمت و از ته چاهی عمیق بیرون کشید و آن کس ، کسی نبود به غیر از کنگره و آقای مهندس و به من گفت : ده ماه طول می کشد که در راه صراط مستقیم قرار بگیری و درمان شوی ، پس کمی صبر کن و عجله نکن .
این کلیت یک فرد مسافر و همسفرش هست ، حال چند سوال از همسفر خودم میپرسم که بدانم حس او چیست ؟
۱ . از احساست نسبت به مصرف من بگو؟
احساس من به مصرف تو
بسیار ترسناک ، ته تاریکی و بن بست زندگی . چون تعریف من از انسان مصرف کننده در ذهنم این بود.
حالا حست رو نسبت به بعد رهایی من و خلاصی از دام اعتیاد بیان کن عزیزم ؟
زندگی و تولدی جدید
شروعی تازه ، نفسی نو .
حالا برگرد به دو سال قبل فکر کن هنوز مصرف کننده هستم ، چه کاری میکردی در اون شرایط ؟
من هیچ وقت نفهمیدم تو مصرف کننده هستی،اما اگر می دانستم ، از دست من برای تو کاری بر نمی آمد چون میخواستی و ادامه می دادی
واین من بودم که نابود میشدم ، زندگی در کنار یک مصرف کننده برایم زجر دائم بود.
آیا میتونی تفاوت موقع مصرف کردن و رهایی زندگی خودمون رو بیان کنی ؟
تفاوت که زمین تا آسمان است
اما کاش این حال خوش بعد از رهایی جهت داده شود ، مدیریت شود تا از آن طرف بام نیوفتید .
تعادل در تمام امور واجب است .
فکر میکنی اگه داخل کنگره نبودی و سفر نمیکردی به عنوان همسر می توانستی با مصرف کردن من کنار بیایی؟
برای نجات زندگی بله . شاید اگر کنگره هم بر سر راهم قرار نمیگرفت ، برای خلاصی از این آتش خانمان سوز رو به سوی همه می آوردم و طلب کمک می کردم .
آیا تغییری در من از زمان مصرفم و اکنون که دیگر مصرف کننده نیستم ایجاد شد ؟ میتونی چیزی بیان کنی ..
بله ، تغییر خیلی زیاد است .
چرت نزدن ها ، حضور در جمع خانوادگی ، فرصت بیشتر در کنار اعضای خانواده بودن ، تقریبا به موقع آماده شدن ، نظم و انضباط تا حدودی
با هم غذا خوردن ، زمان بیشتری برای خانواده گذشتن،اما جای تغییرات بیشتری هست هنور که امیدوارم با گذشت زمان تغییرات مثبت روز به روز افزایش پیدا کند .
حالا فکر نمیکنی اندکی از کنگره و لژیونت فاصله گرفته ای؟
این فاصله با توجه به آموزش هایی که دریافت کردم ، و خودسازی که از کنگره بدست آورده ام ، تا این لحظه خوشایند بوده.....در آینده ، نمیدانم .
در ادامه جوابت بگذار بگویم ؛ البته فکر میکنم بدانم چرا از کنگره فاصله گرفته ای، بگذار برای یک وقت دیگر در مورد این موضوع مفصل صحبت میکنیم.
از همه افرادی که وقت گذاشتند و خواندندتشکر میکنم . لحظات شاد و خوبی رو در کنار خانواده براتون آرزو میکنم .
با سپاس از آقای مصطفی بابت این فرصت آموزشی که در اختیار ما گذاشتند تا از تجربیات ایشان بهره مند شویم. برای ایشان و همسفرشان خواستار توفیق و نشاط پایدار هستیم
گروه سایت نمایندگی نیمایوشیج بهشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
476